چند غرب یا شرق داریم؟

چند غرب یا شرق داریم؟

سوال:
چند غرب یا شرق داریم؟ یک شرق و یک غرب (سوره 26 آیه 28)، دو شرق و دو غرب (سوره 55 آیه 17) و چندین شرق و چندین غرب (سوره 70 آیه 40)

پاسخ:

بسیار مرسوم است که دربارة یک حقیقت با نگاه و زاویه‌های متفاوت و بر اساس اعتبارات متفاوت تعبیرهای مختلف به کار رود، مثلاً یک موضوع به اعتبارهای مختلف، تقسیم‌های مختلف بپذیرد و اقسام متفاوت داشته باشد، مثلاً در علم زیست‌شناسی در بررسی گیاهان، اقسامی مختلف برای آنها ذکر می‌شود. گاهی به دو قسم تقسیم می‌شوند گاهی به سه یا چهار و... این نوع تقسیمات بر اساس معیارهای مختلف است و هیچ انسان عاقل حتى اگر دانشمند گیاه‌شناس نباشد، نمی‌گوید که دانمشندان زیست‌شناس دچار تناقض شده‌اند، مگر این¬که انسانی که نسبت به دانشمندان زیست‌شناس، دشمنی داشته باشد و بخواهد به هر شکلی که شده و با مغلطه بر آنها ایراد بگیرد، که چرا یک جا دو قسم ذکر کردید و در جای دیگر چهار قسم و...
در مسئله مشرق و مغرب در آیات قرآن نیز مسئله همین است.
هر یک از تقسیمات بر اساس معیار و لحاظ خاصی است.
آنجا که از یک مشرق و مغرب صحبت می¬کند، مراد آن جنس و ماهیت مشرق و مغرب است که شامل همة مشرق‌ها و مغرب‌های هر روز می‌شود. اما آنجا که از دو مشرق و مغرب صحبت می‌کند، چند فرض ممکن است شاید، دو مشرق و دو مغرب باشد که در بین مشرق‌ها و مغرب‌ها ممتاز هستند که یکی از آغاز تابستان، یعنی حد اکثر اوج خورشید در مدار شمالی، و یکی در آغاز زمستان، یعنی حداقل پائین آمدن خورشید در مدار جنوبی است.
توضیح اینکه: از آنجا که محور زمین نسبت به سطح مدار آن مایل است و زاویه‌ای در حدود 23 درجه تشکیل می‌دهد، و با همین حال به گرد خورشید می‌چرخد، طلوع و غروب خورشید دائماً متغیر به نظر می‌رسد و از 23 درجه میل اعظم شمالی (در آغاز تابستان) تا 23 درجه میل اعظم جنوبی (در آغاز زمستان) در تغییر است که مدار اول را مدار «رأس السرطان» و مدار دوم را مدار «رأس الجدی» گویند، و این دو مشرق و دو مغرب خورشید است و بقیه مدارات در درون این دو مدار قرار دارند. و چون این دو مشرق و مغرب کامل مشخص است روی آن تکیه شده است.
برخی نیز مقصود آن مشرق و مغرب اعتدالی می‌دانند که در ابتدای بهار و پاییز است.
اما آنجا که از مشارق و مغارب صحبت شده، مراد تعداد روزهای سال می‌باشد که به تعداد آن مشرق و مغرب داریم، یا منظور مشرق و مغرب هر منطقه یا کشور باشد که به تعداد مناطق و زمین‌ها در روی زمین مشرق و مغرب داریم و این مسئله می‌تواند از اعجازهای علمی قرآن باشد در زمانی که زمین مسطح تصور می‌شد، قرآن از مشرق‌ها و مغرب‌ها سخن می‌گوید که این تنها با کروی بودن زمین می‌تواند سازگار باشد.

تعداد بال های فرشتگان؟ تناقض قرآن

تعداد بال های فرشتگان؟

واژه های کلیدی : تناقض در قرآن ، تضادهای قرآن ، تناقض های قرآن

سوال:
صحیح بخاری ادعا می کند که جبرئیل 600 بال داشت(جلد چهارم، بخش 4، شماره 455) در حالی که قرآن در سوره فاطر 35 آیه 1 می گوید فرشتگان 2، 3 یا 4 بال دارند.

