شفاعت و توسل و رابطه ي آنها با توحيد

شفاعت و توسل و رابطه ي آنها با توحيد

شفاعت يعني چه؟ و چرا با وجود خدا ائمه را واسطه قرار مي دهيم و به آنها توسل مي جوييم؟

بايد توجه داشت كه مسأله شفاعت و مسأله توسل دو مطلب مستقل هستند شفاعت يكى از معارف با تعريف و شرايط خاص خود و توسل نيز يكى ديگر از معارف است ظاهراً آنچه در اين سؤال مورد نظر شماست مسأله توسّل به اولياى الهى است. به همين جهت ما ابتدا به توضيحى پيرامون توسل و سپس پيرامون شفاعت مى‏پردازيم.

الف) توسل در لغت به معناى تمسك جستن به وسيله‏اى براى نيل به مقصود است. از آن جا كه خداوند، جهان هستى را بر اساس نظام اسباب و مسببات قرار داده است و فيض خود را تنها از طريق مجارى و اسباب اعطا مى‏كند أبى الله ان يجرى الاشياء الاّ بالاسباب،(1). انسان براى رسيدن به مقصود خويش، بايد به اسباب و وسايط متوسّل شود مثلاً اگر بخواهد زمين خشك و بايرى را تبديل به مزرعه‏اى سر سبز و يا باغى آباد كند، بايد زمين را شخم بزند، نهال يا دانه و بذر درون زمين بكارد، به موقع كود و آب بدهد، به اندازه لازم سم پاشى كند و. اگر مى‏خواهد به طبقه دوم يا سوم يك ساختمان برسد، بايد از پله‏هاى آن بالا رود، يا سوار آسانسوز يا پله برقى شود و همينطور در ساير كارهاى روزمره زندگى، انسان به اسباب و وسايل براى رسيدن به مقصود خود تمسّك و توسّل مى‏جويد. بر اين اساس، توسّل لازمه زندگى انسان در جهان هستى است جهانى كه بر آن قانون اسباب و مسببات حكمفرما است.

بنابراين، خداوند كه هستى عالم از او است و ادامه هستى و هر حركت، نيرو و تغييرى وابسته به او و ناشى از فيض او است، خود براى اعطاى فيض خويش، مجارى و اسبابى را قرار داده است. بر همين اساس، خداوند امورى را به عنوان اسباب و وسايل در جهت تقرب و نزديكى به درگاه خويش و برآمدن حاجات، قرار داده است ما را به توسّل به آن امور، امر كرده است: يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا اِتَّقُوا اَللَّهَ وَ اِبْتَغُوا إِلَيْهِ اَلْوَسِيلَةَ اى مؤمنان پرواى الهى داشته باشيد و به سوى او وسيله تحصيل كنيد،(2). با توجه به اطلاق كلمه «وسيله» آيه شريفه، اين كلمه معنايى وسيع و گسترده دارد و شامل هر آنچه كه صلاحيت نزديك كردن انسان به پيشگاه خداوند را دارد، مى‏شود. همچنان كه نماز و روزه، احسان به يتيم، دستگيرى از مستمندان، خدمت به خلق خدا و. وسيله تقرب به خداوند هستند استمداد به ارواح مطهّر پيامبران و اولياى الهى نيز وسيله تقرب به خداوند است كه در روايات و سيره معصومين بر آن تأكيد شده است. پيامبر اكرم به شخصى نيازمند كه- به ايشان مراجعه كرده بود- شيوه توسل را ياد مى‏دهد: اللهم انى اسألك و اتوجّه اليك بنبيّك نبى الرحمه.،(3). و روايات بسيار زيادى كه در اين زمينه وارد شده است. بنابراين، حقيقت توسّل به اولياى الهى، تمسّك به اسباب و وسايل قرب به خداوند است. تمسك به اولياى الهى، به معناى اعتقاد به استقلال آنان از خداوند، در تأثير گذارى و برآمدن حاجات نيست بلكه توسّل به اولياى الهى، همراه با اين اعتقاد است كه تنها خداوند است كه مستقل از غير و بى نياز از غير، در عالم هستى تأثير مى‏گذارد. و غير از او، تأثيرگذارى همه اسباب و وسايل تحت قدرت و اراده و خواست خداوند و متكى به آن خواهد بود.

با توجه به حقيقت توسّل ضرورت آن آشكار مى‏شود، زيرا عالم هستى بر اساس نظام اسباب و مسببات استوار است و تمسك به اسباب و وسايل، براى نيل به مقصود و تحصيل كمالات مادى و معنوى، لازمه اين نظام است و خداوند نيز انسان را در جهت كسب كمالات معنوى و قرب به درگاه خويش، امر به تمسك به وسايل، يعنى، امر به توسّل كرده است.

در اين راستا، علاوه بر اعمال صالح و نيك مثل انفاق به مستمندان خدمت به خلق خدا، برآوردن نيازهاى هم‏نوعان و عباداتى همچون نماز و روزه- كه مورد رضايت خداوند و به منظور تقرب به درگاه الهى تشريع شده است- مى‏توان به انسان‏هاى پاك و معصوم و وارسته‏اى كه مرضى خداوند و از مقرّبان درگاه الهى‏اند، (همچون انبياى الهى و به ويژه پيامبر خاتم و ائمه معصومين (ع)) توسّل جست. در حقيقت توسل به اولياى الهى، به معناى واسطه (و سبب) قرار دادن آن انسان‏هاى پاك و مقرب درگاه الهى و طلب دعاى خير آنان در حق متوسّلان است.

