کفترباز باش، ولی کار امام را راه بنداز

 کفترباز باش، ولی کار امام را راه بنداز

...روايتي را در رابطه با اين كه «اولويت با چيست؟» مي‌خوانم. در رجال کشّی که از منابع مهم‌ترین منابع رجالي ماست، زید مفضل -که همین مفضل‌ابن‌عمر است و توحید مفضل در حقیقت قرائت حضرت بر مفضل است- در مباحث توحیدی در صفحه 326 (كتاب كشي) آمده که أنّ عدّتاً مِن اهل الکوفة کَتَبوا إلی الصّادق علیه السلام فقالوا انّ المُفضّل يجالس الشّتار و اصحابَ الحَمام. عده‌اي نامه نوشتند به امام صادق(ع) و گفتند که مفضل با لات و لوت‌ها و کفتربازها می‌چرخد. شما نامه‌اي به مفضل بنویس تا خودش را جمع و جور کند. بالاخره برای تیپ علما و اصحاب شما این جریان خوب نيست. حضرت نامه نوشتند و سرش را هم مهر و موم کردند و گفتند این را به دست مفضل برسانید. امام نامه را به دست يك سري از بزرگان اصحاب دادند تا به مفضل برسانند. نمی‌دانم این اسم‌ها را چقدر می‌شناسید، محمدبن مسلم، زراره، حجربن‌زائده، عبداله‌بن‌بکیر و ابوبصیر. اینها از بزرگان اصحابند. می‌روند کوفه نامه را می‌دهند به مفضل. او نيز نامه امام را باز می‌کند و جلوی بقیه شروع می‌کند به خواندن. فاذا فیه بسم الله الرّحمن الرّحیم اشترِ کذا و کذا و اشتَرِ کذا. امام گفته بودند بسم الله الرّحمن الرّحیم، این لیست خرید من است. بخر و بیاور. اینها تعجب می‌کنند كه اين چه نامه‌ایست. صورت مسئله چی بود و این نامه چيست. نامه را می‌چرخانند دارَ الکتاب إلی الکُل. همه می‌بینند كه لیست خرید است. و لم یَذکُر قلیلاً و لاکثیراً بِما قالوا فیه. امام چيزي از بحثی که مفضل با کفتربازها می‌چرخد نیاورده است. مفضل به این‌ها می‌گويد به هر حال امام لیست خرید داده چه کار می‌کنید؟ می‌گویند که خوب این پول زیادی می‌خواهد. هذا مالُ العَظیم حتی ننظر و نجمع و نَحمِل اليك و لم نُدرک الا نراک بعد نَنظُر فی ذلک. خلاصه‌اش شد اینکه ما اول باید برویم یك سری کمیسیون‌های اقتصادی تشکیل دهیم و مطلب را بررسی کنیم. جلساتی با هم می‌گذاریم و نتیجه جلسات را به تو می‌گويیم. بعداً بررسی می‌کنیم كه اين صورت خريد امام را چه طور بخريم. مي‌گويند مي‌رويم مدينه يك سري جلساتي مي‌گذاريم و مي‌آييم. اين را مي‌گويند و مي‌روند. و أرادوا الانصراف همين كه مي‌خواهند كه بروند مفضل مي‌گويد نه نهار را باشيد و بعد برويد. فَحَبسهم لغذائِه و وجّه المفضل الي اصحابه الذين سَعَوا بهم. بعد مفضل مي‌رود همان قومي كه به آنها سعايت شد، همان كفتربازها را مي‌آورد، فجائوا فقرأ عليهم كتابَ ابي‌عبداله. براي آنها نامه امام را مي‌خواند و مي‌گويد امام نامه نوشته است. چه كار مي‌كنيد؟ اين نامه امامتان است، چه كار مي‌كنيد؟ مي‌روند و هنوز غذاي آن مهمان‌ها تمام نشده برمي‌گردند و پول‌ها را جلوي مفضل و اين‌ها مي‌ريزند. قبلَ أن يَفرُقَ هولاءِ من الغذات. فقال لهم المفضل تأمروني ان اطرُدَ هولاء مِن عندي؟ شما مي‌گوييد من اينها را از دور خودم برانم؟ تَظُنون ان الله تعالي يحتاج الي صلاتِكم و صومِكم؟ گمانتان بر اين است كه خدا محتاج نماز و روزه شماست؟ كار امام را راه بيندازيد. کفترباز باش ولی کار امام را راه‌ بنداز. خواست امام را اجرا کن.