پاسخ:

در حالی که ادعا در این نوشتار تناقضات توهمی در مورد قرآن است، تناقض‌جو نتوانسته این آیه را با آیه‌ای دیگر تناقض کند، از این رو به تناقض آیه با روایت صحیح بخاری روی آورده است.
اما در مورد آیه‌ای که ذکر شد.
«ستایش مخصوص خداوندی است که آفرینندة آسمان‌ها و زمین است که فرشتگان را رسولانی قرار داد که صاحب بال‌های دوگانه و سه‌گانه و چهارگانه‌اند. او هرچه بخواهد در آفرینش می افزاید، او بر هر چیزی قادر است.(1)
چند نکته قابل ذکر است:
1ـ «أجنحه» جمع «جناح» به معنای بال پرندگان است که همانند دست برای انسان می‌باشد و از آنجا که بال وسیلة نقل و انتقال پرندگان و حرکت و فعالیت آنها است، گاهی این کلمه در فارسی یا در عربی به عنوان وسیله حرکت و به کارگیری قدرت و توانایی به کار می‌رود، مثلاً گفته می‌شود: «فلان کس بال و پرش سوخته شد» کنایه از این که نیروی حرکت و توانایی از او سلب گردید یا «فلان کس را زیر بال و پر خود گرفت» یا «انسان باید با دو بال علم و عمل پرواز کند» و امثال این تعبیرات که همگی به نوعی کنایه از قدرت، پشتوانه، شوکت و... می‌باشد، روشن است که این گونه تعبیرات در مورد موجودات فرامادی بیانگر ابعاد قدرت آنها است.
2ـ این فقره از آیه «یزید فی الخلق ما یشاء» اشاره دارد بر این که بال فرشتگان که بیانگر قدرت و توانایی آنان است، منحصر در مورد خاص نیست، بلکه خداوند می‌تواند بر قدرت ایشان بیفزاید و به آنان قدرت سیر در مراتب بالاتر از خلقت و عروج بیشتر را عنایت کند.
با توجه به قسمت پایانی آیه روشن است که تعداد بیشتر را ممکن دانسته است، پس اگر حتى در روایتی عدد 600 ذکر شود و روایت صحیح باشد، نه تنها مخالفت یا تناقضی با آیه ندارد، بلکه خود آیه «یزید فی الخلق ما یشاء» می تواند اشاره به امکان آن باشد.
پی نوشت ها:
1.فاطر(35) آیه1.

منبع : پاسخگویی به سوالات دینی

تناقض در قرآن ، تناقضات قرآني ، ضد و نقيض هاي قرآني ، تضاد هاي قرآن

بسم الله الرحمن الرحيم

موضوعي كه امروزه زياد مورد پرسش قرار ميگيرد تناقضات قرآني ميباشد. كه برخي افراد مخالف اسلام آنها را مطرح و در سطح اينترنت پراكنده كرده اند.هدف اين افراد هم از اين عمل اين است كه الهي بودن قرآن را زير سوال ببرند و ادعا كنند كه قرآن سخنان بشري است.(واقعا بی خبر تر از این افراد کجا پیدا میشه؟).البته نظر شخصی من این است که این افراد افرادی بی خبر نیستند و از روی علم و اطلاعات این کار را میکنند. آنها بیخبر از آن هستند که به خیال خام خود میخواهند به اسلام و قرآن ضربه بزنند.

اما به قول استاد مطهری :" من بر خلاف بعضی ها که از ایراداتی که به اسلام گرفته میشود ناراحت میشوند بر عکس من خوشحال میشوم چون اسلام از هر سمتی که مورد حمله قرار گرفته است قوی تر شده است.این خاصیت حقیقت است" البته سخن استاد یه چیزی تویه همین مایه ها بود!

 اولين نكته ي قابل توجه اينجاست كه افرادي كه اين ها را پيدا كرده و پراكنده ميكنند اينقدر سواد ندارند كه معني و مفهوم تناقض را بفهمند و متوجه باشند كه آن چيزي كه از آن دم ميزنند تناقض نيست بلكه ميتوان نام تضاد را بر آن نهاد. زيرا تناقض در جايي به كار ميرود كه مثلا دو مورد داشته باشيم و يكي ديگري را نقض كند و به معني هستي و نيستي است. يعني نقض شدن چيزي به معني وجود نداشتن ديگري است. و در اينجا بيسوادان به جاي تضاد از تناقض استفاده ميكنند.

