کفترباز باش، ولی کار امام را راه بنداز

 کفترباز باش، ولی کار امام را راه بنداز

...روايتي را در رابطه با اين كه «اولويت با چيست؟» مي‌خوانم. در رجال کشّی که از منابع مهم‌ترین منابع رجالي ماست، زید مفضل -که همین مفضل‌ابن‌عمر است و توحید مفضل در حقیقت قرائت حضرت بر مفضل است- در مباحث توحیدی در صفحه 326 (كتاب كشي) آمده که أنّ عدّتاً مِن اهل الکوفة کَتَبوا إلی الصّادق علیه السلام فقالوا انّ المُفضّل يجالس الشّتار و اصحابَ الحَمام. عده‌اي نامه نوشتند به امام صادق(ع) و گفتند که مفضل با لات و لوت‌ها و کفتربازها می‌چرخد. شما نامه‌اي به مفضل بنویس تا خودش را جمع و جور کند. بالاخره برای تیپ علما و اصحاب شما این جریان خوب نيست. حضرت نامه نوشتند و سرش را هم مهر و موم کردند و گفتند این را به دست مفضل برسانید. امام نامه را به دست يك سري از بزرگان اصحاب دادند تا به مفضل برسانند. نمی‌دانم این اسم‌ها را چقدر می‌شناسید، محمدبن مسلم، زراره، حجربن‌زائده، عبداله‌بن‌بکیر و ابوبصیر. اینها از بزرگان اصحابند. می‌روند کوفه نامه را می‌دهند به مفضل. او نيز نامه امام را باز می‌کند و جلوی بقیه شروع می‌کند به خواندن. فاذا فیه بسم الله الرّحمن الرّحیم اشترِ کذا و کذا و اشتَرِ کذا. امام گفته بودند بسم الله الرّحمن الرّحیم، این لیست خرید من است. بخر و بیاور. اینها تعجب می‌کنند كه اين چه نامه‌ایست. صورت مسئله چی بود و این نامه چيست. نامه را می‌چرخانند دارَ الکتاب إلی الکُل. همه می‌بینند كه لیست خرید است. و لم یَذکُر قلیلاً و لاکثیراً بِما قالوا فیه. امام چيزي از بحثی که مفضل با کفتربازها می‌چرخد نیاورده است. مفضل به این‌ها می‌گويد به هر حال امام لیست خرید داده چه کار می‌کنید؟ می‌گویند که خوب این پول زیادی می‌خواهد. هذا مالُ العَظیم حتی ننظر و نجمع و نَحمِل اليك و لم نُدرک الا نراک بعد نَنظُر فی ذلک. خلاصه‌اش شد اینکه ما اول باید برویم یك سری کمیسیون‌های اقتصادی تشکیل دهیم و مطلب را بررسی کنیم. جلساتی با هم می‌گذاریم و نتیجه جلسات را به تو می‌گويیم. بعداً بررسی می‌کنیم كه اين صورت خريد امام را چه طور بخريم. مي‌گويند مي‌رويم مدينه يك سري جلساتي مي‌گذاريم و مي‌آييم. اين را مي‌گويند و مي‌روند. و أرادوا الانصراف همين كه مي‌خواهند كه بروند مفضل مي‌گويد نه نهار را باشيد و بعد برويد. فَحَبسهم لغذائِه و وجّه المفضل الي اصحابه الذين سَعَوا بهم. بعد مفضل مي‌رود همان قومي كه به آنها سعايت شد، همان كفتربازها را مي‌آورد، فجائوا فقرأ عليهم كتابَ ابي‌عبداله. براي آنها نامه امام را مي‌خواند و مي‌گويد امام نامه نوشته است. چه كار مي‌كنيد؟ اين نامه امامتان است، چه كار مي‌كنيد؟ مي‌روند و هنوز غذاي آن مهمان‌ها تمام نشده برمي‌گردند و پول‌ها را جلوي مفضل و اين‌ها مي‌ريزند. قبلَ أن يَفرُقَ هولاءِ من الغذات. فقال لهم المفضل تأمروني ان اطرُدَ هولاء مِن عندي؟ شما مي‌گوييد من اينها را از دور خودم برانم؟ تَظُنون ان الله تعالي يحتاج الي صلاتِكم و صومِكم؟ گمانتان بر اين است كه خدا محتاج نماز و روزه شماست؟ كار امام را راه بيندازيد. کفترباز باش ولی کار امام را راه‌ بنداز. خواست امام را اجرا کن.