برخی می‌گویند چرا مسئله ولایت در دین روشن نیست. اگر كار كنید می‌بینید كه روشن است. مثل نخ تسبیح می‌ماند که دانه‌های تسبیح را به هم وصل كرده است. دانه تسبیح بدون نخ به چه دردی می‌خورد. خود امیرالمؤمنین(ع) در نهج‌البلاغه می‌فرماید حج می‌روید، این سنگ لایضر و لاینفع به چه درد می‌خورد. در روایات حج می‌فرمایند تمام الحج لقاءالامام (من لا يحضره الفقيه، ج‏2، ص578)، این كه می‌گویند حج بروید برای این است كه دور امام و ولایت جمع شوید و گرنه این اعمال به چه درد می‌خورد. شما یک پراکندگی مطلق در این اعمال می‌بینید. نماز می‌خوانیم، بعد روزه می‌گیریم؛ بعد... این با همه چیز سازگار است با طاغوت و همه چیز سازگار است. این‌گونه معنویت‌ها با همه چیزی سازگار است. اصلی که امامت پیگیری می‌کرد اصل ولایت بود كه کار امام را راه بینداز. نگویید مگر امام کار راه‌بینداز نیاز دارد؟ بله واقعاً امام كار راه‌بینداز لازم دارد. ما در روایات داریم لَمْ يَزَلْ أَمْرُ عَلِيٍّ(ع) شَدِيداً حَتَّى مَاتَ الْأَشْتَر (بحارالأنوار، ج33، ص556). امر امام شدید بود تا مالک اشتر مرد. امام به آن عظمت! وقتی مالک رفت امام از کار افتاد. این اهمیت مالک است. هیچگاه معنویت آنچنانی از مالک ذکر نشده است. راجع‌به کمیل نقل شده ولی راجع‌به مالك نقل نشده است. مالک کار راه بینداز امام بود. از تو به یک اشاره از من به سر دویدن...

امام(ره) را دفن نکنید و در خاطرات نبرید. این كار مانند آن است كه در مورد امیرالمؤمنین(ع) فقط مطلب بخوانی و بگویی به‌به! عجب امیرالمؤمنینی!...

Image


چند بند فوق، قسمت هایی از سخنرانی شنیدنی حجت الاسلام قاسمیان (استاد دانشگاه امیرکبیر و مدیر مدرسه علمیه مشکوة) است که با عنوان «احیای غدیر» و به مناسبت سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) در 15 خرداد 88 ایراد شده است، و با توجه به فضای انتخاباتی آن زمان، حاوی نکات ارزنده ی معرفتی-سیاسی نیز می باشد.
متن کامل این سخنرانی به همراه فایل صوتی و جزوه چاپی را از اینجا می توانید دانلود کنید.

تقويت اراده در انجام برنامه ها و كارها

تقويت اراده در انجام برنامه ها و كارها

نخست بهتر است شخص با اراده و فرد بي ‏ثبات و فاقد اراده را توصيف كنيم. شخص با اراده كسي است كه وقتي در مورد كاري، به خوبي تأمل كرد، تصميم به انجام آن مي‏گيرد و با فعاليت و ثبات قدم، آن را به اجرا در مي‏ آورد. بنابراين پافشاري بر تصميمي غلط يا داشتن ميلي قهرمانانه، ثبات قدم نخواهد بود. در مقابل فرد سست اراده، با كمترين مشكلي از انجام دادن كار، دلسرد شده و كوشش جهت تحقّق آن را متوقف مي‏كند. كسي كه اراده قوي دارد، آنچه را كه با تأمل خواسته است، باكوشش و ثبات قدم به دست مي‏ آورد. شخص با اراده كسي است كه داراي هدفي معقول بوده و تا موقعي كه به آن نرسيده است، از تعقيب آن باز نمي‏ ايستد. مشكلات و موانع رواني يا مادي، به اراده و عزم او لطمه نمي‏ زند و از پيشرفتش جلوگيري نمي‏ كند. راهكارهاي زير براي تقويت اراده سفارش مي‏شود:

يك. تعيين هدف يا اهداف؛ ابتدا هدف و يا اهداف دقيق و مشخص خود را از زندگي يا كاري كه مي‏خواهد انجام دهد، براي خود ترسيم كنند. طبيعي است اين هدف، بايد شفاف، معقول، قابل دست يابي، بدون افراط و تفريط، مطابق توان و استعداد خود واقع بينانه باشد؛ نه آرماني و بلند پروازانه و خارج از توانايي ‏هاي وي! در غير اين صورت وقتي با مشكلات و سختي‏ هاي طاقت فرسا و خارج از توان خود، رو به رو شويد و با شكست‏ هاي احتمالي به هدف مورد نظر دست نيابيد؛ نااميد و دلسرد شده و از ادامه كار منصرف مي ‏گرديد. همچنين از انجام كارهاي ديگر منصرف شده و خود را ناتوان و بي ‏اراده مي‏ بينيد!!