گفتنى است علت اين كه خداوند به پيامبران و اولياى الهى، چنين نقشى را داده تا مردم به آنان به عنوان واسطه و سبب بنگرند، اين است كه اوّلاً خداوند، با اين كار، اولياى خود را در كانون توجه و اقبال مردم قرار دهد تا در عمل، مردم با مراجعه به آنان و الگوگيرى از آنان، به طريق هدايت و سعادت دست يابند. ثانياً از آن جا كه اولياى الهى، انسان‏هايى مثل خود ما هستند، خيلى زود و راحت مى‏توانيم با آنان رابطه عاطفى و نزديك برقرار مى‏كنيم و همين ارتباط سريع، ما را به اين اسوه‏ها نزديك مى‏كند و ما را در معرض هدايت آنان قرار مى‏دهد.

ب) معناى لغوى شفاعت شفاعت از ماده «شفع» به معناى «زوج» در مقابل ماده «وتر» به معناى «فرد» گرفته شده است و به معناى اين است كه شخصى در كنار شخص ديگر قرار گيرد و با وساطت خود، او را در رسيدن به خواسته و حاجتش يارى دهد. شفاعت در محاورات عرفى و گفتگوى روزمره مردم غالباً به معناى وساطت و در خواست شخص آبرومندى از بزرگى براى عفو مجرمى يا ترفيع درجه و پاداش خدمتگزارى، به كار مى‏رود.

در حقيقت شخصى كه متوسل به شفاعت مى‏شود، نيروى خود را به تنهايى كافى نمى‏بيند، به اين جهت نيروى خود را با نيروى شفيع ضميمه مى‏كند و در نتيجه آن را مضاعف نموده نظر به آنچه مى‏خواهد نايل شود.

معناى اصطلاحى شفاعت شفاعت عبارت است از وساطت يك مخلوق ميان خداوند و مخلوقى ديگر. چه در دنيا و چه در آخرت چه وساطت در رسانيدن خير و چه وساطت در دفع شر و ضرر.

يكى از مظاهر رحمت واسعه خداوند، مغفرت و آمرزش است. مغفرت و آمرزش الهى مانند هر رحمت ديگر خداوند از طريق مجارى خاص و براساس قانون و نظام اسباب و مسببات به بندگان مى‏رسد.

به عنوان مثال، همان‏گونه كه رحمت هدايت الهى، از طريق وسائط به مردم مى‏رسد و انبياء و وحى و كتب آسمانى كه براى هدايت مردم فرستاده شده‏اند، وسائط هدايت و واسطه خروج از ظلمات به نور هستند رحمتِ مغفرت و آمرزش الهى نيز از طريق مجارى خاصى به مردم مى‏رسد. يعنى فيض مغفرت الهى نيز از قانون و نظام اسباب و مسببات مستثنى نيست و از طريق اسباب و وسائط به بندگان مى‏رسد. شفاعت در مغفرت، عبارت است از «وساطت در رسيدن مغفرت و آمرزش الهى به بندگان گنه‏كار». بنابراين حقيقت شفاعت، رسيدن فيض مغفرت و آمرزش الهى از طريق مجارى و اسباب آن، به بندگان است.

به تعبير استاد شهيد مطهرى: شفاعت، در حقيقت همان مغفرت الهى است كه وقتى به خداوند كه منبع و صاحب خيرها و رحمت‏هاست نسبت داده مى‏شود، با نام «مغفرت» خوانده مى‏شود و هنگامى كه به وسائط و مجارى رحمت منسوب مى‏گردد، نام «شفاعت» به خود مى‏گيرد،(4). بنابراين در شفاعت، شفيع ميان خداوند و بنده گنه‏كار واسطه مى‏شود و سبب مى‏شود كه آمرزش و مغفرت الهى شامل حال انسان گنه‏كار بشود.

ممكن است اين شفاعت در دنيا باشد و در همين دنيا مغفرت الهى شامل حال گنه‏كار گردد مانند شفاعت توبه، و ممكن است در آخرت و روز رستاخيز باشد مانند شفاعت اولياى الهى براى گنه‏كاران در روز قيامت.

شرايط شفاعت: شفاعت اولياى الهى در روز قيامت براى گنه‏كاران و واسطه شدن آنان در رساندن رحمت، مغفرت و آمرزش الهى، بدون حساب نيست، بلكه اين كه كسانى مورد شفاعت قرار گيرند، متوقف بر شرايطى است كه در آيات و روايات بيان شده است.

1- رضايت خداوند: همان‏گونه كه در تبيين شفاعت گذشت، شفاعت از سوى خداوند آغاز مى‏شود. شفاعت، فيض مغفرت الهى است كه مانند تمام فيوضات از جانب خدا اعطا مى‏شود و شفيعان اسباب و وسائط و مجارى اين فيض هستند. فياض و اعطا كننده اين رحمت خداوند است. به همين جهت در آيات و روايات شرط اصلى و اساسى شفاعت اين است كه مورد رضايت و پسند خداوند باشد. شفيعان كسانى هستند كه خداوند آنان را براى اين امر پسنديده و به آنان اجازه شفاعت داده است يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ اَلشَّفاعَةُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ اَلرَّحْمنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلاً در آن روز شفاعت سودى ندارد مگر كسى كه خداى رحمان به او اجازه دهد و سخن او را بپسندد،(5).

شفاعت شوندگان نيز كسانى هستند كه مورد رضايت و پسند خداوند باشند وَ لا يَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ اِرْتَضى‏ (شفيعان) شفاعت نمى‏كنند مگر براى كسى كه مورد رضايت و پسند خداوند باشد،(6). يعنى شفاعت شفيعان در حق كسى مؤثر واقع مى‏شود كه به مقام ارتضاى الهى نايل آمده باشد. يعنى هم اصل شفاعت از سوى خداوند و اعطاى اوست و هم شفيعان را خداوند براى اين مقام تعيين كرده و هم شفاعت شوندگان كسانى هستند كه خداوند مى‏خواهد.