برخی می‌گویند چرا مسئله ولایت در دین روشن نیست. اگر كار كنید می‌بینید كه روشن است. مثل نخ تسبیح می‌ماند که دانه‌های تسبیح را به هم وصل كرده است. دانه تسبیح بدون نخ به چه دردی می‌خورد. خود امیرالمؤمنین(ع) در نهج‌البلاغه می‌فرماید حج می‌روید، این سنگ لایضر و لاینفع به چه درد می‌خورد. در روایات حج می‌فرمایند تمام الحج لقاءالامام (من لا يحضره الفقيه، ج‏2، ص578)، این كه می‌گویند حج بروید برای این است كه دور امام و ولایت جمع شوید و گرنه این اعمال به چه درد می‌خورد. شما یک پراکندگی مطلق در این اعمال می‌بینید. نماز می‌خوانیم، بعد روزه می‌گیریم؛ بعد... این با همه چیز سازگار است با طاغوت و همه چیز سازگار است. این‌گونه معنویت‌ها با همه چیزی سازگار است. اصلی که امامت پیگیری می‌کرد اصل ولایت بود كه کار امام را راه بینداز. نگویید مگر امام کار راه‌بینداز نیاز دارد؟ بله واقعاً امام كار راه‌بینداز لازم دارد. ما در روایات داریم لَمْ يَزَلْ أَمْرُ عَلِيٍّ(ع) شَدِيداً حَتَّى مَاتَ الْأَشْتَر (بحارالأنوار، ج33، ص556). امر امام شدید بود تا مالک اشتر مرد. امام به آن عظمت! وقتی مالک رفت امام از کار افتاد. این اهمیت مالک است. هیچگاه معنویت آنچنانی از مالک ذکر نشده است. راجع‌به کمیل نقل شده ولی راجع‌به مالك نقل نشده است. مالک کار راه بینداز امام بود. از تو به یک اشاره از من به سر دویدن...

امام(ره) را دفن نکنید و در خاطرات نبرید. این كار مانند آن است كه در مورد امیرالمؤمنین(ع) فقط مطلب بخوانی و بگویی به‌به! عجب امیرالمؤمنینی!...

Image


چند بند فوق، قسمت هایی از سخنرانی شنیدنی حجت الاسلام قاسمیان (استاد دانشگاه امیرکبیر و مدیر مدرسه علمیه مشکوة) است که با عنوان «احیای غدیر» و به مناسبت سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) در 15 خرداد 88 ایراد شده است، و با توجه به فضای انتخاباتی آن زمان، حاوی نکات ارزنده ی معرفتی-سیاسی نیز می باشد.
متن کامل این سخنرانی به همراه فایل صوتی و جزوه چاپی را از اینجا می توانید دانلود کنید.

کلام امیر المومنین (ع)

کلام امیر المومنین (ع):

اگر حق از باطل جدا وخالص می گشت و بی پرده ظاهر می شد زبان دروغ پرداز دشمنان بسته می شد. ولی هنر دشمن این است که مشتی از این و مشتی از آن بر گیرد ودر هم آمیزد و در چنین موقعیتی شیطان بر دوستانش چیره می شود(خطبه 50- نهج البلاغه )

ولادت با سعادت حضرت علي عليه السلام و روز مرد مبارك باد

ولادت با سعادت حضرت علي عليه السلام و روز مرد مبارك باد

بسم الله الرحمن الرحيم

ولادت با سعادت جانشين و خيلفه  رسول الله صل الله عليه و آله حضرت امام علی عليه السلام مبارك باد

شعر:

راه علي (ع)

