ليست كالاهاي اسرائيلي -اسرائيل را تحريم كنيم.

ليست كالاهاي اسرائيلي -اسرائيل را تحريم كنيم.

چرا مرگ بر اسرائيل ما تاثير ندارد

چرا مرگ بر اسرائیل؟! مرگ بر خودمان! 

 این غده سرطانی هر روز خدا ، کارش جنگ و کشتار و خونریزیست.

روزی نیست که پیکر نازنین کودکی خردسال که هنوز هیچ سلاحی جز گریه برای دفاع از خویش ندارد زیر شنی های تانکهای میرکاوا له نشود.

 و من حالم بهم می خورد از خودم.

حالم بهم می خورد از آنهایی که میدانند اسرائیل هزینه های خود را از کجا تأمین می کند اما باز ((پپسی)) می نوشند ، ((کوکاکولا)) و ((فانتا)) سر می کشند.

و حالم بهم می خورد از آنهایی که می دانند ((نوکیا)) عاشق اسرائیل است و اسرائیل هم عاشق نوکیا و باز به هر بهانه ای نوکیا می خرند.

و من سرگیجه می گیرم وقتی می بینم کسی را که ((نایک)) و ((تیمبرلند)) می پوشد و با اینحال آمریکا را سرزنش می کند که چرا از این رژیم وحشی حمایت می کند.

و من باز حالم بهم می خورد از تمام دولتمردانی که از صبح تا شب و از شب تا صبح اسرائیل را لعن و نفرین می کنند اما خود با هزینه بیت المال با حامیان مالی این رژیم  قرارداد می بندند.

و من سرم گیج می رود وقتی چشمم به بیلبوردهای شهر می افتد که تا دیروز روی آنها نوشته بود (( فلسطین پاره تن اسلام است)) اما امروز ((نستله)) جای این پاره تن را اشغال کرده است.

و سردرد می گیرم وقتی تلویزیون درست بعد از پخش تصاویری از مظلومیت فلسطینیان ، بازی ((آرسنال))  و  آث .میلان را زنده پخش می کند.

و اینروزها دیگر هر وقت شعار مرگ بر اسرائیل را می شنوم با خودم می گویم : مرگ بر خودمان و مرگ بر غیرتمان.

مرگ بر خودمان که با یک میلیارد جمعیت و با اینهمه ثروت خدادادی ، از برادرانمان در برابر کمتر از 20 میلیون یهودی(جمعیت یهودیان در کل جهان و نه جمعیت صهیونیستها) اینگونه حمایت می کنیم!!

آری! مرگ بر خودمان!!

۱-ليست كالاهاي اسرائيلي -اسرائيل را تحريم كنيم

۲-ليست كالاهاي اسرائيلي -اسرائيل را تحريم كنيم

چرا مرگ بر اسرائيل ما تاثير ندارد!
ليست كالاهاي اسرائيلي -اسرائيل را تحريم كنيم.

خرید کالاهای اسرائیلی-آیة الله مکارم شیرازی

سقیفه به نقل از عمر

سقیفه به نقل از عمر

 