به همين مناسبت كتابي كامل و جامع در پاسخ به تناقض تراشي افراد نام برده نگارش يافته است كه تقديم شما ميكنيم . شما ميتوانيد از لينك زير دانلود و استفاده كنيد.

در ضمن به اين دليل نام پست خود را تناقض در قرآن گذاشتيم چون اكثر جستجو ها در گوگل و موتورهاي جستجو به نام تناقض انجام ميگيرد!

تناقض در قرآن ، تناقضات قرآني ، تضاد در قرآن

دانلود كتاب تناقضات قرآني

پاسخ به مزخرف ترين و بي پايه اساس ترين شبهه اي كه تا به حال شنيده ام!

پاسخ به مزخرف ترين و بي پايه اساس ترين شبهه اي كه تا به حال شنيده ام!

ببینید سایتهای دشمنان چه جوری میخواهند عده ای را از مسیر منحرف کنند

قضاوت با شما.

اشکال:

از هشت ذي الحجه که کاروان اهل بيت از مکه حرکت کردند تا اول محرم الحرام  22  روز است و در ضمن فاصله مدينه تا مکه 470 کليومتر است و از مکه تا کربلا نيز 2500 کيلومتر است  . با توجه به اينکه کاروانيان بايد 5 بار در روز نماز بخوانند تقريبا 4 ساعت به اين امر اختصاص داده ميشد و اهل کاروان بايد 10 ساعت را ميخوابيدند که از 24 ساعت فقط 8 ساعت باقي مي ماند . يعني اين کاروان در طول 22 روز آنهم با هشت ساعت حرکت شبانه روزي بيش از 2900 کيلومتر را طي کرده است که با محاسبات دقيق در ميبابيد که اين کاروان معادل 14 تا 15 کيلومتر در ساعت سرعت داشت . و اين محال عقلي نشان از آن دارد که کل قضاياي کربلا خرافي و ساختگي است .

جواب

قبل از ورود در جواب به دو نکته اشاره ميکنيم

نکته 1 : اين اشکال نوشته فردي بنام سامان سويد است که ما بطور خلاصه عين مطالبي که در آن سايت بود را آورديم .

نکته 2 : قبل از اصل جواب به اشتباهاتي که جناب سامان سويد در اين متن محققانه ( ! ) داشته اند ، اشارتي داريم.

اشتباه اول : ايشان فاصله بين مدينه تا مکه را جزو 22 روز به حساب آوردند در حاليکه بنا بر قول بزرگانی بمانند ابن طاووس و ابن مغرم حضرت از روز هشت ذي الحجه از مکه به طرف کربلا حرکت کردند و اصلا ربطي به مدينه ندارد . چرا که حضرت سه ماه قبل از حرکت به طرف کربلا مسافت بين مدينه تا مکه را طي کرده و ساکن مکه شده بودند .

اشتباه دوم : به اتفاق تمام تاريخ نويسان کربلا ،  کاروان اهل بيت روز دوم محرم الحرام به کربلا رسيده است و عجب است از فردي که خود را منتقد مسائل اسلامي ميداند چنين اشتباه فاحشي از او سر ميزند و ميگويد : ورود اهل بيت اول محرم الحرام بوده است !

اشتباه سوم : اولا : سنت رسول خدا و تمام يارانش موقع سفر اين بود که  بين دو نماز جمع ميکردند { همچنانکه ما در بحث هاي قبلي با مدرک معتبر اهل تسنن ثابت کرديم }  بنا بر اين نمازها در سه نوبت خوانده ميشد نه پنج نوبت ثانيا : وقت و اندازه 17 رکعت نماز خواندن را 4 ساعت دانستن ،  نشان ار آن دارد که نگارنده ( يعني سامان سويد ) علاقه شديدي به نماز دارد !

اشتباه چهارم : بر فرض که همه اشتباهات ايشان را ناديده بگيريم . باز هم ايراداتي در اصل محاسبات ايشان وجود دارد . بر فرض ِ محال که کاروان اهل بيت 2970 کيلومتر را طي کرده باشند . بر فرض ِ محال  که 22 روز اين مسير را طي کرده باشند و بر فرض محال هر روز فقط هشت ساعت را طي مسافت کرده باشند . بايد گفت اين کاروان قريب 17 کيلومتر در ساعت سرعت داشتند نه بين 14 تا 15 کيلومتري که ايشان ذکر کردند  . اين مطلب نشان از آن دارد که نگارنده مطلب حتي در محاسبات به اصطلاح دقيق خود هم دچار اشتباه شده است (حتما با چرتکه حساب کرده بود !)