2- گنه‏كارانى مورد شفاعت قرار مى‏گيرند كه گناهان آنان، اصل ايمانشان را به خطر نيفكنده باشد. به همين جهت در منابع دينى آمده است كه كافر و مشرك در روز قيامت شفاعت نمى‏شوند و شفاعت شفاعت‏كنندگان به حال آنان سودى نخواهد داشت.

قال رسول الله (ص): الشفاعة لاتكون لاهل الشك والشرك و لا لاهل الكفر والجحود بل يكون للمؤمنين من اهل التوحيد شفاعت براى ترديد دارندگان و مشركين و كافرين نيست، بلكه براى مؤمن موحد است،(7).

3- گنه‏كارانى مورد شفاعت قرار مى‏گيرند كه مطيع دستورات خدا و رسول و امامان باشند. در منابع دينى شرط اين كه شفاعت شامل حال بنده گنه‏كار بشود، عمل كردن به احكام و دستورات دين ذكر شده است. كسى كه روش و بناى عملى‏اش اطاعت از خدا و فرستادگان او بوده، لكن گهگاهى دچار لغزش و خطا شده است، قابليت و استحقاق شمول رحمت مغفرت و آمرزش الهى را در روز قيامت، از طريق وسائط و مجارى آن يعنى شفاعت شفيعان، خواهد داشت.

امام صادق (ع) مى‏فرمايد: «هر كس دوست دارد شفاعت شافعين در مورد او سودمند واقع شود بايد در صدد جلب رضايت خداوند برآيد و بدانيد هيچ كس رضايت خداوند را جلب نخواهد كرد مگر با اطاعت از خدا و پيامبر و اولياى الهى از آل محمد»،(8).

اهميت عمل به احكام و وظايف دينى، در شمول شفاعت به حدى است كه حتى سبك شمردن و اهميت ندادن به آن سبب محروميت از شفاعت مى‏شود.

رسول اكرم (ص) مى‏فرمايد: لاينال شفاعتى من استحف بصلوته شفاعت من به كسى كه نمازش را سبك بشمارد نمى‏رسد،(9).

امام صادق (ع) مى‏فرمايد: لاتنال شفاعتنا من استخف بالصلوة شفاعت ما به كسى كه نماز را سبك بشمارد، نمى‏رسد،(10).

4- وجود رابطه روحى و معنوى ميان شافع و شفاعت شونده. اگر اولياى الهى در روز قيامت از عده‏اى شفاعت مى‏كنند و در حقيقت واسطه فيض مغفرت و آمرزش الهى مى‏شوند، اين شفاعت بى‏حساب و جزاف نيست. بلكه ناشى از رابطه معنوى خاصى است كه در دنيا ميان شفاعت كننده و شفاعت شونده برقرار شده است. بر اين اساس وقتى كسى در زندگى دنيوى با اولياى الهى هم‏عقيده و هم‏فكر و هم‏راه است و تحت جذبه هدايت‏گرى آنان قرار گرفته و آنان را امام و پيشواى خود قرار داده است، درجه‏اى از وحدت و هم‏سنخى و محبت ميان آنان ايجاد شده است. اين رابطه روحى و معنوى ميان شفاعت‏كننده و شفاعت‏شونده در اين دنيا، پايه و اساس شفاعت در آخرت خواهد بود. بنابراين شفاعت اولياى الهى شامل حال كسانى كه در دنيا چنين رابطه روحى و معنوى با انبيا و اوصيا و ائمه معصومين نداشته‏اند، نخواهد شد.

برخى از ويژگى‏هاى شفاعت: 1- مراتب و درجات شفاعت. شفاعت اولياى الهى براى انسان خطاكار مراتبى دارد. اين شفاعت، همان‏گونه كه در شرط چهارم شفاعت گذشت، براساس رابطه معنوى ميان شخص با اولياى الهى است و هر اندازه كه اين رابطه بيشتر باشد، تأثير بيشتر خواهد گذاشت. شفاعت ممكن است در برزخ موجب نجات شود، ممكن است در قيامت و مواقف متعدد آن و ممكن است حتى پس از دخول در جهنم مؤثر بيافتد.

امام باقر (ع) مى‏فرمايد: «گروهى از مردم پس از آن كه در آتش جهنم مى‏سوزند شفاعت به سراغشان مى‏آيد و آنها را نجات مى‏دهد»،(11).

اين خصوصيت شفاعت، مانع از جرأت افراد بر ارتكاب گناه مى‏شود، و در عين حال روزنه اميد را بازمى‏گذارد و افراد را به سعى در تحصيل شرايط شمول شفاعت كه در يك كلام در رضايت خدا و عمل به دستورات او خلاصه مى‏شود وامى‏دارد.

2- خداوند تحت تأثير شفيعان نيست. برخلاف شفاعت مرسوم در ميان مردم، كه حاكم به خاطر نفوذى كه شفيع نزد او دارد و متأثر از نفوذ وى، مجرم را مورد عفو قرار مى‏دهد، شفاعت، فعل خداوند است. شفاعت از سوى خداوند آغاز مى‏شود. فيضى است كه او عطا مى‏كند و شفيعان واسطه ايصال اين فيض هستند. شفيعان تحت تأثير خداوندند و نه بالعكس.

3- شفاعت، پاداشى براى صالحان است. در كلام معصومين يكى از حكمت‏هاى شفاعت، هديه و جايزه به صالحين ذكر شده است. فرق است ميان كسى كه عمرى را به مخالفت و عصيان و كفر نسبت به خداوند گذرانده و كسى كه عقيده و عملش مورد پسند خداوند بوده است. هر چند دچار لغزش‏ها و خطاهايى نيز شده است. شفاعت در حقيقت هديه و جايزه‏اى است به چنين انسان‏هايى، به اين صورت كه به خاطر عقيده و اعمال خوب آنها، اعمال بدشان بخشيده مى‏شود.