در روایتی از صحیح بخاری توضیح : صحیح بخاری یکی از صحاح سته است که سنی ها پس از قرآن هیچ کتابی را به اندازه این شش کتاب قبول ندارند و کلیه مطالب مندرج در این شش کتاب را صحیح می دانند. بخاری در صحیح خود داستان سقیفه را از قول عمر چنین تعریف می کند : وقتی که پیامبر ازدنیا رفت ، از خبرهایی که به ما رسید ، یکی این بود که انصار در سقیفه بنی ساعده اجتماع کرده اند . من هم به ابوبکر پیشنهاد کردم که بیا تا ما هم به برادران انصار خود بپیوندیم . ابوبکر موافقت کرد و ما ، همراه یکدیگر ، خود را به سقیفه رساندیم . علی و زبیر و همراهان ایشان با ما نبودند . هنگامیکه به سقیفه رسیدیم متوجه شدیم که طایفه انصار مردی را که در گلیمی پیچیده بودند و می گفتند سعد بن عباده است و تب دارد ، با خود به آنجا آورده بودند . ما در کنار ایشان نشستیم و سخنران آنها برخاست و پس از حمد و سپاس خدا ، گفت : ما یاران خداییم و نیروی رزمنده و به هم فشرده اسلام ، اما شما گروه مهاجرین ، مردمی به شماره اندک هستید و.... . من (عمر) خواستم در پاسخ او چیزی بگویم که ابوبکر آستینم را کشید و گفت : خونسرد باش . پس خودش از جای برخاست و به سخن پرداخت : به خداقسم که او در سخن خویش هیچ نکته ای را که من می خواستم بر زبان بیاورم فروگذار نکرد . یا همان را گفت یا بهتر از آن را بر زبان آورد . او گفت : ای گروه انصار ! آنچه را از خوبی و امتیازات خود برشمردید ، بی گمان ، اهل و برازنده آن هستید . اما خلافت و فرمانروایی ، تنها در خور قبیله قریش است ، زیرا که آنها از لحاظ شرافت و حسب و نسب مشهورند و در میان قبایل عرب ممتاز . این است که من به خیرخواهی شما ، یکی از این دوتن را پیشنهاد می کنم تا هریک را که بخواهید به خلافت انتخاب و با او بیعت کنید . این بگفت و دست من و ابوعبیده را گرفت و به آنان معرفی کرد . تنها این سخن آخر بود که از آن خوشم نیامد . در این هنگام ، یکی از انصار برخاست و گفت : انا جذیلها المحکک و عذیقها المرجب یعنی من در میان شما گروه انصار به منزله آن چوبی هستم که پشت شتران را با آن می خارانند و درختی که به زیر سایه اش پناه می برند . حال که چنین است شما مهاجریت برای خود فرمانروایی برگزینید و ما هم برای خود زمامداری انتخاب می کنیم . در پی این سخن ، بگومگو و سر و صدا از هر طرف برخاست و چند دستگی و اختلاف به شدت ظاهر گردید . من از این موقعیت استفاده کردم و به ابوبکر گفتم دستت را دراز کن تا با تو بیعت کنم . او هم دستش را پیش آورد و من با او بیعت کردم . پس از اینکه از کار بیغت با ابوبکر فراغت یافتم ، به سوی سعد ابن عباده هجوم بردیم ....... . بعد از همه این حرفها ، اگر کسی بدون کسب نظر و مشورت با مسلمانان ، با مردی به خلافت بیعت کند ، نه از او پیروی کنید و نه از بیعت گیرنده ، که هر دو مستحق کشته شدن هستند .

------------------------

صحیح بخاری ، کتاب الحدود ، باب رجم الحبلی ، 4/119-120 سیره ابن هشام ، 4/336/338 کنز العمال : 3/139 – حدیث 2326

 

چند حديث زيبا

چند حديث زيبا

 1. قالَ رسول الله صلّى اللّه عليه و آله : « مَنْ وَجَدَ كَسْرَةً اَوْ تَمْرَةً فَاءكَلَهَا لَمْ يُفارِقْ جَوْفَهُ حَتّى يَغْفِرَاللّهُ لَهُ »

فرمود: « هر كس تكّه اى نان يا دانه اى خرما در جائى ببيند، و آن را بردارد و ميل كند، مورد رحمت و مغفرت خداوند قرار مى گيرد.»

2. قالَ رسول الله صلّى اللّه عليه و آله : « ثَلاثَةٌ مِنَ الذُّنُوبِ تُعَجَّلُ عُقُوبَتُها وَ لا تُؤَخَّرُ إ لى الاخِرَةِ: عُقُوقُ الْوالِدَيْنِ، وَ الْبَغْيُ عَلَى النّاسِ، وَ كُفْرُ الاْ حْسانِ »

فرمود : « عقاب و مجازات سه دسته از گناهان زودرس مى باشد و به قيامت كشانده نمى شود: ايجاد ناراحتى براى پدر و مادر، ظلم در حقّ مردم ، ناسپاسى در مقابل كارهاى نيك ديگران »

3. قالَ رسول الله صلّى اللّه عليه و آله: « إ نَّ اءعْجَزَ النّاسِ مَنْ عَجَزَعَنِ الدُّعاءِ، وَ إ نَّ اءبْخَلَ النّاسِ مَنْ بَخِلَ بِالسَّلام »

فرمود: « عاجز و ناتوان ترين افراد كسى است كه از دعا و مناجات با خداوند ناتوان و محروم باشد، و بخيل ترين اشخاص كسى خواهد بود كه از سلام كردن خوددارى نمايد »

1. قالَ الامام رضا عليه السلام : « مَنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلى مايُكَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ، فَلْيَكْثُرْ مِنْ الصَّلوةِ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، فَإ نَّها تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْما.»