اشتباه پنجم : ايشان 4 ساعت را  براي تمام نمازهاي واجب اختصاص دادند  و 10 ساعت را هم براي خواب کنار گذاشتند . در آخر فرمودند : 8 ساعت باقي ميماند که اهل بيت طي مسافت ميکردند  . اگر خوب دقت کنيد در ميابيد که شب و روز بنزد قبيله سامان سويد فقط 22 ساعت است !

 

اصل جواب

کاروان اهل بيت از روز هشتم ذي الحجه از مکه به طرف کربلا حرکت کردند و روز دوم محرم الحرام يعني بيست و سه روز بعد از حرکت ، به کربلا رسيدند . در طول اين مدت ( بنا بر اقوال قوی در میان تاریخ نویسان کربلا ) کاروان در نوزده منزل به استراحت پرداخت که معادل نسبي فاصله هر منزل تا منزل بعدي بين دو تا شش فرسخ است  يعني بين 12 تا 36 کيلومتر که اگر ما تمام منازل را 6 فرسخ به حساب آوريم  من حيث المجموع کاروان نزديک به 700 کيلومتر راه که اگر ما هزار کلیومتر هم حساب کنیم باز هم حرکت حضرت کاملا عادی به نظر می رسد.

نکته مهم آن است که در نظر داشته باشيم در آن زمان حرکت کاروانها به طور مستقيم بوده نه اينکه تمام مرز يک کشور را دور بزنند بعد وارد خاک آن کشور شوند .

 خلاصه : حرکت اهل بيت از مکه به کربلا در يک خط مستقيم در نوزده منزل صورت گرفت که با توجه به فاصله منزل ها  وهمچنين ملاقات و گفتگوهائي که حضرت در بين راه با افراد مختلفي بمانند فرزدق  وغيره داشتند . حرکت کاروان اهل بيت کاملا عادي است .

عده ای هم گفتند آنها سوارکاران ذبده ای نبوده اند پس نمیتوانند با این سرعت را را طی نموده باشند

در جواب آن روشنفکرزده ها همین بس که : یک اسب عادی با یک سوار کاری عادی اعماززن و بچه  میتواند ۲۰ کیلومتر هم سرعت داشته باشد و این کاملا عادی است(دوستان میتوانند ازیک سوارکارمعمولی هم بپرسند تاپاسخ رادریابند)

 وقتي اينچنين شبهات بي پايه و اساس را آنهم با آن همه آب و تابي که در سايتهايشان است ميبينيم ، ياد ِ کلام امام سجاد عليه السلام ميافتيم که فرمودند : خداي را شاکريم که دشمنان ما را از احمق ها قرار داده است

پس ببنید که اگر شخص عادی این مطلب را بخواند و جواب عقلانی را بررسی نکند شاید به شک دچار شود ببنید دشمنان چه طور با افکار عده ای ساده لوح بازی میکنند پس باید خیلی مراقب بود یا علی مدد.

منبع: ماه بنی هاشم

تحریف یک حدیث در مذمت ایرانی ها و عجم ها

تحریف یک حدیث در مذمت ایرانی ها و عجم ها

بسم الله الرحمن الرحیم

اخیرا مشاهده شده   حدیثی  از امام حسین ع تحریف کرده اند و با آن قلوب مومنین و عاشقان ایشان را منقلب ساخته اند :
من اول ترجمه بی پایه و دورغین این شخص بی سواد  را برایتان می آورم :

" از حسین بن علی:
ما از تبار قریش هستیم و هواخواهان ما عرب و دشمنان ما ایرانی ها هستند. روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهتر و بالاتر و هر ایرانی از دشمنان ما هم بدتراست. ایرانیهارا باید دستگیر کرد و به مدینه آورد، زنانشانرا بفروش رسانید و مردانشانرا به بردگی و غلامی اعراب گماشت.
حسین بن علی، امام سوم شیعیان، سفینه البحار و مدینه الاحکام و الاثار، نوشته حاج شیخ عباس
قمی، صفحه ۱۶۴. "

جالب است ایشان متن حدیث را اسکن کرده و نمایش داده که خود همین متن دلیلی است مخالف حرف ایشان ادامه مطلب را حتما بخوانید :