نرسد اگر به على كسى، به كجا رود؟ به كجا رسد؟

به خدا قسم كه اگر كسى، به على رسد، به خدا رسد

سوى انبيا، سوى اوليا، ز طريق حب و ولا بيا

كه به جايى ار برسد كسى، ز طريق حب و ولا رسد

ز خودى برون ننهاده پا، نرسيده است به هيچ جا

چو كسى ز راه دگر سزد، سر او به عرش علا رسد

ز ره طلب به ولى برس، ز ره ولى به على برس

كه به خضر تا نرسد كسى، نتوان به آب بقا رسد

ز در على به در دگر، منه پا، كه مى‏ندهد ثمر

نرسد كسى به على اگر، به هدر رود، به هبا رسد

در كس به غير على مزن، ره كس به جز ره او متن

كه ازين در و ره اگر كسى، برسد به نور هدى رسد

نبود چو غير على كسى، ز درش به عرش علا رسى

كه به اوج عزت اگر كسى، برسد به فرّ هما رسد

نه به كعبه رو نه به دير رو، نه به فكر رو نه به سير رو

زمنيّت ار گذرد كسى، ز ره على به منا رسد

به مروت ار بنهى قدم، توبه مروه يى، به خدا قسم!

به ره على ز صفا قدم، نهد ار كسى، به صفا رسد

به على اگر تو يكى شوى، ز دنس رهى و زكى شوى

به جز اين اگر ملكى شود، ملكيتت به خطا رسد

تو شنيده‏اى به بقا اگر ز طريق فقر و فنا رسى

ز على رسد چو كسى اگر به طريق فقر و فنا رسد

چو كسى مُزكىّ و مُتّقى، شود از طريق على شود

ز طريق بندگى على، كسى ار رسد، به تقى رسد

نه همى ز «ناد على» او، شود آبگينه «سَيَنجَلى»

ملكوت هم پى صيقلى ز غبار او به جلا رسد

نرسد اگر كه ز لافتى، به ثبوت نفى تو زاهدا

نه ز «لم» رسد، نه ز «لو» رسد، نه ز «ما» رسد، نه ز «لا» رسد

به مريض دل نرسد شفا، ز دواى بو على از خدا

مگر از محبت مرتضى، مرض دلى به شفا رسد

من «كبريايى» خسته را، بده ساقيا ز مى ‏ولا

ز شراب حب على مگر همه درد من به دوا رسد


 

مفتون همدانى (كبريايى)
 

ولادت حضرت جواد الائمه عليه السلام

ولادت حضرت جواد الائمه عليه السلام مبارك باد

بسم الله الرحمن الرحيم

ولادت با سعادت نهمين اختر تابناك آسمان ولايت و امامت حضرت امام محمد بن علی، جواد الائمه عليه السلام مبارك باد

 

حديثي از امام جواد عليه السلام

امام جواد فرمودند: «مرگ براي مؤمن همانند حمامي است که انسان را از تمام رنج‏ها و سختي‏ها رهانيده و به سوي شادکامي مي‏برد»

 

ولادت حضرت جواد الائمه عليه السلام

در كتاب «الثاقب فی المناقب» آمده است: علی بن عبیده گوید : حکیمه دختر امام کاظم علیه السلام فرمود:

نزدیک زایمان خیزران ، همسر امام رضا عليه السلام بود، من و قابله اي در اتاق خيزران حضور داشتيم، امام رضا عليه السلام درب آن را بر روي ما بست. شب هنگام درد زايمان خيزران شديد شد، از طرفي چراغ اتاق هم خاموش شد، ما از اين امر ناراحت شديم، ولي ديري نپاييد كه چهره ي ماه امام جواد عليه السلام طلوع نمود و اطاق را غرق در نور نمود.

به مادرش گفتيم : خداوند تو را از نور چراغ بي نياز نمود.

آن نوزاد مبارك در تشتي نشست و جسم نازنينش را پرده ي نازكي همچون تور پوشانده بود.

بامدادان امام رضا عليه السلام تشريف فرما شد، او را در گهواره اي گذاشت و به من فرمود:

مواظب او باش و از كنار گهواره دور نشو!.

حكيمه گويد: من به پرستاري آن حضرت مشغول بودم، وقتي سه روزه شد ،چشمانش را به سوي آسمان نمود و نگاهي به طرف چپ و راست خود افكند و فرمود:

أشهد أن لا إله إلّا الله وحده لا شريك له ، و أنّ محمّداً عبده و رسوله.

گواهي مي دهم كه معبودي جز خدا نيست ، يكتاست و شريكي ندارد و به راستي حضرت محمد صل الله عليه و آله وسلم بنده و فرستاده ي اوست.

من از اين امر در شگفت شده و از ترس بدنم لرزيد، برخاستم و به خدمت امام رضا عليه السلام آمده و عرض كردم : امر شگفتي از اين مولود ديدم.