امام صادق (ع): والشفاعة جائزة لهم اذا ارتضى الله عز وجل دينهم شفاعت جايزه‏اى است براى مؤمنين گنه‏كارى كه دين آنان مورد رضايت و پسند خداوند است،(12).

اما پاسخ به اشكال شما: آيا نمى‏شود خود ما از خدا بخواهيم ما را ببخشد؟ يكى از اسباب مغفرت الهى، توبه و استغفار است يعنى، انسان در همين دنيا از گناهان خود پشيمان شود و از خداوند طلب مغفرت و بخشش كند و اتفاقاً در احاديث تأكيد شده كه بهترين شفيع انسان، توبه و طلب مغفرت است.

قال على (ع): لاشفيع انجح من التوبة هيچ شفيعى بهتر (نجات بخش‏تر) از توبه نيست،(13). زيرا با توبه انسان در همين دنيا پاك و آمرزيده مى‏شود و ديگر كارش به عالم پس از مرگ كشيده نمى‏شود. بنابراين نه تنها مى‏شود انسان از خدا طلب مغفرت و آمرزش كند، بلكه اين كار بهترين نتيجه و اثر را خواهد داد. لكن همان گونه كه گذشت مغفرت الهى از طريق اسباب متعددى و براساس نظام و قانون خاصى به انسان‏ها مى‏رسد، يكى از اين اسباب هم اولياى الهى هستند. اگر بنده مؤمنى در دنيا موفق به توبه نشد، هرگاه مشمول شرايط شفاعت شدن باشد، در آخرت از فيض مغفرت الهى از طريق سبب آن يعنى شفاعت اولياى الهى بهره‏مند مى‏شود و حكمت اينكه خداوند، مغفرت خود را از طريق اين وسائط، اعطا مى‏كند، توجه دادن مردم به شفيعان كه اسوه‏هاى هدايتند مى‏باشد. خداوند انبيا، اوصيا و ائمه معصومين را براى هدايت بشر فرستاده و آنان را الگو و اسوه هدايت قرار داده است. معرفى اين اسوه‏هاى هدايت به عنوان شفيعان و واسطه‏هاى فيض مغفرت در آخرت، سبب مى‏شود تا انسان‏ها تلاش و سعى خود را در جهت نزديك شدن روحى و ايجاد رابطه معنوى و هم سنخ شدن با آنان به كار گيرند. به علاوه از ديگر حكمت‏هاى شفيع و واسطه قرار گرفتن اولياى الهى در شمول مغفرت، اين است كه عالم آخرت تجسّم و تجلّى باطن همين دنياست. رابطه امام و مأموم و علقه معنوى و پيروى عملى مأموم از امام در آخرت به صورت، شفاعت تجلى مى‏كند و مأموم به دنبال امام خود به بهشت مى‏رود يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ.

پى‏نوشت‏

 (1) (بحارالانوار، ج 2، ص 90)

 (2) (مائده 35)

 (3) (سنن ابن ماجه، ج 1، ص 441 مسند احمد بن حنبل، ج 4، ص 138 الجامع الصغير سيوطى، ص 59)

 (4) (مجموعه آثار، ج 1، ص 259)

 (5) (طه، آيه 109)

 (6) (انبياء، آيه 28)

 (7) (ميزان‏الحكمه، ج 5، ص 117)

 (8) (بحارالانوار، ج 78، ص 220)

 (9) (ميزان‏الحكه، ج 5، ص 117)

 (10) (كافى، ج 3، ص 270)

 (11) (ميزان‏الحكمه، ج 2، ح 2940)

 (12) (بحارالانوار، ج 8، ص 40)

 (13) (بحارالانوار، ج 8، ص 58، ح 75)

قرآن و دانش جديد زيست‏شناسي

قرآن و دانش جديد زيست‏شناسي

 

 
همه موجودات زنده از آب آفريده شده‏اند.
به اين آيه قرآن توجه كنيد: اولم يرالذين كفروا ان‏السموات والارض كانتا رتقا ففتقناهما وجعلنا من‏الماء كل‏شي حي افلا يومنون (سوره انبياء، آيه 30): «مگر كافران نديدند كه آسمان‏ها و زمين به‏هم پيوسته بودند و ما جدايشان كرديم؟ و هرچيز زنده‏اي را از آب پديد آورديم، آيا ايمان نمي‏آورند؟».
امروزه پس از پيشرفت‏هايي كه در علم ايجاد شده، دريافته‏ايم كه 80 درصد سيتوپلاسم يا ماده زمينه‏اي سلول‏هاي زنده از آب تشكيل شده است. تحقيق جديدتري نشان داده كه بدن بيشتر موجودات زنده بين 50 تا 90 درصد آب دارد و نيز هر موجود زنده‏اي براي حيات به آب نياز دارد. آيا 14 قرن پيش، يك انسان عادي مي‏توانست حدس بزند كه همه موجودات زنده از آب آفريده شده‏اند؟ جالب‏تر اين‏كه اين سخن از زبان انساني نقل شده است كه خود در صحراي عربستان مي‏زيسته، سرزميني كه هميشه با مشكل كمبود آب مواجه بوده و هست.
اين آيه آفرينش حيوانات را از آب بيان مي‏كند: والله خلق كل دابة من ماء (سوره نور، آيه 45): «خداوند همه جنبدگان را از آب آفريد» و سوره فرقان آيه 54 به آفرينش انسان از آب اشاره مي‏كند: وهوالذي خلق من‏الماء بشراً فجعله نسباً و صهراً و كان ربك قديراً: «اوست كه بشر را از آب آفريد و براي او نسب و سبب قرار داد، پروردگار تو تواناست».
گياه‏شناسي
گياهان به صورت زوج (نر و ماده) آفريده شده‏اند.
انسان تا مدت‏ها نمي‏دانست كه گياهان هم مانند انسان از دو جنس نر و ماده آفريده شده‏اند. حتي آن‏دسته از گياهاني كه تك‏جنسي هستند، در اندام‏هاي خود هم اعضاي نر و هم اعضاي ماده را دارند. اين حقيقت قرن‏ها پيش در آيه‏اي از قرآن ذكر شده است: وانزل من‏السماء ماءً فاخرجنا به ازواجاً من نبات شتّي (سوره طه، آيه 53): «و از آسمان آبي فرستاد كه با آن انواع گياهان مختلف را رويانديم».