دو. شناخت توانايي ‏ها و استعدادها؛ همه ما در وجود خود، از استعدادهايي برخورداريم؛ كافي است اين نيروها را بشناسيم و براي رسيدن به هدف، آنها را به كار گيريم.

سه. برنامه ‏ريزي؛ بايد براي تمام كارها و فعاليت ‏هاي شبانه روزي، برنامه‏ اي مدون و منظّم داشته باشيد. بدين منظور از جدولي استفاده كنيد كه در ستون افقي آن، ساعات شبانه روز و در ستون عمودي، ايام هفته را يادداشت و تمام كارهاي روزانه را در آن درج كنيد (از خواب و استراحت تا عبادت، ورزش، مطالعه و ...). هر فعاليتي را در زمان خاص خود در جدول بنويسيد و هيچ زماني را بدون كار خالي نگذاريد. هر روز صبح با نگاهي به آن برنامه، به اجراي دقيق آن بپردازيد و شب‏ها قبل از خواب، آن را محاسبه و ارزيابي كنيد. شايسته است همچون يك محاسبه ‏گر جدي و قاطع، فعاليت‏هاي روزانه و ميزان موفقيت خود در انجام دادن آنها بررسي كنيد. در صورت موفقيت، خود را تشويق و در صورت تخلّف و سهل ‏انگاري در اجرا، تنبيه كنيد.

چهار. تلقين؛ تلقين به خود در تقويت اراده، اثر قابل ملاحظه ‏اي دارد؛ بنابراين هر روز جملاتي را به خود تلقين كنيد؛ مانند: «من اراده لازم براي انجام كارهايم را دارم»، «هيچ چيز نمي ‏تواند اراده ام را متزلزل كند»، «آنچه را كه به نظرم انجام دادني است، انجام مي‏ دهم و هيچ قدرتي نمي ‏تواند مرا از آن باز دارد»، «اراده من هر روز محكم‏تر مي ‏شود»، «بر من لازم است كه موفق شوم؛ زيرا موفقيت از آن نيرومندان است» و ... .

پنج. تدريجي بودن تقويت اراده؛ براي به دست آوردن اراده‏اي قوي و محكم، توجه به تدريجي بودن آن و نياز به تمرين و ممارست، امري بايسته است. گمان نكنيد مي‏ توانيد به طور دفعي و بدون هيچ تلاشي، به آن دست يابيد. بنابراين به راه كارهاي عملي زير توجه كرده، به آنها پاي‏بند باشيد:

راه‏هاي تقويت اراده‏

1. تلقين به خود، همواره در كارهاي سخت و دشوار به خود تلقين كنيد و اين عبارات را بگوييد كه: «من به خوبي مي‏ توانم اين عمل را انجام دهم».

2. هر روز صبح حداقل بيست دقيقه، به طور مرتب و در ساعتي معين ورزش كنيد.

3. صبح‏گاهان، هر زمان كه بيدار شديد، بي ‏درنگ برخيزيد و از رختخواب بيرون رويد. حتي اگر خواب آلودگي مزاحمتان است، از اتاق بيرون رويد و قدري نرمش كنيد تا خواب آلودگي از بين برود.

4. در صورت امكان، چند دقيقه قبل از اذان صبح از خواب بيدار شده، نماز شب بخوانيد و اگر در آن وقت بيدار نشديد، قضاي آن را به جا آوريد.

5. مقيد باشيد هر روز تعداد آيات معيني از قرآن را تلاوت كنيد (حداقل 30 تا 50 آيه) و در صورت تمايل در هفته ‏هاي بعد، به ميزان آن بيفزاييد.

6. ترك گناه و مخالفت با هواهاي نفساني، نقش بسيار مؤثري در تقويت اراده و نهادينه كردن آن در درون انسان دارد.

7. هرگز در كارها، نااميد نشويد و با حالت تهاجمي، براي پي گيري و به انجام رساندن كارهاي ناقص و ناموفق، تلاش كنيد.

8. كارهايي را كه به عهده مي‏ گيريد، ناتمام رها نكنيد. آنها را به نحو احسن و تا رسيدن به نتيجه مطلوب ادامه دهيد.

9. از پراكنده كاري و آشفتگي در كارها - كه موجب به هم ريختگي انجام فكري مي‏شود - بپرهيزيد و به فعاليت‏هاي خود تمركز و انسجام ببخشيد.

10. همواره بر خداوند توكل كرده و در همه امور از او استمداد جوييد.