قبل از این که حرفی به زبان آورم نظرتان را به همین عکسی که از کتاب سفینة البحار اسکن شده جلب میکنم :
اگر دقت داشته باشید حدیث از امام تنها همین چند جمله است :
نحن قریش وشیعتنا العرب و عدونا العجم ..
متن حدیث نقل شده از امام ع تنها همین چند کلمه است .که ترجمه آن هم واضح است یعنی ما قریش هستیم و شیعیان ما عرب هستند و دشمنان ما عجم  هستند !
مابقی نوشته ها توضیح حدیث است که توسط نقل آن عالم بیان شده و جالب است که در اینجا دو اشتباه صورت پذیرفته .(در عکس در کادر اول مشخص نمودم )
حال ببنید این شخص چه کار کرده :
اول  توضیح مولف را جزء حدیث دانسته
دوم  همین توضیح مولف را بد ترجمه کرده
.ترجمه صحیح توضیح مولف اینست :
عربي که شيعه ما باشد ممدوح و شايسته است(پس معيار شايستگي، شيعه بودن است) اگر چه عجم و غير عرب باشد و اما عجم (غير عربي) که دشمن ما اهل بيت باشد مذموم و ناشايسته است (پس معيار مذموم بودن، دشمني با اهل بيت است) اگر چه عرب باشد.
سوم اینکه خود مولف کتاب در مذمت کار خلیفه دوم یعنی عمر مطلبی نوشته و آنرا نکوهش نمود که این شخص این را هم جزء حدیث پنداشته (کادر دومی در عکس)
حال  مولف کتاب در مورد عمر خطاب چه گفته:لمّا ورد سبي الفرس أَرَادَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ بَيْعَ النِّسَاءِ وَ أَنْ يَجْعَلَ الرِّجَالَ عَبِيدَ الْعَرَبِ.....» ترجمه‌  :
هنگامي که اسيران ايراني وارد مدينه شدند خليفه دوم خواست که زنهايشان را بفروشد و مردانشان را بردگان عرب قرار دهد.....

کاملا مشهود است در  اینجا کاری از کارهای خلیفه دوم یعنی جناب (عمر) نقل شده و ان مترجم بی سواد این را جزء نظر امام حسین ع گرفته !
حال جالبتر اینکه این اقا دنباله حدیث را نقل نکرده .مرحوم مولف کتاب در تقبیح بیشتر این کار خلیفه دوم  بیان امیر مومنین ع به عمر را  می آورد :
فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ أَكْرِمُوا كَرِيمَ كُلِّ قَوْمٍ.....
در اينجا اميرالمومنين ع (عليّ بن ابيطالب ع) اعتراض کرد که اينکار را نکن و اين حق را نداري چرا که رسول خدا ص فرموده است که بزرگان و گراميان هر قومي را گرامي بداريد.....

حال یک بار دیگر ترجمه صحیح را می اورم بعد با ترجمه یا تحریف اون اقا مقایسه کنید  و پی به جهالت این شخص ببرید:
قال ابی عبدالله:
ما از قریش هستیم و شیعیان ما عرب هستند و دشمنان ما عجم  هستند .
حدیث در اینجا تمام شد ما بقی حرف مولف کتاب است :
بیان این حدیث : عربي که شيعه ما باشد ممدوح و شايسته است(پس معيار شايستگي، شيعه بودن است) اگر چه عجم و غير عرب باشد و اما عجم (غير عربي) که دشمن ما اهل بيت باشد مذموم و ناشايسته است (پس معيار مذموم بودن، دشمني با اهل بيت است) اگر چه عرب باشد.
ادامه سخن مولف کتاب :
بد نظری خلیفه دوم (عمر )نسبت به عجم ها :
هنگامي که اسيران ايراني وارد مدينه شدند خليفه دوم خواست که زنهايشان را بفروشد و مردانشان را بردگان عرب قرار دهد.....
در اينجا اميرالمومنين ع (عليّ بن ابيطالب ع) اعتراض کرد که اينکار را نکن و اين حق را نداري چرا که رسول خدا ص فرموده است که بزرگان و گراميان هر قومي را گرامي بداريد.....


حال به تحریف این حدیث توسط آن شخص دقت نمایید :
" از حسین بن علی:
ما از تبار قریش هستیم و هواخواهان ما عرب و دشمنان ما ایرانی ها هستند. روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهتر و بالاتر و هر ایرانی از دشمنان ما هم بدتراست. ایرانیهارا باید دستگیر کرد و به مدینه آورد، زنانشانرا بفروش رسانید و مردانشانرا به بردگی و غلامی اعراب گماشت.
حسین بن علی، امام سوم شیعیان، سفینه البحار و مدینه الاحکام و الاثار، نوشته حاج شیخ عباس
قمی، صفحه ۱۶۴. "

تفاوت  کاملا مشخص هست  و نیازی به توضیح ندارد.