ميوه‏ها به صورت زوج آفريده شده‏اند.
و من كل الثمرات جعل فيها زوجين اثنين (سوره رعد، آيه 3): «و انواع ميوه‏ها را در دو قسم پديدآورد».
ميوه، محصول نهايي عمل توليدمثل در گياهان رده عالي است. مرحله قبل‏از به‏وجودآمدن ميوه، شكوفه‏دادن است كه هر شكوفه، اندام‏هاي جنسي نر و ماده را دارد. با انجام عمل گرده‏افشاني، شكوفه‏ها بارور مي‏شوند و طي مراحلي به ميوه تبديل مي‏شوند. پس ميوه‏هاي رسيده در حقيقت محصول فعاليت همان اندام‏هاي جنسي نر و ماده در گياهان هستند. در بعضي گونه‏هاي خاص مثل موز، انواعي از آناناس و...، كه ميوه از شكوفه غير بارور ايجاد مي‏شود (Parthenocarpic Fruit) كه حتي در اين گياهان هم ويژگي‏هاي خاص جنسي ديده مي‏شود.


همه‏چيز زوج آفريده شده است.
ومن كل شي‏ء خلقنا زوجين لعلكم تذكرون (سوره ذاريات، آيه 49): «و از هرچيز جفتي آفريديم شايد توجه پيدا كنيد». اين آيه به چيزهاي ديگري غير از انسان، حيوانات، گياهان و ميوه‏ها اشاره دارد، پديده‏هايي مثل الكتريسيته و اجزاي تشكيل‏دهنده اتم كه الكترون و پروتون نام‏گذاري شده، داراي بارهاي منفي و مثبت مي‏باشند
و....
سبحان‏الذي خلق الازواج كلها ممّا تنبت‏الارض و من انفسهم و ممّا لايعلمون (سوره يس، آيه 36): «منزه است آن كه همه جفت‏ها را آفريد، چه از روييدني‏هاي زمين و چه از ذات خودشان و چه از چيزهايي كه نمي‏دانند». قرآن در اين آيه بيان مي‏كند كه همه‏چيز زوج آفريده شده است. پديده‏هاي شناخته و ناشناخته‏اي كه احتمالاً بسياري از آنها را انسان در آينده كشف خواهد كرد.


جانورشناسي
حيوانات و پرندگان نيز مانند انسان‏ها جامعه دارند.
و ما من دابة في‏الارض ولاطائر يطير بجناحيه الّا امم امثالكم (سوره انعام، آيه 38): «هيچ جنبنده‏اي در زمين نيست و هيچ پرنده‏اي با دو بال خود پرواز نمي‏كند مگر اين‏كه امت‏هايي مانند شما هستند».
تحقيقات نشان داده است كه حيوانات و پرندگان مانند انسان جامعه دارند به اين معني كه فعاليت‏هاي آنها سازماندهي شده است و كارهايشان را به صورت گروهي انجام مي‏دهند. اين مسأله در زندگي حشراتي مانند مورچه يا زنبورعسل كاملاً مشهود است.


پرواز پرندگان
قرآن در اين مورد مي‏فرمايد: اولم يروا الي الطير فوقهم صافات و يقبضن مايمسكهن الّاالرّحمن انه بكل شي بصير (سوره ملك، آيه 19): «آيا پرندگان را برفراز سرشان نديدند كه بال مي‏زنند، جز خداي رحمان كسي نگاهشان نمي‏دارد زيرا او بر همه‏چيز بيناست». واژه عربي " امساك " به معناي نگاه‏داشتن است. اين آيه بيان مي‏كند كه خدا با قدرت خويش پرنده را در آسمان نگه مي‏دارد و تأكيد خاصي بر ارتباط بسيار نزديك رفتار پرنده با فرمان الهي دارد. اطلاعات علمي جديد نشان داده است كه گونه‏هايي از پرندگان دقت بسيار بالايي در يافتن مسيرهاي حركت خود در حين مهاجرت دارند و فقط وجود يك برنامه خاص براي مهاجرت در كدهاي ژنتيكي پرندگان توجيه علمي قابل قبولي براي اين قدرت فوق‏العاده است. قدرتي كه باعث مي‏شود حتي پرندگان خيلي جوان در سفرهاي طولاني و پيچيده خود بي‏هيچ تجربه يا راهنمايي به مقصد دقيق خود برسند و در تاريخ معيني به همان محلي كه از آنجا كوچ كرده بودند باز گردند.
پروفسور هامبرگر در كتاب " قدرت و ظرافت " از پرنده‏اي نام مي‏برد كه در اقيانوس آرام زندگي مي‏كند و در مدت 6 ماه مسافتي بالغ بر 15 هزار مايل را در مسيري به شكل "8" طي مي‏كند و پس از 6 ماه با تأخير زماني حداكثر يك هفته به نقطه‏اي كه از آنجا كوچ كرده بود بازمي‏گردد. سيستم بسيار پيچيده‏اي كه براي چنين سفري مورد نياز است در سلول‏هاي عصبي اين پرنده تعبيه شده است، با توجه به برنامه بسيار دقيقي كه اين سيستم مي‏طلبد آيا نبايد به وجودي كه "برنامه‏ريز" اين سيستم بوده است بينديشيم؟!