فرمود:

چه ديدي؟ عرض كردم: اين كودك همين الان چنين و چنان نمود.

امام رضا عليه السلام تبسمي نمود و فرمود : از اين پس شگفيتهاي زيادي از او خواهي ديد.

منبع : ترجمه ي كتاب نفيس القطره.۱۱۰۱/۲

حديث

حديث روز

لا غِنَی کالعَقلِ، و لا فَقرَ کالجَهلِ، و لا میراثَ کالاَدَب و لا ظَهیرَ کالمُشاوَرَه
هیچ ثروتی چون عقل و هیچ فقری چون جهل و هیچ میراثی چون ادب و هیچ پشتیبانی چون مشورت نخواهد بود.امام علي عليه السلام
(تحف العقول ص89)

علامه حلی و بوسه بر خاک پای امام زمان (عج)

علامه حلی و بوسه بر خاک پای امام زمان (عج)


علامه حلی، هر هفته از حله با پای پیاده به سوی کربلا راه می افتاد تا فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام را در شب جمعه درک نماید. آن بزرگوار، طی سفری از حله به کربلا، به محضر نورانی امام عصرعجل الله تعلی فرجه می رسند، اما، حضرت را نمی شناسند. در طول مسیر، عصا از دست علامه به زمین می افتد.


علامه حلی، از رجال برجسته و علمای بزرگوار شیعه، کسی است که درباره اش نوشته اند: « در حالی که کودک بود، به درجه اجتهاد رسید و مردم منتظر بودند که به تکلیف برسد تا از او تقلید نمایند.»

علامه حلی، هر هفته از حله با پای پیاده به سوی کربلا راه می افتاد تا فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام را در شب جمعه درک نماید. آن بزرگوار، طی سفری از حله به کربلا، به محضر نورانی امام عصرعجل الله تعلی فرجه می رسند، اما، حضرت را نمی شناسند. در طول مسیر، عصا از دست علامه به زمین می افتد. امام زمان ارواحنا فداء خم می شوند، عصای علامه را برمی دارند و به دست ایشان می دهند. در همین هنگام سوالی در ذهن علامه القا می شود و از محضر امام علیه السلام می پرسد:

- آیا در این عصر و زمان که غیبت کبراست، می توان حضرت صاحب الامر عجل الله تعای فرجه را دید یا نه؟

حضرت در پاسخ علامه می فرمایند:

- چگونه صاحب الزمان را نمی توان دید و حال آن که دست او هم اکنون در دست توست؟!

به محض این که علامه این پاسخ را می شنود، بی اختیار خود را به زمین می اندازد تا پای مبارک حضرت را ببوسد که در این هنگام از کثرت شوق مدهوش می شود .

------------------------------------

www.fetrat.com/WFM_Readable.aspx?FLD_ID=573

کتابهاي منسوب به امام رضا(ع)

کتابهاي منسوب به امام رضا(ع)