خب حال مقداری در مورد این حدیث بحث کنیم:

اول از جهت سندی:
 این حدیث نزد علما ضعیف هست و این حدیث تقطیع دارد و نزد علما رجالی اصلا اعتبار ندارد


بحث محتوایی حدیث  :

اولا مولف کتاب سفینة البحار این حدیث را در باب فضائل عجم ها بیان کرده !یعنی ایشان از این حدیث فضیلت برای عجم تلقی نموده .جالب است بدانید قبل از نقل این حدیث مرحوم شیخ عباس این آیه و حدیث را در تایید سخنش در فضیلت عجم ها نقل می کند :
تفسير علي بن إبراهيم : * ( ولو نزلناه على بعض الأعجمين فقرأه عليهم ما كانوا به مؤمنين ) * ، قال الصادق ( عليه السلام ) : لو نزل القرآن على العجم ما آمنت به العرب ، وقد نزل على العرب فآمنت به العجم ، فهذه فضيلة العجم
خداوند در کتاب خود فرمود)هرگاه ما آن را بر بعضى از عجم [= غير عرب‏]ها نازل مى‏کرديم... و او آن را بر ايشان مى‏خواند، به آن ايمان نمى‏آورند!))
امام صادق علیه السلام فرمودند اگر قرآن بر عجم نازل می شود اعراب به آن ایمان نمی اوردند و این قرآن بر اعراب نازل گشت و عجم ها ایمان آوردند به پس این خود یک فضیلتی است بر عجم ها !!

ثانیا آیا واقعا عجم ها نمی توانند شیعه باشند و اصلا عجم بودن مخالفت با شیعه بودن و مسلمان بودن دارد ؟
لطفا این احادیث را ببینید :


أمالي الصدوق : عن أبي جعفر ( عليه السلام ) قال : أصحاب القائم ( عليه السلام ) ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا أولاد العجم.
امالي صدوق  از امام باقر(ع) : فرمود : اصحاب  حضرت مهدي(ع)313 نفر واز فرزندان عجمند.

مستدرك  حاكم:

قالوا : العجم يا رسول الله ؟ قال(ص) : لو كان الإيمان معلقا بالثريا لناله رجال من العجم
گفتند عجم اي رسول خدا ؟  پيامبر(ص) فرمودند : اگر ايمان در  آسمان آويزان بود، مرداني از  فارس به  آن مي رسيدند.



ذكرت الأعاجم عند رسول الله صلي الله عليه وآله فقال: النبي صلي الله عليه [وآله] وسلم: «لأنا بهم أو ببعضهم أوثق مني بكم أو ببعضكم»

بغوي  نقل ميكند : كه در نزد رسول الله از اعاجم  سخن گفتم ؛ فرمودند: من به آنها  يا بعضي از آنها  بيشتر از شما  يابعضي از شما اطمينان دارم


كنا جلوساً عند النبي صلي الله عليه وآله إذ نزلت سورة الجمعة فما نزلت هذه: (وآخرين منهم لما يلحقو ابهم) قالوا: من هؤلاء يا رسول الله؟ قال وفينا سلمان الفارسي، ثم قال: فوضع النبي صلي الله عليه وآله يده علي سلمان ثم قال: لو كان الإيمان بالثريا لناله رجال من هؤلاء

نزد رسول الله نشسته بوديم  كه سوره جمعه نازل شدو هنگامي كه اين آيه "(وآخرين منهم لما يلحقو ابهم)" نازل شد ، پرسيدند :  آنها چه كساني هستند ؟ فرمودند(در حالي كه سلمان نزد ما بود) رسول الله  دستش را بر سلمان گذارد و فرمود : اگر ايمان در  ثريا باشد ، مرداني از اين قوم به آن  خواهند رسيد.