منبع : پایگاه اینترنتی طاها http://anjoman-is.mihanblog.com/More-505.ASPX

رمضان و روزه گرفتن

رمضان و روزه گرفتن

به ماه مبارک رمضان و روزه گرفتن در آیات زیر اشاره شده است

۱- سوره بقره آیات ۱۸۳تا ۱۸۵

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد روزه بر شما مقرر شده است همان گونه كه بر كسانى كه پيش از شما [بودند] مقرر شده بود باشد كه پرهيزگارى كنيد.

[روزه در] روزهاى معدودى [بر شما مقرر شده است] [ولى] هر كس از شما بيمار يا در سفر باشد [به همان شماره] تعدادى از روزهاى ديگر [را روزه بدارد] و بر كسانى كه [روزه] طاقت‏فرساست كفاره‏اى است كه خوراك دادن به بينوايى است و هر كس به ميل خود بيشتر نيكى كند پس آن براى او بهتر است و اگر بدانيد روزه گرفتن براى شما بهتر است.

ماه رمضان [همان ماه] است كه در آن قرآن فرو فرستاده شده است [كتابى ] كه مردم را راهبر و [متضمن] دلايل آشكار هدايت و [ميزان] تشخيص حق از باطل است پس هر كس از شما اين ماه را درك كند بايد آن را روزه بدارد و كسى كه بيمار يا در سفر است [بايد به شماره آن] تعدادى از روزهاى ديگر [را روزه بدارد] خدا براى شما آسانى مى‏خواهد و براى شما دشوارى نمى‏خواهد تا شماره [مقرر] را تكميل كنيد و خدا را به پاس آنكه رهنمونيتان كرده است به بزرگى بستاييد و باشد كه شكرگزارى كنيد.

۲- سوره بقره آیه ۱۸۷

در شبهاى روزه همخوابگى با زنانتان بر شما حلال گرديده است آنان براى شما لباسى هستند و شما براى آنان لباسى هستيد خدا مى‏دانست كه شما با خودتان ناراستى مى‏كرديد پس توبه شما را پذيرفت و از شما درگذشت پس اكنون [در شبهاى ماه رمضان مى‏توانيد] با آنان همخوابگى كنيد و آنچه را خدا براى شما مقرر داشته طلب كنيد و بخوريد و بياشاميد تا رشته سپيد بامداد از رشته سياه [شب] بر شما نمودار شود سپس روزه را تا [فرا رسيدن] شب به اتمام رسانيد و در حالى كه در مساجد معتكف هستيد [با زنان] درنياميزيد اين است ‏حدود احكام الهى پس [زنهار به قصد گناه] بدان نزديك نشويد اين گونه خداوند آيات خود را براى مردم بيان مى‏كند باشد كه پروا پيشه كنند.

۳- سوره أحزاب آیه ۳۵

مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ايمان و مردان و زنان عبادت‏پيشه و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شكيبا و مردان و زنان فروتن و مردان و زنان صدقه‏دهنده و مردان و زنان روزه‏دار و مردان و زنان پاكدامن و مردان و زنانى كه خدا را فراوان ياد مى‏كنند خدا براى [همه] آنان آمرزشى و پاداشى بزرگ فراهم ساخته است.

منبع : http://www.parsquran.com/blog/?p=93

سایت پارس قرآن

زن محجبه ترک، حجاب را به دانشگاه ترجیح داد

زن محجبه ترک، حجاب را به دانشگاه ترجیح داد  

 
 
در همین حال پدر گل گفت: این نقض حقوق است. حق و حقوقی در کار نیست. اگر به عنوان یک مسیحی مراجعه کنم چیزی نمی‌گویند اما وقتی به عنوان یک مسلمان مراجعه می‌کنیم نمی توانیم ثبت‌نام کنیم. 
یک زن محجبه ترک که برای ثبت‌ نام در دانشکده الهیات دانشگاه "چوکوراوا" مراجعه کرده بود به خاطر داشتن حجاب نتوانست در دانشگاه ثبت‌نام کند.

"سون سایفا"ی ترکیه ، "سمیه گل" که در دانشکده الهیات دانشگاه "چوکوراوا" قبول شده برای ثبت‌نام به این دانشکده مراجعه کرد اما مسئولین دانشکده با مشاهده حجاب، به این خانم اجازه ثبت‌نام ندادند.

این گزارش حاکی است خانم "سمیه گل" که علی‌الرغم هشدارهای مسئولین حجاب خود را حفظ کرد در پایان بدون اینکه در دانشکده ثبت نام کند با چشمان گریان از محل ثبت‌نام دور شد.

در این میان خانم "گل" که از این اقدام مسئولین دانشکده بهت‌زده شده بود در تماس تلفنی به پدر خود گفت: اینطوری که نمی‌شود. این یک ناحقی بزرگ است. از "الازیغ" آمدیم، در دانشگاه فرات اینچنین نیست.(مسئولین) بعد از ثبت‌نام می‌توانند دخالت کنند.

در همین حال پدر گل گفت: این نقض حقوق است. حق و حقوقی در کار نیست. اگر به عنوان یک مسیحی مراجعه کنم چیزی نمی‌گویند اما وقتی به عنوان یک مسلمان مراجعه می‌کنیم نمی توانیم ثبت‌نام کنیم.


منبع خبر: فارس  به نقل ازشیعه نیوز

سقوط با سرعت نور، سرنوشت اخلاقی جامعه آمریکا!

سقوط با سرعت نور، سرنوشت اخلاقی جامعه آمریکا!  
 