   1- صدوق در عيون اخبارالرضا (ع) رساله‏ اى از آن حضرت نقل كرده كه در جواب محمد بن سنان قمى در علل احكام نوشته است و در آن پنجاه و پنج علت از علل شرايع رقم رفته و در باب 32 عيون اخبارالرضا: ج 2 ص 88 - 98 منقول است .
2- كتاب علل فضل بن شاذان كه همه را از امام رضا (ع) شنيده و جمع كرده و از آن حضرت به على بن محمد بن قتيبه نيشابورى نقل مى‏كند، عيون اخبار الرضا: ج 2 ص 99 - 121 علل و حكمتهاى احكام دينى در آن بيان گرديده است.
3- رساله‏اى كه آن حضرت براى مأمون عباسى در محض اسلام و شرايع دين مرقوم فرموده و صدوق عليه الرحمة آن را در عيون اخبار الرضا: باب 35 ج 2 ص 121 - 127 آورده است .
4- رساله‏اى كه باز براى مأمون عباسى درباره شريعت نوشت، حسن بن شعبه در تحف العقول نقل كرده: مأمون، فضل بن سهل را محضر امام رضا صلوات الله عليه فرستاد و پيغام داد كه دوست دارم براى من از حلال و حرام و واجبات و سُنن بنويسى كه تو حجت خدا بر خلق و معدن علم هستى، امام (ع) دوات و كاغذ خواست و نوشت:
بسم الله الرحمن الرحيم...آنگاه‏ابن‏شعبه‏اين‏رساله‏رابتفصيل‏نقل‏مى‏كند، تحف العقول: ص 415 - 423 روايات امام رضا (ع) .
5- رساله ذهبيه، رساله‏اى بود كه امام (ع) درباره طب و بهداشت و صحت بدن توسط اغذيه براى مأمون عباسى نوشت و چون مأمون دستور داد آن را با آب طلا نوشتند، به رساله ذهبيه معروف گرديد، شيخ طوسى در فهرست در ترجمه محمد بن حسن بن جمهور بصرى از آن ياد كرده و فرمايد: "وله الرسالة الذهبية عن الرضا (ع)"، علامه مجلسى رضوان الله عليه همه آن رساله را در بحار: ج 59 ص 306 - 356 در پنجاه صفحه نقل كرده و در آخر فرموده: ابومحمد حسن قمى گويد: چون اين رساله به دست مامون رسيد، آنرا خواند و شاد شد و گفت: با آب طلا نوشته شود و رساله مذهبيه مسمى گردد.
نگارنده گويد: رساله ذهبيه و مذهبيه ناميده شده است، براى مزيد اطلاع به مستدرك الوسائل: ج 3 ص 335 رجوع شود.
6- كتاب فقه الرضا، و آن كتابى است در ابواب فقه، اين كتاب تا زمان مجلسى اول مشهور نبود و از زمان وى معروف گرديد، علتش آن بود كه، جماعتى از اهل قم نسخه آن كتاب را به مكه آوردند، قاضى امير سيد حسين اصفهانى آن را ديد و يقين كرد كه آن تأليف حضرت رضا صلوات الله عليه است، سيد آنرا استنساخ كرد و با خود به اصفهان آرد و به مجلسى اول نشان داد، او و فرزندش مجلسى دوم يقين كردند كه آن از حضرت رضا صلوات الله عليه است .
منبع:
خاندان وحى، سيد على اكبر قريشى، ص 570 - 604

همراه با علي عليه السلام

خودت را جان خويش را از هر كار پستي برتر بدار ؛ تن به كار پست مده كه جان تو بالاتر از كار پست است.

به جاي آنكه از جان خودت در مقابل شهوات مي پردازي ، چيزي دريافت نمي كني.

انچه كه از شرف خودت ، از جان خودت در ازاي يك ميل و شهوت مي پردازي ، عوض ندارد.

هرگز خودت را بنده ي ديگري مساز كه خدا تو را آزاد آفريده است.

 

نهج البلاغه فيض السلام ، نامه ي ۳۱

آزادي معنوي صفحه ي ۲۳۷

 

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم

"خداوند بهتر ميدانست رسالت خويش را در كجا قرار دهد"

چند حكایت‌ از کرامات حضرت عباس علیه السلام

چند حكایت‌ از کرامات حضرت عباس علیه السلام

 

قبر وسط آب

آیة‏الله حاج سید عباس كاشانى حائرى نقل مى‏كرد: «روزى در خانه آیة‏الله العظمى حكیم(1) بودم كه كلیددار آستان مقدس حضرت ابوالفضل علیه‏السلام تلفن كرد و گفت: سرداب مقدس ابوالفضل علیه‏السلام را آب گرفته و بیم آن مى‏رود كه ویران گردد و به حرم مطهر و گنبد و مناره‏ها نیز آسیب كلى وارد شود، شما كارى بكنید.

آیة‏الله حكیم فرمودند: من جمعه خواهم آمد و هر آنچه در توان دارم انجام خواهم داد. آنگاه گروهى از علماى نجف از جمله اینجانب به همراه ایشان به كربلا و به حرم مطهر حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام رفتیم، آن مرجع بزرگ براى بازدید به‏ طرف سرداب مقدس رفت و ما نیز از پى او آمدیم، اما همین ‏كه چند پله پایین رفتند، دیدم نشستند و با صداى بسیار بلند كه تا آن روز ندیده بودم، شروع به گریه كردند. همه شگفت‏زده و هراسان شدیم كه چه شده است؟ من گردن كشیدم دیدم شگفتا منظره عجیبى است كه مرا هم گریان ساخت.