پرسش ها و پاسخ ها دفتر هفتم - محمدرضا احمدي - Ahmadi@porseman.org

پرسش و پاسخ:

رهگذر : متن خوبي بود ولي من هر وقت برنامه مي ريزم با پيشامدهاي غير مترقبه زيادي مواجه مي شم که منو از انجام برنامه باز مي داره؟

       پرسمان : غنيمت شمار، اين گرامى نفس/كه بى‏مرغ، قيمت ندارد قفس مكن عمر ضايع به افسوس و حيف /كه فرصت، عزيز است: الوقتُ ضيف با سلام به شماپرسشگر محترم! بايد گفت تقريباً همه انسان‏ها طالب آينده روشن و توأم با خوشبختى‏اند و در همين جهت تلاش مى‏كنند؛ گرچه ممكن است مصداق خوشبختى و سعادت نزد افراد متفاوت باشد. همه انسان‏ها داراى نوعى شناخت و مجموعه‏اى از باورهايند؛ به عبارت ديگر، نوع نگرش افراد به زندگى، خواسته‏هاى جهان بينى و ايدئولوژى آن‏ها است؛ يعنى هست و نيست‏ها و بايد و نبايدها. بنابراين، هر چه نگرش‏ها و بينش‏هاى انسان قوى‏تر باشد و از ساختار منطقى‏تر و سازمان يافته‏تر بهره برد، زندگى اش بارورتر و آينده‏اش بهتر است و هر چه ساختار فكرى و اعتقادى از انسجام كم‏تر برخوردار باشد، رفتار انسان غير منطقى‏تر و نابهنجارتر خواهد بود و در نتيجه آينده‏اش از افق‏هاى روشن دورتر. با توجه به آن‏چه بيان شد، رعايت راهكارهاى زير نقش بسيار مؤثرى در ترسيم آينده روشن خواهد داشت: 1. واقع بينى: انسان بايد، بر اساس واقعيت‏هاى موجود زندگى و امكانات و توانايى‏هايش، اهدافى براى خود در نظر بگيرد. يكى از مشكلات اساسى افراد، به ويژه جوانان، اين است كه ايده آل‏هاشان با واقعيت زندگى فاصله بسيار دارد. اين افراد معمولاً در ارزيابى‏هاى خود دچار نوعى افراط مى‏شوند و بيش‏تر بر اساس تخيلات زندگى مى‏كنند. در نتيجه اهدافشان با استعداد و توانمندى‏ها همخوانى ندارد، به اهداف خود نمى‏رسند و با گذشت زمان دچار نااميدى و سرخوردگى و نهايتاً افسردگى مى‏شوند؛ به گونه‏اى كه حتى نمى‏توانند از حداقل امكانات خود نيز استفاده كنند. بنابراين، يكى از رمزهاى موفقيت واقع نگرى و اجتناب از افراط و تفريط است. 2. استفاده بهينه از وقت و امكانات:با در نظر گرفتن واقعيت‏هاى زندگى، بايد با برنامه‏ريزى صحيحى امكان بيش‏ترين بهره‏ورى از فرصت‏ها و امكانات را فراهم آورد. لازمه استفاده از فرصت‏ها و امكانات شناسايى آنها است؛ يعنى هر كس ابتدا بايد فرصت‏هاى مفيد و امكانات و توانمندى‏هاى خود را شناسايى كند و در مرحله بعد، با تلاش و پشتكار از اين سرمايه‏ها بهره گيرد؛ مثلاً ورود به دانشگاه و قرار گرفتن در كسوت دانشجويى فرصتى بسيار مهم است؛ چنان كه دوره جوانى خود از فرصت‏هاى بسيار ارزشمندى به شمار مى‏آيد. انسان واقع بين و فرصت شناس مى‏داند هميشه جوان نيست و هميشه فرصت بهره‏گيرى از دانشگاه برايش فراهم نمى‏شود. در نتيجه براى دستيابى به آينده‏اى روشن از اين فرصت استفاده مى‏كند؛ به مهم‏ترين وظيفه دانشجو، يعنى رشد علمى و معنوى، مى‏انديشد و از پرداختن به كارهاى جنبى و حاشيه‏اى مى‏پرهيزد. 