مستدرك علي السفينة:
لما ورد بسبي الفرس إلى المدينة أراد الثاني أن يبيع النساء وأن يجعل الرجال عبيد العرب ،  . فقال أمير المؤمنين ( عليه السلام ) : إن النبي ( صلى الله عليه وآله ) : قال : أكرموا كريم قوم وإن خالفوكم ، وهؤلاء الفرس حكماء كرماء ، فقد ألقوا إلينا السلام ، ورغبوا في الإسلام ، وقد أعتقت منهم لوجه الله حقي وحق بني هاشم -

ترجمه :
هنگامي كه به اسير كردن  ايرانيان  دستور داده شد ، عمر خواست زنان را بفروشد و  مردان را  برده  عرب كند ولي امير المومنين (ع) فرمود كه پيامبر فرموده اند : بزرگان هر قومي را بزرگ بداريد گر چه با شما مخالف باشند ....ادامه سخن امير المومنين(ع) :  و اين ايرانيان ، حكيماني بخشنده هستند كه به ما صلح هديه كرد ه اند و به اسلام رغبت نشان داده اند ،  پس من به خاطر خدا ،  تمام حق خود  و بني هاشم را  مي بخشم و انها را آزاد ميكنم.


حال بد نیست نگاهی به قرآن هم داشته باشیم :

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ
اى مردم! ما شما را از يک مرد و زن آفريديم و شما را تيره‏ها و قبيله‏ها قرار داديم تا يکديگر را بشناسيد؛ (اينها ملاک امتياز نيست،) گرامى‏ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست؛ خداوند دانا و آگاه است!

این آیه هم گذشت :
ولو نزلناه على بعض الأعجمين فقرأه عليهم ما كانوا به مؤمنين  هرگاه ما آن را بر بعضى از عجم [= غير عرب‏]ها نازل مى‏کرديم...واو آن را بر ايشان مى‏خواند، به آن ايمان نمى‏آورند!))
و بیان شد که این آیه دلالت می کند بر اینکه عجم ها فضیلتی دارند  .چون اگر این قرآن بر عجمها نازل می شد عرب ها به آن ایمان نمی اوردند و حال که بر اعراب نازل شده می بینیم که عجمها هم ایمان آورده اند که شاهدی از کلام امام صادق ع هم در این زمینه آورده ایم :
امام صادق علیه السلام فرمودند اگر قرآن بر عجم نازل می شود اعراب به آن ایمان نمی اوردند و این قرآن بر اعراب نازل گشت و عجم ها ایمان آوردند به پس این خود یک فضیلتی است بر عجم ها !

اما حال منظور حدیث امام از اینکه فرموده اند((و شیعیان ما عرب هستند و دشمنان ما عجم  هستند ))چیست ؟
متن عربی حدیث : شيعتنا العرب ، وعدونا العجم
اگر دقت داشته باشید بیان نشده العرب شیعتنا و العجم عدونا بلکه بیان شده  شيعتنا العرب ، وعدونا العجم.در برگردان فارسی هم می توان تفاوت  این دو نوع بیان را فهمید:
الف : اعراب شیعیان ما هستند و عجم ها دشمنان ما هستند
ب:شعیان ما اعراب هستند و دشمنان ما عجم هستند.

این دو معنی کاملا با هم تفاوت دارند .که در روایت معنی دومی مطرح شده نه اولی.
در بیان اولی این مطرح می شود که گروه اعراب شیعه هستند و گروه عجم دشمن اهل بیت که این با نص آیات قرآن و رویات زیاد تضاد دارد و در حدیث هم این گونه بیان نشده.یعنی اگر در حدیث گفته شده بود العرب شیعتنا و العجم عدونا این معنی را می داد اما حدیث این گونه بیان نشده .بلکه به گونه دوم بیان شده یعنی گفته شیعتنا العرب.اینجا بیان شده شیعه ما عرب هستند.
خب وقتی به کتاب لغت مراجعه میکنیم می بینیم عرب و عجم معنی لغوی خاصی دارند .در حقیقت معنایی لغوی عرب به معنی با فهم وشعور و فصاحت هست و عجم به معنی خنگ و گنگ است .حال مشخص می شود معنی حدیث چیست یعنی شیعه ما عرب است .حال چه کسی عرب واقعی است آن کس که فهم داشته باشد ! واین فهم را ندارد مگر کسی که شیعه باشد و چه کسی عجم هست .آن کسی که واقعا نه فهم باشد .و نفهمد حق ولایت و امر امامت به دست چه کسی است .
در حقیقت ما ایرانی ها عرب (با فهم و درک ) واقعی هستیم و آن عربی که دشمن اهل بیت ع در حقیقت عجم واقعی است یعنی نه فهم !
می بینید که چه زیبا امام این سخن را بیان کرده اند و دشمنان ایشان چه مضحک و خنده دار این حدیث را تحریف نموده اند