قبر شریف حضرت ابوالفضل علیه‏السلام در میان آب مثل جایى كه از هر سو به وسیله دیوار بتنى بسیار محكم حفاظت ‏شود، در وسط آب قرار داشت، اما آب آن را نمى‏گرفت. درست همانند قبر سالارش حسین علیه‏السلام كه متوكل عباسى بر آن آب بست اما آب به سوى قبر پیشروى نكرد. (2)


مكافات عمل


در زمان حاج سید عبدالكریم حائرى و ماجراى كشف حجاب از سوى رضاخان، دو تا پاسبان بودند كه خیلى اذیت مى‏كردند.

روزى زنى با روسرى از خانه بیرون مى‏آید، یكى از این پاسبان‌ها او را تعقیب مى‏كند، آن زن هر چه او را قسم مى‏دهد و حضرت ابوالفضل علیه‏السلام را شفیع قرار مى‏دهد در او اثر نمى‏بخشد. بلكه آن بى‏حیا توهین هم مى‏كند كه اگر ابوالفضل كارى از او ساخته مى‏شد، نمى‏گذاشت دست‌هاى او ...

همان روز به ‏حمام مى‏رود و دلش درد مى‏گیرد، معالجات اثر نمى‏كند و به هلاكت مى‏رسد.

غسال گفته بود: دیدم، مثل این كه سیلى به صورتش خورده شده باشد صورتش سیاه شده بود. (3)


پنجه برنجى


شخصى تعریف مى‏كرد كه: در سال 1375 براى خرید دستگاه چاپ سه ‏بار به مسكو سفر كردم. در سفر سوم در مسكو یك مشكل ادارى برایم پیش آمد، پیش رئیس اداره رفتم. وقتى وارد اطاق شدم، چشمم به

چیز عجیبى افتاد. روى میز رئیس یك پنجه برنجى قرار داشت كه روى آن نوشته شده بود «علمدار ابوالفضل‏». ابتدا حدس زدم آن را به ‏عنوان یك چیز زینتى روى میزش گذاشته، ولى بعد از آن سؤال كردم، جواب داد: «من شیعه هستم و كرامت‌هاى بسیارى از آن حضرت دیده‏ام، این پنجه را به ‏خاطر همین امر همراهم دارم، جانم به فدایش باد.» وقتى از حال من و تشیع و علاقه‏ام به حضرت ابوالفضل علیه‏السلام، اطلاع پیدا كرد، احترام فوق‏العاده‏اى به من گذاشت و همه مشكلات مرا حل كرد. (4)

ماهنامه موعود جوان، شماره 15

پى‏نوشت‌ها:

1. از مراجع تقلید در نجف اشرف.
2. كرامات الصالحین، ص ‏286، به نقل از: كرامات العباسیه (معجزات حضرت اباالفضل علیه‏السلام)، على میرخلف‏زاده، ص‏92.
3. حضرت اباالفضل مظهر كمالات و كرامات، ص‏447، به نقل از: كرامات العباسیه (معجزات حضرت اباالفضل علیه‏السلام)، على میرخلف‏زاده، ص‏220
4. نماز شام غریبان، به نقل از: كرامات العباسیه (معجزات حضرت اباالفضل علیه‏السلام)،على میرخلف‏زاده، ص‏235.

به نقل از سایت تبیان

سلامی متفاوت به محضر حضرت‌علی(ع)

سلامی متفاوت به محضر حضرت‌علی(ع)

اميرالمومنين علي عليه السلام

سلام بر کفش های کهنه ات که مایه کرامت شیعه اند.

سلام بر عبای پر وصله ات که سبب شرافت شیعه اند.

سلام بر دست های پینه بسته ات که بوسه گاه ملائک مقرّب خداست......
سلام بر بازوان تنومند ت وقتی خیبر را از جای برکندی.

سلام بر تو وقتی که در حلقه کوچک دستان کودکی یتیم جای می گرفتی !
سلام بر دستان یداللّهی ات وقتی در خندق،" عمر بن عبدود" را به خاک افکندی و بر سینه او نشستی .

سلام بر تو وقتی برای دلخوشی طفلی بی سرپرست ،مرکب او شدی و او را بر دوش خود نشاندی !

سلام بر تو وقتی در "لیلة المبیت" در بستر محمد(ص) خوابیدی و به استقبال مرگ رفتی و مرگ از ابهت تو گریخت.