فرمود: « كسى كه توان جبران گناهانش را ندارد، زياد بر حضرت محمّد و اهل بيتش عليهم السلام صلوات و درود فرستد، كه همانا گناهانش اگر حقّ الناس نباشد محو و نابود گردد »

2. قال الامام رضا عليه السلام : « مَنْ زارَ قَبْرَ الْحُسَيْنِعليه السلام بِشَطِّ الْفُراتِ، كانَ كَمَنْ زارَاللّهَ فَوْقَ عَرْشِهِ »

فرمود: « هر مؤ منى كه قبر امام حسين عليه السلام را كنار شطّ فرات در كربلاء زيارت كند همانند كسى است كه خداوند متعال را بر فراز عرش زيارت كرده باشد.»

3.  قالَ الامام رضا عليه السلام : « لَتَاءمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ، وَلَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْكَرِ، اَوْلَيَسْتَعْمِلَنَّ عَلَيْكُمْ شِرارُكُمْ، فَيَدْعُو خِيارُكُمْ فَلا يُسْتَجابُ لَهُم ْ»

فرمود: « بايد هر يك از شماها امر به معروف و نهى از منكر نمائيد، وگرنه شرورترين افراد بر شما تسلّط يافته و آنچه كه خوبانِ شما، دعا و نفرين كنند مستجاب نخواهد شد.»

1. قالَ الامام حسن عليه السلام : « وَ إ نّ حُبَّنا لَيُساقِطُ الذُّنُوبَ مِنْ بَنى آدَم ، كَما يُساقِطُ الرّيحُ الْوَرَقَ مِنَ الشَّجَرِ.»

فرمود: « همانا محبّت و دوستى با ما (اهل بيت رسول اللّه صلى الله عليه وآله ) سبب ريزش گناهان - از نامه اعمال - مى شود، همان طورى كه وزش باد، برگ درختان را مى ريزد»

2. قال الامام حسن عليه السلام : « منْ عَبَدَاللّهَ، عبَّدَاللّهُ لَهُ كُلَّ شَىْءٍ »

فرمود : « هر كسى كه خداوند را عبادت و اطاعت كند، خداى متعال همه چيزها را مطيع او گرداند .»

3.  قالَ الامام حسن عليه السلام : « بَيْنَ الْحَقِّ وَالْباطِلِ اءرْبَعُ اءصابِع ، ما رَاءَيْتَ بَعَيْنِكَ فَهُوَ الْحَقُّ وَقَدْ تَسْمَعُ بِاءُذُنَيْكَ باطِلاً كَثيرا »

فرمود : « بين حقّ و باطل چهار انگشت فاصله است ، آنچه كه را با چشم خود ببينى حقّ است ؛ و آنچه را شنيدى يا آن كه برايت نقل كنند چه بسا باطل باشد.»

سخنان علي(ع)-قضاوت هاي حيرت انگيز علي(ع)

سخنان علي(ع)-قضاوت هاي حيرت انگيز علي(ع)

مردی دهاتی از علی(ع) پرسید چه عبادتی است که شخص چه آنرا به جای آورد چه نه سزاوار عقوبت است؟گفت: «نماز شخص مست است»

از حضرت علی(ع) پرسیدند کیست که پدر و قبله و قوم و خویش نداشت؟ حضرت علی(ع)فرمود:«کسی که پدر نداشت عیسی(ع) و آنکه قوم و خویش نداشت آدم بود و جائی که قبله نداشت و ندارد خانه خداست.»

باز پرسیدند:«کدام سه چیزاند که در رحمی نبوده و از شکمی بیرون نیامده اند؟»حضرت فرمود:«عصای موسی و شتر صالح و قوچ ابراهیم است.»

باز پرسیدند:« چه گوریست که صاحب خود را حرکت داد؟»حضرت فرمود:«شکم ماهی است که خدا یونس را در آن حبس کرد.»

 

قرآن از دیدگاه مشاهیر جهان

قرآن از دیدگاه مشاهیر جهان

 

کینت گریک(دانشمند کمبریج انگلستان)