این مرکز اعلام کرده است که نزدیک به یک سوم از دختران جوان آمریکایی پیش از رسیدن به 20 سالگی تجربه یک بار حاملگی را دارند و این معضلی است که جامعه آمریکا را که به شدت مذهبی است، تهدید کرده و آن را در معرض سقوط قرار داده است. 
 
 
در حالی که موضوع حاملگی جنجالی دختر معاون اول مک کین، صدرنشین رسانه‌های دنیا شده است، خبرها حکایت از آن دارد که این معضل از تسویه حساب انتخاباتی بیرون بوده و یکی از معضلات جامعه مذهبی آمریکا به شمار می‌رود.

به گزارش شیعه نیوز، مسأله بریستول، دختر هفده ساله خانم سارا پالین، معاون جوان و تازه‌کار انتخاباتی مک کین، که به همراه شوهرش برای عقب نماندن از ژست‌های انتخاباتی، از بارداری زودهنگام و به دور از شأن دخترش ابراز خوشحالی کرده، معضلی است که جامعه آمریکا را که به شدت مذهبی است، تهدید کرده و آن را در معرض سقوط قرار داده است.

به نوشته «بی.بی.سی»، بر اساس تحقیقات مرکز سلامت آمریکا، بین سالهای 2002 تا 2005، سالانه بیش از 750 هزار مورد حاملگی دختران زیر 20 سال گزارش شده است.
این مرکز همچنین اعلام کرده است که نزدیک به یک سوم از دختران جوان آمریکایی پیش از رسیدن به 20 سالگی تجربه یک بار حاملگی را دارند.

منبع خبر: تابناک 

فايل صوتي به مناسبت ماه مبارك رمضان

چند فايل صوتي آشنا براي روزه داران به مناسبت ماه مبارك رمضان

 

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 بنَبی ٍ عَربی ٍ  وَ رَسول ٍ مَدَنی 807 0:06:30
2 أسماءُ الحُسنی 1 347 0:02:55
3 أسماءُ الحُسنی 2 747 0:06:20
4 اَللّهُمَّ رَبَّ شَهر رَمَضانَ 364 0:03:04
5 اَللّهُمَّ لَکَ صُمنا وَ عَلی رزقِکَ اَفطَرنا 96 0:00:46
6 سُبحانکَ یا لا اِلهَ اِلّا أنت، الغَوث الغَوث 944 0:08:01
7 بَلغَ العُلی بکمالِهِ    کشفَ الدُجی بجَمالِهِ 138 0:01:08
8 بسم الله نور 368 0:03:06
9 مولای یا مولای 291 0:02:26
10 سبحانَ الالهِ الجَلیل 514 0:04:21
11 یا دائمَ الفَضل عَلی البریَّه 210 0:01:45
12 یا نبی سلام علیک 698 0:05:56
13 یاعَلیُّ یاعَظیمُ     یاغَفُورُ یارَحیمُ 322 0:02:42
14 مُحَمَّد خَيرُ البَریّه 358 0:03:01

منبع سايت آويني

www.aviny.com

و همين طور "ربنا" با صداي استاد شجريان كه در ماه رمضان به طور مداوم هر روز از شبكه يك سيما پخش ميشود ربنا با صداي استاد شجريان

منبع www.harmonytalk.com/archives/000310.html

آموزش روزه

آموزش روزه

 

بر هر فرد مكلف واجب است كه: در ماه مبارك رمضان اگر مريض يا مسافر يا حائض يا معذور بعذر ديگرى نباشد روزه بگيرد، روز عبارت است از اينكه انسان پيش از اذان صبح نيت كند كه: فردا روزه مى گيرم قربة الى الله، و از اول شفق تا مغرب شرعى از مفطراتى كه روزه را باطل مى كند دورى نمايد: و مفطرات نه چيز است:

1 ـ خوردن و آشاميدن.

2 ـ جماع.

3 ـ استمناء.

4 ـ اماله نمودن با چيز روان.

5 ـ رساندن غبار غليظ به حلق.

6 ـ باقى ماندن بر جنابت تا طلوع شفق.

7 ـ فروبردن سر بزير آب.

8 ـ دروغ بستن به خدا و پيامبر و امام(ع).

9 ـ قى عمدى.

 

چند مسأله:

1 ـ اول ماه رمضان و اول ماه شوال، به يكى از سه چيز ثابت مى گردد:

ألف ـ ديدن ماه.

ب ـ دو نفر شاهد عادل شهادت دهند كه: ماه را ديده اند.

ت ـ حاكم شرع حكم دهد كه: ماه ديده شده.

 

2 ـ كسى كه در ماه رمضان روزه خود را عمدا بشكند براى كفاره آن يكى از اين سه كار را بايد بجا آورد:

ألف ـ يا شصت روز روزه بگيرد.

ب ـ يا شصت فقير را سير كند.

ت ـ يا بنده مؤمنى را آزاد كند(3).

 

3 ـ بر هر مكلفى كه مى تواند، واجب است در روز عيد فطر براى خود و هركه نان خور او است براى هريك نفر مقدار تقريبا سه كيلو گرم گندم، يا جو يا ذرت، بعنوان (زكات فطره) بپردازد و نيز مى تواند قيمت هريك را حساب كرده به فقرا رد كند.

 

4 ـ مستحب است در روز عيد فطر (نماز عيد) خوانده شود. (در اين مسأله اختلاف است).