سلام بر تو وقتی ریسمان به گردن به مسجدت می بردند و تو برای رضای خدا خاموش بودی!
سلام بر تو وقتی از هیبت ذواالفقارت دشمنان دونت برهنه شدند تا در پناه سپر حیا یت حیاتشان محفوظ بماند.

سلام بر تو وقتی همسرت را پیش چشمانت سیلی زدند و ذوالفقارت برای حفظ دین محمد(ص) در غلاف بود !

سلام بر تو وقتی در مشرق دستان پیامبر خدا در غدیر بوسعت عالم طلوع کردی
سلام بر تو وقتی استخوان در گلو و خار در چشم یک ربع قرن آفتا ب خانه ات بودی !

سلام بر تو وقتی اوّلین گرویده به دین محمد (ص) بودی

سلام بر تو وقتی چشم فتنه را در آوردی در حالیکه هیچ کس دیگری قادر بر آن نبود
سلام بر تو وقتی در کوچه های کوفه توشه نان و خرما بر دوش طعام درماندگان را شبانه قسمت می کردی !

سلام بر تو وقتی داماد رسول خدا شدی
سلام بر تو وقتی نگین انگشتری حضرت خاتم (ص) را شبانه در خاک تیره پوشاندی !

سلام بر تو وقتی که جهان اسلام در چمبره حکومت عدالت پرورت بود
سلام بر تو و قتی در دادگاه اسلامی کنار مرد مسیحی نشستی و قاضی رأی بر ضد ّ تو داد وتو بی هیچ مقاومتی به حکم او تن در دادی !

سلام بر تو وقتی خزانه دار اموال جهان اسلام بودی
سلام بر تو وقتی که آهن گداخته در دست برادر نیازمند ت عقیل گذاشتی تا بسوی بیت المال دراز نشود !

سلام بر تو وقتی که مشعل عدالت را بر افروختی
سلام بر تو وقتی شمع بیت المال را خاموش کردی !

سلام بر آه

سلا بر چاه

سلام بر نان جو

سلام بر نمک

سلام بر فدک........

یا مجمع الاضداد

سلام بر تو روزی که در کعبه، زاده شدی و روزی که در محراب، زندگی فانی را وداع گفتی و روزی که "قسیم النّار والجنة" خواهی بود.

از مکه نسیمی به سماوات وزیده است

از کعبه خمی می به خرابات رسیده است

مقصود دعا روح مناجات رسیده است

از عرش خدا عین عبارات رسیده است

جز دست علی کیست نگهدار ضعیفان؟

نویسنده:دکتر مخبر دزفولی

منبع: سايت همه انسانها فطرتا خداشناس هستند

علی(ع) از زبان پیامبر اکرم(ص) در منابع اهل سنت

علی(ع) از زبان پیامبر اکرم(ص) در منابع اهل سنت

در مدح تو ای مظهر اضداد چه گوییم / بالاست مقام تو و گفتار قصیر است‏

با این که تویی پادشه عالم هستی / کرباس تو را جامه و فرش تو حصیر است‏

علی(ع) از زبان پیامبر اکرم(ص) در منابع اهل سنت

راستی درباره عظمت و فضائل و مقامات امیرمؤمنان علی(ع) سخن گفتن هرچند در ابتدا سهل می‏نماید ولی با مقداری فرورفتن در بحر فضائل بی‏شمار او انسان متوجه می‏شود که بیان فضائل سخت مشکل و دشوار است «که عشق اول نمود آسان ولی افتاد مشکلها»

زیبا گفته خلیل بن احمد وقتی از او درباره فضائل علی(ع) پرسش شد: «کیف اصف رجلاً کتم اعادیه محاسنه و حسداً و احبّائه خوفاً و ما بین الکلمتین ملأالخائفین؛(1) چگونه می‏توانم مردی را توصیف کنم که دشمنانش از روی حسادت و دوستانش از ترس(دشمنان)محاسن او را پنهان نمودند، در بین این دو رفتار شرق و غرب عالم محامدش را فراگرفته است.

آنچه پیش رو دارید نگاهی است گذرا به فضائل و اوصاف امیرمؤمنان علی(ع) از زبان پیامبر اکرم(ص) در منابع اهل سنّت چرا که: خوشتر آن باشد که وصف دلبران / گفته آید در کتاب دیگران‏

علی را جز خدا و نبی(ص) نشناختند!

ادامه نوشته