مسلمان نیستم تا بگویم قرآن کلام خدا است، ولی در مدت چهارده قرن که از آمدن آن می‌گذرد، هیچ کس نتوانسته است در زبان عربی کلامی بیاورد که با قرآن برابری کند، قرآن کتابی نیست که برای یک دوره به خصوص آمده باشد، کتابی است جاوید برای تمام اعصار و تا جهان است نوع بشر می‌تواند(و باید) قرآن را در متن زندگی خود قرار بدهد و بر طبق دستورهای آن رفتار نماید، چرا که قرآن برای یک دوره به خصوص نیامده و هرگز کهنه نمی‌شود و تا روزی که نوع بشر باقی است راهنمای انسان خواهد بود زیرا چیزی وجود ندارد که در قرآن نیامده باشد، من هنگامی که قرآن را برای نخستین بار گشودم و تحت تأثیر آن قرار گرفتم، تصوّر کردم اثری که آن کتاب در من داشته، استثنائی است و در سالهای بعد که با چندین تن از مترجمان قرآن مکاتبه کردم و بعضی را حضوری دیدم، دریافتم تأثیری که خواندن قرآن در ما اروپاییان می‌گذارد، همگانی است، اما مشروط بر اینکه به همان زبانی که نازل شده خوانده شود و ترجمه قرآن به هیچ یک از زبانهای اروپایی تأثیر متن اصلی را ندارد.(قرآن و پدیده‌ها از دید دانش امروز، ص 19)

 

بانو لورا واکلیسا والگیری(استاد دانشگاه ناپل ایتالیا):

کتاب آسمانی اسلام، نمونه ای از اعجاز است، قرآن کتابی است که نمی‌توان از آن تقلید کرد.سبک و اسلوب قرآن در ادبیات عرب سابقه ندارد، تأثیری که قرآن در روح انسان ایجاد می کند ،ناشی از امتیازات و برتری‌های آن می‌باشد، چطور ممکن است این قرآن گفتار محمد باشد و حال آن که معتقدیم محمد یک مرد عرب و درس نخوانده بود، ما در این قرآن گنجینه‌ها و اندوخته هایی از علوم را می بینیم که مافوق استعداد و ظرفیت باهوشترین و متفکّرترین نوع بشر است، و بزرگترین فیلسوفان و قوی‌ترین رجال سیاست باید در مقابل قرآن زانوی عجز و ناتوانی بزنند، با اینکه قرآن در سراسر جهان اسلام بارها خوانده می‌شود، لیکن خواندن آن دوباره در پیروانش ایجاد خستگی نمی‌کند؛ بلکه بالعکس با خواندن هر روز عزیزتر می‌شود، خواندن یا شنیدن قرآن در ذهن خواننده یا شنونده حسّ تعظیم و تکریم برمی انگیزد، متن قرآن در طول اعصار و قرون از تاریخ نزول آن تا امروز به همان صورت اوّلیه باقی مانده و تا وقتی که خدا بخواهد و تا جهان ادامه دارد، باقی خواهد بود.( پیشرفت سریع اسلام، ص52)

ژوزف ارنست رنان(فیلسوف معروف فرانسوس1823 ـ 1892م):

در کتابخانه شخصی من هزاران جلد کتاب سیاسی، اجتماعی، ادبی، و غیره وجود دارد که همه آنها را بیشتر از یک بار مطالعه نکرده ام و چه بسا کتابهایی که فقط زینت کتابخانه من می‌باشند، ولی یک جلد کتاب است که همیشه مونس من است و هر وقت خسته می شوم آن را مطالعه می کنم تا درهایی از معانی و کمال به روی من گشوده شود ، و از مطالعه زیاد آن خسته و ملول نمی‌شوم، این کتاب ، کتاب آسمانی مسلمانان است، اگر کسی خواسته باشد به کتابی که از آسمان نازل شده، معتقد شود، آن کتاب فقط قرآن است، زیرا کتاب‌های دیگر آسمانی امتیازات قرآن را ندارند.(پیامبر اسلام از نظر دانشمندان شرق و غرب، ص 188 )

 

پرفسور هوستون اسمیت(استاد دانشگاه یالات متحده امریکا):

(مسلمانان )با آن همه علاقه و ایمانی که به شخص او(محمد صلّی اللّه علیه و آله) دارند،لیکن اساس ایمان ایشان بر کتاب قرآن مجید قرار دارد، آن کتاب مقدس، آسمانی است و پیغمبر خود آن را ایت باهر الهی و اعجاز نمیان نبوّی دانسته است. تلاوت و ترتیل قرآن، جزو وظایف مسلمانان می باشد، شاید هیچ کتابی در جهان به قدر آن خوانده نمی‌شود.چه بسیار مردم تمام آن کتاب را به حافظه سپرده‌اند و تأثیرات آن در نفس خوانندگان از حدّ خارج است، عقیده و ایمان مسلمانان به کتاب الهی در اوج شدّت است، چنانچه مسیحیان در احترام به کتاب خود به پای ایشان نمی‌رسند، اعتقاد به اصالت قرآن نزد آنها از شرایط اساسی ایمان است، در نزد دیگر ملل جهان هیچ کتابی از کتب مقدسه ادیان علی الظاهر به اندازه قرآن مشکل الفهم نیست.(قرآن و دیگران، ص18)