3. انتخاب دوستان خوب:به تجربه ثابت شده است كه دوست، به ويژه در دوران نوجوانى و جوانى، در زندگى انسان نقش تعيين كننده دارد. بسيارى، به رغم امكانات فراوان، به سبب دوستان نامناسب از توانمندى‏ها و ظرفيت‏هاى خود بهره نمى‏گيرند و در سراشيبى سقوط فرو مى‏افتند. پسر حضرت نوح(ع) نمونه‏اى از اين افراد است كه قرآن داستانش را بيان كرده است. بر اساس آيات قرآن كريم، دوزخيان مى‏گويند:M}«كاش فلانى را دوست انتخاب نكرده بوديم»{M؛ يعنى جهنمى شدن خود را نتيجه دوستى با افراد نامناسب مى‏دانند. بنابراين، يكى از راه‏هاى دستيابى به موفقيت انتخاب دوستان مناسب يعنى مؤمن و تلاشگر و وظيفه‏شناس است. 4. تعيين هدف يا اهداف: مشخص بودن هدف يا اهداف در موفقيت انسان نقش مؤثر دارد؛ زيرا تعيين هدف: الف) موجب افزايش انگيزه مى‏شود و انگيزه موتور محرك انسان در فعاليت‏ها است. اگر انسان انگيزه قوى داشته باشد، بيش‏تر تلاش مى‏كند و در نتيجه سريع‏تر به اهداف خود دست مى‏يابد. ب) معيار ارزيابى كارها را فراهم مى‏آورد و انسان مى‏تواند خود را ارزيابى كند. ج) در تعيين جايگاه انسان سودمند است؛ يعنى انسان مى‏تواند دريابد چه مقدار از راهى را كه بايد طى كند، پيموده و چه مقدار باقى مانده است. 5. نهراسيدن از شكست‏ها: زندگى فراز و نشيب‏هاى بسيار دارد و بيش‏تر انسان‏ها شكست را در زندگى تجربه مى‏كنند. عده‏اى با شكست خوردن زانوى غم بغل مى‏گيرند؛ خود را در بن بست مى‏يابند و دچار نااميدى مى‏شوند؛ ولى گروهى از شكست‏ها نمى‏هراسند و آن را سكوى پرش خود قرار مى‏دهند. براى رسيدن به آينده روشن، بايد از شكست‏ها درس آموخت و با شناسايى عوامل ناكامى، آن‏ها را از مسير زندگى حذف كرد. بنابراين، براى دستيابى به آينده‏اى روشن بايد واقع بين، هدفمند، با برنامه و داراى دوستان خوب بود و هرگز از شكست‏ها نهراسيد. البته، در كنار همه اين امور، توكل به پروردگار و اهتمام به امور معنوى ضرورت دارد؛ زيرا همه خوبيها در دست خداوند است و ياد او انسان را از اميد و آرامش سرشار مى‏سازد. ممكن است در ابتدا، برنامه‏ريزى با كندى مواجه شود ولى در جريان عمل به برنامه به آن عادت مى‏كنيم و به مرور زمان جزء شخصيت ما مى‏شود. برنامه‏ريزى علاوه بر صرفه‏جويى در وقت و فرصت‏هاى زندگى، موجب مى‏شود تا خود را و نيازهايمان را بهتر و بيشتر بشناسيم. لازمه برنامه‏ريزى موفق، انعطاف‏پذيرى در عمل به برنامه است و نيز نگاه واقع‏بينانه به كاستى‏ها و ضعف‏هاى موجود در زمينه‏اى است كه برنامه تنظيم مى‏كنيم. برنامه‏ريزى تفكر ما را نسبت به زندگى شكل مى‏دهد و تفكّر منسجم منتهي به عمل در زندگى ايجاد مي کند. به منظور داشتن يك برنامه منظم، لازم است جدولى تهيه نماييد و ساعات شبانه روز و ايام هفته را (به ترتيب در ستون افقى و عمودى) يادداشت كرده و براى هر ساعتى در هر روز از ايام هفته كار و برنامه مناسب را در آن يادداشت نماييد. مثلاً چه ساعتى از خواب بيدار شويد؟ ساعتى را به نماز و نرمش و صرف صبحانه و ديگر كارها اختصاص دهيد، ساعات درس و كلاس و مطالعه و استراحت و نظافت و... را نيز دقيقا در جدول بنويسيد و خود را موظف كنيد طبق جدول تهيه شده كه متناسب با توانايى‏هاى خودتان است عمل نماييد. در اين مسير نياز به يك عزم و اراده جدى هست كه در شما وجود دارد. به جهت تأکيد بر نقش نظم در پيشرفت و تکامل علمي و انساني و... توجه شما را به سخنان علي(ع) پس از ضربت خوردن به فرزندان خود حسن و حسين(ع) جلب مي کنم که حضرت چنين فرمود: اوصيكما و جميع ولدى و اهلى و من بلغه كتابى بتقوى الله و نظم امركم؛شما و همه فرزندان و كسانم و هر كسى را كه نوشته‏ام به او مى‏رسد، به تقواى خدا و نظم داشتن در كارتان سفارش مى‏كنم. نكته مهم اين است كه اولين جمله‏اى كه در وصيت‏نامه خود به فرزندان خود در آن حالت خاص پس از توصيه به تقوا و دورى از گناه، توصيه به نظم در امور و كارها فرمود و اين نشانه اهميت نظم و نقش آن در سعادت و موفقيت انسان است و بدون آن کسي به جايي نمي رسد.