 منبع : سایت المبین

بررسي نوشته هاي مخالف قرآن

بررسي نوشته های مخالف قرآن " تناقضات قرآنی "

 

واژه هاي كليدي : قرآن ، تناقض ، مخالفين قرآن ، تناقض در قرآن ، رياضيات در قرآن،  رياضي و قرآن ، جمع و ضرب در قرآن ، اشتباهات قرآن ، تناقضات قرآن ، تناقض قرآن ، تناقض قرآنی

در بررسی این نوشته به مسائلی از آن پرداخته ایم که به قرآن مربوط می شود (مسائلی که به قرآن مربوط نمی شود از آن حذف شده است).

"همسر" يا عجوزه اي پير؟!

ديدگاه محمد نسبت به زنان

در سوره شعرا آيه ۱۶۹ الي ۱۷۱ مي خوانيم که لوط خطاب به خدا مي گويد : "خدايا من و اهل بيتم را از عقاب اين عمل زشت قوم نجات بده " و خدا هم مي گويد که "ما اورا با همه اهل بيتش نجات داديم جز پير زن عجوزه اي از بازماندگان!"

و در سوره الاعراف آيه ۸۳ در مورد لوط مي گويد : « ما او و همه اهل بيتش را نجات داديم مگر زن او را!»

در سوره هود آيه ۸۱ دوباره در مورد لوط مي خوانيم که خدا به لوط مي گويد" از اهل بيت خودت جز آن زن کافرت که بايد با قوم هلاک شود يکي را روا مدار که وعده عذاب صبح است."

سوره النمل آيه ۵۷: « لوط را با اهل بيتش بجز زن کافر او که مقتدر بود ميان اهل عذاب باقي بماند را نجات داديم.»

همانطور که مي بينيم در سوره شعرا فردي که از قوم لوط نجات نيافت پيرزن عجوزه اي بيش نبود ولي در آيه هاي بعدي او زن لوط معرفي مي گردد. کما اينکه بيان پير زن براي زن لوط در سوره شعرا کمي غير عادي به نظر مي رسد و ظاهرآ منظور محمد در اين آيه کس ديگري بوده و محمد در اين سوره در معرفي کردن آن زن دچار اشتباه شده کما اينکه بعد ها مجبور مي شود در آيه هاي ديگر چندين بار تاکيد کند که آن زن همسر لوط بوده است ولي مسلمان اين موضوع را به عنوان يک تناقض در قرآن نمي پذيرند و مدعي هستند او منظور از پير زن عجوزه همان زن لوط بوده است. حتي اگر چنين تصور کنيم با خطاب پيرزن عجوزه براي همسر لوط پيغمبر خدا(!)، بار ديگر به اين نتيجه مي رسيم که زنان در ديدگاه محمد ازهيچ مقام و منزلتي بر خوردارنبوده اند .

اما يک نکته ديگر در اين جا قابل تأمل است و آن اينکه در باره موضوع به اين سادگي يعني اينکه زن لوط يا هر زن ديگري نجات نيافت در چندين جاي قرآن تکرار شده است يا مرد عرب کند ذهن بوده اند و متوجه موضوع نمي شدند که محمد مجبور بوده اين موضوع را در کتابش بارها تکرار کند و يا ايراد از جاي ديگري بوده است!

 

پاسخ:

 

پاسخ در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

بررسي نوشته های مخالف قرآن " تناقضات قرآنی "

بررسي نوشته های مخالف قرآن " تناقضات قرآنی "

 

واژه هاي كليدي : قرآن ، تناقض ، مخالفين قرآن ، تناقض در قرآن ، رياضيات در قرآن،  رياضي و قرآن ، جمع و ضرب در قرآن ، اشتباهات قرآن ، تناقضات قرآن ، تناقض قرآن ، تناقض قرآنی

در بررسی این نوشته به مسائلی از آن پرداخته ایم که به قرآن مربوط می شود (مسائلی که به قرآن مربوط نمی شود از آن حذف شده است).

گفته هاي مخالفين:

آيا خدا جمع و ضرب هم بلد است!

براي خواندن نوشته هاي مخالف قرآن و پاسخ به آنها ادامه مطلب را بخوانيد...

ادامه نوشته