 

هربرت جورج ولز(دانشمند و محقق انگلیسی1866 ـ 1946 م)

در پاسخ به سؤالی که یکی از مجلّه‌های علمی اروپایی نموده بود که بزرگترین کتابی که از آغاز تاریخ بشر تاکنون بیشتر ازسایر کتب در دنیا تأثیر گذاشته و از همه مهمتر به شمار‌آمده کدام است، چند کتاب را نام برده و در پیان نوشت: اما کتاب چهارم که مهمترین کتاب دنیاست. قرآن است؛ زیرا که این کتاب آسمانی،اثری که در دنیا گذارد؛ نظیر‌آن را هیچ کتابی به خود ندیده است، قرآن کتاب علمی و دینی و اجتماعی و تهذیبی و اخلاقی و تاریخی است، مقرّرات و قوانین و احکام آن با اصول قوانین و مقرّرات دنیای امروز منطبق است و برای همیشه قابل پیروی و عمل است. هرکس بخواهد دینی اختیار کند که سیر‌آن با تمدّن بشر پیشرفت داشته باشد ،باید دین اسلام را اختیار نماید و اگر بخواهد که معنی این دین را باید به قرآن مراجعه کند، قرآن بهترین راهنما و عقیده قلبی؛ یعنی توحید و اخلاق فاضله است، در قرآن بهترین عبارات و عالی ترین جملات نازل گردیده، اسلوب فصاحت و بلاغت آن به حدّی زیباست که ذهن عقلا را متحیر ساخته است، قرآن کتابی است ابدی و جهان. (دائرة المعارف شیعه، ص746)

محمد باقر شجعیان

منبع: سايت همه انسانها فطرتا خداشناس هستند.

پاسخ به شبهات قرآنی

بسم الله الرحمن الرحيم

پاسخ به برخي سوالات

يكي از دوستان سوال كرده بودند كه چرا در قرآن در سوره ي بقره آیه 29  گفته شده است زمین قبل از آسمان خلق شده و در آیه27-28-29-30 سوره نازعات که به خلقت اّسمان قبل از زمین اشاره شده است. و ايشان اين را يك تناقض ديده بودند.

پاسخ:

اين دوست عزيز ما اين مطلب رو از يكي از سايت هاي اسلام ستيز برداشته بودند. قبل از پاسخ بايد چند نكته را متذكر شوم:

1-      شما اگر بدون علم و اطلاعات در هر زمينه اي به تحقيق بپردازيد مطمئنا گمراه خواهيد شد و اگر در مسائل ديني و قرآن باشد چه بسا كه گمراه شويد.

2-      شيوه ي كار اسلام ستيزان اغلب مغلطه كاري و وارونه جلوه دادن حقيقت ها . توجه كنيد آنها دروغ نمي گويند اما راست ها را وارونه جلوه مي دهند.

3-      اگر شما بدون اطلاعات در قرآن گردش و نگرش كنيد به تناقضات ظاهري زيادي برخورد خواهيد كرد چون قرآن هر چيزي كه گفته است با شرط و شروط بوده است و شما از آن شرط و شروط بي اطلاع و يا كم اطلاع ايد.در ضمن شايسته ي يك جوان مسلمان ميباشد كه اندك تسلط و مطالعه اي بر قرآن داشته باشد.

4-      بسياري از اين تناقضات در اثر معني كردن غلط ميباشد به دست كساني كه اصلا اين كاره نيستند.اگر شما دروان دبيرستان و پيش دانشگاهي را گذرانده باشيد مطمئنا متوجه شده ايد و در درس ادبيات و زبان شروط ترجمه را خوانده ايد.و يكي از آن شروط اين ميباشد كه كسي كه ميخواهد ترجمه انجام دهد به موضوع ترجمه كاملا مسلط باشد. مثلا يك كتاب كامپيوتري كه تخصصي ميباشد را هيچ گاه يك استاد رياضي دان نمي تواند ترجمه كند و اگر ترجمه كند اصلا  معني و مفهوم آن تغيير ميكند. همانطور كه اگر يك استاد كامپيوتر بخواهد متني مربوط به رياضيات را ترجمه كند. يكي از استادان دانشگاه كه استاد ادبيات بود مقاله اي را مربوط به درس تخصصي ديگري از زبان انگليسي برگردانده بود به فارسي كه ما و حتي خودش هرچه ميخوانديم سر در نمي آورديم و اين بدليل ترجه ي غلط نبود بلكه بدليل نداشتن تخصص در آن رشته بود.