 

ازدواج همزمان با دو خواهر (ويژه فيلم حضرت يوسف)

ازدواج همزمان با دو خواهر (ويژه فيلم حضرت يوسف)

 

«حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ....وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ اْلأُخْتَيْنِ إِلاّ ما قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللّهَ كانَ غَفُورًا رَحيمًا؛ حرام شده است بر شما (ازدواج با) مادرانتان و ... و اين که بين دو خواهر جمع کنيد(هم  زمان با آن دو ازدواج کنيد) مگر آنچه در گذشته واقع شده است همانا خداوند آمرزنده مهربان است»(نساء، آيه 23)

پس از نزول آيه شريفه، در شريعت اسلام  ازدواج با دو خواهر به طور هم زمان باطل و حرام شد. و تفاوتی ميان دائم و موقت ندارد. (ر.ک: تحرير الوسيله، ج 3، ص 15)

در اين باره اشاره به مطالب ذيل شايان توجه است:

حرمت ذاتي و حرمت اعتباري:

در مباحث اصول استنباط احکام شرعي آمده است. احکام فقهي از جهت حرام و حلال بودن وابسته به اعتبار شارع است و تکويني نيست. البته احکام شرعي تابع مصالح و مفاسد مي باشد. با اين تفاوت که برخي مصالح و مفاسد به حسن و قبح عقلي متکي است و يا هميشگي و ذاتي است. مانند حرمت شرب خمر و يا قتل بي گناه، که مفسده آن هميشگي و ذاتي است. امام برخي مصالح و مفاسد وابسته به زمان و مکان و يا شرط خاص است. مانند صيد در روزهاي شنبه که براي بني اسرائيل حرام شده بود. (سوره نساء، آيه 154) اما در دوران قبل از آن و بعد از آن حرام نبوده و نيست.

اين گونه موارد اعتباري و متغير از ابتداي آفرينش انسان ها، نمونه هايی داشته است چنان که درباره ازدواج هابيل و قابيل با خواهرانشان، مرحوم طبرسي حديثي از امام سجاد(ع) نقل مي کند که آن حضرت در ضمن گفتاري که به مردي قريشي بيان داشت جريان ازدواج هابيل را با بلوزا خواهر قابيل هم چنين ازدواج قابيل را با اقليما خواهر هابيل شرح مي داد به او فرمود: اين مطلب را انکار مکن چه آن که روش الهي بر اين جاري شده است مگر نه اين است که خداوند زوجه آدم را از خود او آفريد و سپس براي او حلالش کرد ... . (ر.ك: ميزان الحكمه، ج 4، ح 3031)

علامه طباطبائي در توجيه اين نظريه مي فرمايد حکم ازدواج يک حکم تشريعي و تابع مصالح و مفاسد است و حکم تکويني نيست که قابل تغيير نباشد زمام چنين حکمي به دست خداست از اين رو ممکن است روزي به خاطر ضرورت از جانب خدا حلال  گردد. در جامعه آن روز که فقط چند خواهر و برادر بوده اند با در نظر گرفتن مشيت خداوند عنوان فحشا صدق نخواهد کرد حال چه اشکالي دارد که به طور موقت براي گروهي به خاطر ضرورت اين گونه ازدواج مباح باشد. (براي مطالعه بيشتر ر.ک: 1. ترجمه تفسير الميزان، ج 4، ص 239؛ 2. سبحاني، جعفر، منشور جاويد، ج 4، ص 198)

ازدواج هم زمان با دو خواهر نيز از اين گونه موارد است که قبل از اسلام رايج بود. و در زمان حضرت يعقوب نيز جاری بوده است. (ر.ک: بحارالانوار، ج 10، ص 76)

اما با ظهور اسلام به عنوان کامل ترین شريعت، پس از نزول آيه شريفه 23، سوره نساء، چنين ازدواجی تحريم شد. و اين خود دليلی است بر تکامل شرايع تا شريعت اسلام که دستورات آن سزاوار اجراء، برای جامعه بشريت تا هنگام برپايی قيامت است. (برای مطالعه بيشتر ر.ک: 1. تفسير الميزان، ج 4، ص 283، ط عربی؛ 2. تفسير نمونه، ج 3، ص 417)


منبع سايت پرسمان

گرايش دختران آمريكايي به حجاب

 

گرايش دختران آمريكايي به حجاب



به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اينترنتي گروه تحقيقاتي IG كه يك گروه تحليل آماري در مركز نيويورك است، يافته‌هاي محققان اين گروه نشان مي‌دهد كه نسل جديد جوانان دختر نيويوركي برخلاف نسل‌هاي قبلي علاقه‌ چنداني به خودنمايي و پوشيدن لباس‌هاي بدن نما ندارند.
ملسيا لاويجن از محققان اين گروه در توضيح اين تحليل‌هاي آماري گروه خود مي‌افزايد: از نظر ما آمارهاي دريافتي از نسل جوان ما دختران نيويورك حاكي از آن است كه مردم به پوشيدگي بيشتر روي آورده‌اند.
او مي‌افزايد: علت اصلي اين امر از نظر من نگاه ساده انگارانه و بي‌بند و باري است كه در چند سال اخير با شعار همه چيز مي‌گذرد رايج شده بود و اكنون در عكس‌العمل به آن موج بي‌بند و باري گرايش به پوشيدگي بيشتر در ميان دختران جوان و نوجوان اوج مي‌گيريد.
لاويجن معتقد است كه پس از چندين سال از اوج فرهنگ خودنمايي و لباس‌هاي كوتاه و بدن نمايي كه افراد را در كمترين ميزان پوشش قرار مي‌داد، اكنون مردم به دنبال چيز متفاوتي هستند؛ چيزي كه ديگر آن قدر بدن نمايانه نباشد.
محققان اين گروه دليل ديگر اين روي آوردن دختران جوان را تمايل آن‌ها به داشتن كنترل خويش و راحت بودن از آزار ديگران مي‌دانند و اضافه مي‌كنند: به طور كلي گرايش به مذهب، رفتن به كليسا و مقابله در برابر فرهنگ عمومي بي‌بند و باري علامت آن است كه نسل جوان قصد دارد كه خودش بر خود كنترل بهتري داشته باشد.

به نقل از خبرگزاري فارس