وتوصيه آغازين حضرت به تقوا ست که با مراقبه و محاسبه اعمال در ارتباط است.بنابراين مراقبه و محاسبه را بايد جدى گرفت كه از اساسى‏ترين دستورات اخلاقى و سازنده مى‏باشد. 1- نماز اول وقت: اگر كار اهمى با نماز اول وقت در تعارض نباشد نماز اول وقت را ترك نكنيد. روايات و نيز بزرگان نماز اول وقت را اكيدا سفارش كرده‏اند 2- مستحبات نشاط‏آور: از ميان مستحبات از نمازهاى نافله گرفته تا دعاى كميل و ندبه و... فقط و فقط آنهايى را انجام دهيد كه براى شما نشاط‏آور است و از تحميل نفس بر مستحبات پرهيز كنيد فقط به اقبال قلب بنگريد هر عمل مستحبى كه قلب بدان اقبال داشت و برايتان نشاط‏بخش و حال‏آور بود به همان اكتفا كنيد، حتى نسبت به نماز شب كه سفارش زيادى شده است اگر نشاط نداشتيد يا اصلاً نخوانيد يا خيلى خيلى خلاصه در ظرف ده دقيقه تمام يازده ركعت را با حذف مستحبات بخوانيد. 3- توسل به ائمه معصومين(ع): گاه گاهى مخصوصا به اقتضاى حال و اقبال قلب به ائمه معصومين(ع( توسل جوييد و توفيق و حاجات خود را از آن معادن كرم بخواهيد. 4- دائم‏الوضوء: سعى كنيد هميشه وضودار باشيد واگر براى شب قبل از خواب وضو بگيريد كافى است و چنانچه نيمه‏شب براى كارى برخاستيد و خواستيد دوباره بخوابيد وضو لازم نيست اگر آب وضو را با حوله خشك كنيد از جهتى بهتر است. 5- زيارت اهل قبور: هفته‏اى يك بار به زيارت اهل قبور مؤمنين و شهداى عزيز برويد و اگر وقت خلوتى را انتخاب كنيد تا تأمل بيشترى كنيد و گذرا بودن دنيا بيشتر در دلتان جا افتد خيلى بهتر است هدف اين است كه دل تكان بخورد و رغبت خود را به دنيا كم كند و به فكر آخرت و عالم قبر و قيامت بيفتد. دوست عزيز! چنانچه مشكل ضعف اراده داشته باشيد تجربه نشان داده است، براى حل اين مشكل نمى‏توان تنها به رهنمودهاى كتبى و غيابى بسنده كرد و اين مسأله، مانند بسيارى از مشكلات روانى ديگر، به ارتباط مستمر با مشاور نيازمند است; ولى اجراى دوباره توصيه‏هاى زير در بهبود اين مشکل, سودمند مى‏نمايد. 1. بايد علل و عوامل ضعف اراده خويش را بشناسيد . توجه كنيد ضعف اراده غالبا در عدم اعتماد به بينش و تفكر، عدم شناخت‏خويش، با ارزش تلقى نكردن خود، عدم امنيت روانى، عدم تدبير عقلانى در تشخيص امور و تميز اهم و مهم، شكست‏هاى گذشته و عوامل باز دارنده رشد و قوت نفس مانند محروميت، سرزنش و رنج‏هاى مستمر ريشه دارد. زدودن هر يك از اين عوامل در پرتو سرمايه گزارى و برنامه ريزى ممكن است. 2. بايد باور كنيد چون ديگر انسان‏ها از توانمندى‏هاى بسيار برخورداريد و از ديگران كم‏تر نيستيد. فراموش نكنيد نقاط قوت انسان از نقاط ضعفش بيش‏تر است و نبايد خود را دست كم بگيرد. تصميم خوب در پرتو تكيه بر قوت‏ها، جبران ضعف‏ها و احساس توانمندى شكل مى‏گيرد. 3. پس از مشورت با افراد ذى صلاح، با توجه به امكانات و توانمندى‏هاى واقعى خود، براى زندگى تان برنامه ريزى كنيد و بكوشيد هرگز بى جهت از آن برنامه و نظم سر نپيچيد. اوقات استراحت و تفريح و عبادت و همه‏فعاليت‏ها را در اين برنامه بگنجانيد تا زمانى خالى نماند و توجه به فرصت‏ بيكارى شما را سمت تأخير انداختن كارها سوق ندهد. 4. بكوشيد براى هر رفتارى انگيزه‏اى قوى داشته باشيد و به ويژه از آثار مثبت تصميم‏گيرى‏ها و رفتارهاى خاص خويش به طور كامل آگاه شويد. 5. محيط زندگى و موقعيت كارى خود را تغيير دهيد و موانع بروز اراده و فعاليت را نابود سازيد; براى مثال در موقعيتى كه به سرزنش و متهم شدن به ناتوانى و ناپختگى مى‏انجامد، قرار نگيريد . براى تصميم‏گيرى‏ها و اقدامات خويش امنيت روانى فراهم آوريد تا بتوانيد به آرامى در برابر ديگران يا همراه آنان ابراز وجود كنيد و برجستگى فكرى و فعاليت‏به جا را از طريق تصميم آشكار سازيد . 6. هر كارى را آسان تلقى كنيد; زيرا در برابر اراده پولادين انسان همه سختى‏ها آسان مى‏گردد . به استقبال كارهاى به ظاهر دشوار برويد و به خود تلقين كنيد مى‏توانيد در اين امور درست تصميم بگيريد و افتخار موفقيت در انجام آن‏ها را به دست آوريد. 7. رضايت‏خداوند را ملاك هر رفتار و گفتار قرار دهيد و از تسليم شدن در برابر تمايلات پوچ و هواهاى نفسانى بپرهيزيد. اين تسليم شدن‏ها اراده را ضعيف و متزلزل مى‏سازد. تقوا و رعايت‏حرمت دستورهاى پروردگار براى آرامش روانى و تقويت نفس و اراده بسيار سودمند است. 8 . مدتى برنامه ريزى و تصميمات خود را با فردى ذى صلاح در ميان بگذاريد و از وى بخواهيد مراقب باشد تا در شما دو دلى پيش نيايد و اجراى تصميمات خويش را به تاخير نيندازيد. 9. از خواب زياد، پرخورى و ديگر اسباب تنبلى و سستى اراده بپرهيزيد و نگذاريد ديگران به جاى شما تصميم بگيرند. 10. با كسانى كه روحيه و اراده قوى دارند، معاشرت کنيد تا اراده شما نيز قوى گردد. 11. بكوشيد تصميم‏هاتان را با فردى با تجربه در ميان نهيد تا از قوت و درستى شان اطمينان يابيد. پس از مشورت با اين فرد، بر اساس تدبر و انديشه خود تصميم بگيريد و بدون از دست دادن فرصت اقدام كنيد. تصميم بايد بر تدبير و انديشه و آگاهى‏هاى لازم استوار باشد و به عمل بينجامد . تخلف از اين امر جز تلف كردن وقت، پيروى از افكار پوچ و سستى در عمل دستاوردى ندارد و فرد را با زيان‏هاى مادى و معنوى روبه رو مى‏سازد. از اين رو، امور ياد شده گناه به شمار مى‏آيد. ترديد در تصميم‏گيرى و تاخير در عمل سبب از دست رفتن منافع معنوى و مادى فراوان مى‏شود و زيان‏هاى بسيار را به ارمغان مى‏آورد. 12 . تصميمات به جا و پر ارزش گذشته‏خود را به ياد آوريد و توجه كنيد كه چون گذشته براى انجام دادن كارهاى مهم آمادگى داريد. 13. در تصميم‏ها و فعاليت‏هاى اسوه‏ها دقت كنيد، در همسان سازى و الگوپذيرى جدى باشيد تا جرات انجام كار يابيد و توان تصميم‏گيرى و اجرا در شما تقويت‏شود. 14. ورزش مستمر و منظم را كه در تقويت اراده بسيار مؤثر است، فراموش نكنيد. 15. با تصميم‏هاى آسان در كارهاى ساده، به تدريج‏خود باورى و توانمندى را در خويش پديد آوريد و راه را براى تصميم‏گيرى در امور مشكل و پيچيده هموار سازيد. 16. در موضوع مورد نظر تمركز پيدا كنيدو از اشتغالات ذهنى متعدد بپرهيزيد تا تصميم‏گيرى آسان‏تر صورت پذيرد. 17. پس از تدبير و مشورت از عواقب تصميم‏هاى خود هراسناك نباشيد و به خدا توكل كنيد . پيامدهاى تصميم‏هاتان را كه از قلمرو انديشه‏تان بيرون است و با سامان دادن احتمال‏هاى ضعيف سبب ترديد و تزلزل شما مى‏گردد، به خداوند متعال كه به بندگانش لطف و رحمت و محبت گسترده دارد، واگذاريد و به آنچه پروردگار پيش مى‏آورد، خشنود باشيد. خداوند شما را به صلاح واقعى‏تان رهنمون شود.

منبع : پرسمان

مسلمان زيستن

مسلمان زيستن

اخلاق

مسلمان زیستن را یاد بگیرید!

پيامبر اسلام حضرت محمد(ص) با ايراد اين گفتار جاويدان:

(انى بعثت لاتمم مكارم الاخلاق)

ترجمه: (من برانگيخته شدم تا اخلاق نيك را كامل نمايم). هدف اساسى خود را از بعثت تشريح مى فرمايد. دين در واقع همه دستوراتش اخلاقى است. و تمام شئون اسلام از عبادات، داد و ستدها، تا حدود احكام همگى برپايه هاى بلند اخلاق و فضيلت استوار است.

اينك به ذكر آنچه كه سزاوار است انجام داد، و يا ترك نمود، مى پردازيم:

 

اول ـ محرمات

آنچه بجا آوردنش سزاوار نيست به آن حرام گويند و محرمات اخلاقى عبارت است از:

1ـ ستمگرى.

2 ـ زياده روى.

3 ـ مسخره كردن مردمان .

4 ـ مردم آزارى .

5 ـ پرده درى .

6 ـ نارضايتى پدر و مادر .

7 ـ احتكار ارزاق ملت .

8 ـ زنا .

9 ـ لواط .

10ـ اكتفاء زنان به زنان .

11ـ نگاه كردن به زنان نامحرم و مرد نامحرم .

12ـ نوشيدن شراب .

13ـ قماربازى .

14ـ خوردن گوشت مردار، و گوشت خوك و هر غذاى حرام .

15ـ خوردن مال مردم بدون رضايت آنها .

16ـ رشوه خوارى .

17ـ انگشتر طلا و زينت با طلا براى مردان .

18ـ حيله و فريب دادن مردم در كسب .

19ـ غش در معامله.

20ـ كنجكاوى در بدست آوردن اسرار مردم .

21ـ پايمال كردن حقوق .

22ـ استمناء .

23ـ آوازه خوانى و گوش دادن به آن .

24ـ دزدى .

25ـ دلالى زنا .

26ـ دروغ .

27ـ غيبت و سخن چينى .

28ـ دشنام دادن .

29ـ رباخوارى .

30 ـ قتل.

31 ـ همكارى با كافران و ستمگران .

32ـ خيانت .

33 ـ حكم نمودن برخلاف قرآن و.

 

دوم ـ فضائل

فضائل اخلاقى كه زينت بخش مسلمان است عبارت است از:

1 ـ انصاف.

2 ـ كمك بخوبى .

3 ـ اصلاح بين مردم .

4 ـ اخلاص در عمل .

5 ـ نيكى به پدر و مادر .

6 ـ صله رحم .

7 ـ فروتنى .

8 ـ توكل بر خدا .

9 ـ بردبارى ز.

10ـ كسب دانش .

11ـ نيك اخلاقى .

12ـ خوشرفتارى با مردم .

13ـ سخاوت .

14ـ شجاعت .

15ـ پاكدامنى .

16ـ كمك بيچارگان .

17ـ افشاء در سلام .

18ـ صبر .

19ـ ميهمانى .

20ـ عفو مردم .

21ـ برآوردن حاجت حاجتمندان .

22ـ ميانه روى در هرچيز .

23ـ پرهيزكارى .

24ـ پاكيزگى .

25ـ شرم داشتن .

26ـ ازدواج .

27ـ فرحناك بودن .

28ـ راست گوئى .

29ـ احترام به مردم .

30ـ سپاسگزارى.

 

سوم ـ رذائل

رذائل اخلاقى كه انسان را به سقوط مى گرايد عبارتند از:

1 ـ حس انتقام جوئى .

2 ـ فخريه نمودن .

3 ـ ثروت فراوان .

4 ـ كارهاى بيهوده .

5 ـ بى تابى در پيش آمدها .

6 ـ تنبلى .

7 ـ رياست طلبى و مقام خواهى و ثروت دوستى .

8 ـ آز .

9 ـ خلف وعده .

10ـ بدخلقى .

11ـ كينه توزى .

12ـ ترس .

13ـ پست همتى .

14ـ طمع كارى .

15ـ شتابزدگى .

16ـ تعصب ورزى .

17ـ خودپسندى .

18ـ بى توجهى به خدا و غفلت .

19ـ زشتى .

20ـ شك و ترديد .

21ـ منت .

22ـ سنگدلى .

23ـ منت نهادن و... آنچه از فضائل گفته شد همگى از كارهاى مستحب نيستند بلكه برخى از آنها از نظر شريعت اسلام واجب است.

همانطور كه آنچه از رذائل گفتيم همگى از كارهاى مكروه نمى باشند، بلكه برخى از آنها در نظر اسلام حرام است. پس بر مسلمان لازم است، بكوشد و جديت بخرج دهد تا خود را پاكيزه گرداند و اگر نسبت به قوانين مقدس اسلام كوتاهى نمود مانند پرنده شكسته بالى خواهد بود كه نمى تواند پرواز نمايد.

براى مسلمانان فقط گفتن: من مسلمانم به درد نمى خورد زيرا مانند آن است كه انسان مريض براى خود بگويد: من سالم هستم، همانطورى كه گفته مريض بحال او سودى ندارد، گفتار مسلمان هم تا هنگامى كه به دستورات اسلام رفتار ننمايد بى تأثير است.

منبع : کتابخانه ی اینترنتی تبیان/آن چیز که هر مسلمان باید بداند.