5-      در ترجمه ي عربي به فارسي و يا انگليسي مشكلات زيادي وجود دارد مثلا كاربرد كلماتي در زبان مبدا كه در زبان مقصد وجود ندارد و به همين خاطر است كه علمي به نام تفسير بوجود آمده است و هرگاه شما با تناقضي در قرآن برخورد كرديد شايسته است به كتب تفسير مانند تفسير الميزان و يا تفسير نمونه مراجعه كنيد.

همه ي اينها را گفتم كه بدانيد اين تناقضي كه يافته ايد در اثر، نه ترجمه ي غلط بلكه برداشت و تفسير غلط بوده است كه آن اسلام ستيزان باب ميل خود تفسير كرده اند و ما و شما را به گمراهي انداخته اند.

در این آیه برای زمین میفرماید "خلق" ولی برای آسمان میفرماید "استوی الی السما" استوی یعنی محکم کردن چیزی بعد از ساختن یعنی آسمان خلق میشود و بعد زمین و بعد کارهای دیگر آسمان پرداخته میشود و این منافاتی با آیات دیگر ندارد.

و اين هم مغلطه اي بيش نبود.

اگر سوالات ديگري داشتيد بپرسيد كه بعد از تحقيق پاسخ خواهم داد.

در آخر هم متذكر ميشوم كه در اين دنياي امروز كه از همه طرف به اسلام هجوم آورده و سعي در خراب كردن آن دارند واقعا آدم بايد زيرك باشد وگرنه بسيار راخت در دام آنها مي افتد. و به گفته ي قرآن كه يكي از نشانه هاي مومن را زيركي و باهوشي نام برده است.

مناظره محمد بن عبدالوهاب با خدا !!!  

مناظره محمد بن عبدالوهاب (موسس فرقه ی ظاله ی وهابیت)با خدا !!! 
  
بسم الله الرحمن الرحيم

آنچه در اينجا مي خوانيد مناظره اي است فرضي ميان خداوند متعال و محمدبن عبدالوهاب که سخنان خداوند از قرآن کريم اخذ و سخنان محمدبن عبدالوهاب از افکارش و افکار وهابيان امروز گرفته شده است.

 

-   خداوند متعال : و إذ قلنا للملائکه اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابليس ابي و استکبر و کان من الکافرين (بقره /34) ؛ هنگامي که به ملائکه گفتيم براي آدم سجده کنيد , همه سجده کردند جز ابليس که امتناع کرد و تکبر ورزيد و از کافرين بود.

-   محمد بن عبدالوهاب : خدايا اين شرک است  که تو به ملائکه فرمان داده اي آدم را سجده کنند . چرا مردم را به سجده بر آدم وادار مي کني ؟

 

-   خداوند متعال :  و رفع ابويه علي العرش و خرُّوا له سُجدا و قال يا ابت هذا تأويل روياي من قبل قدجعلها ربي حقا (يوسف/100) ؛ يوسف پدر و مادرش را بر تخت نشاند و برادران يوسف پيش او به سجده افتادند . يوسف گفت : اي پدر! اين تأويل خواب من است که پيش از اين ديده بودم و خداوند آن را محقق ساخت.

-   محمد بن عبدالوهاب :  خدا يا چرا پيامبرت يعقوب و يوسف بايد اجازه دهند که برادرانش پيش او سجده کنند . برادران يوسف مشرک شده اند و قتل شان واجب . يعقوب و يوسف بايد آن ها را مي کشتند.

 

-   خداوند متعال : و إذ جعلنا البيت مثابه للناس و أمنا و اتخذوا من مقام ابراهيم مصلي (بقره/125) ؛ [به ياد بياوريد] هنگامي که ما کعبه را محل بازگشت مردم و محلي امن قرار داديم. [براي تجديد خاطره] مقام ابراهيم را محل عبادت خود قرار دهيد .

-   محمد بن عبدالوهاب : خدايا چرا گفته اي مقام ابراهيم را محل عبادت خود قرار دهيد . چرا مکان يک بشر را محل عبادت خود قرار مي دهي ؟ اين شرک است . هيچ بشري به هيچ وجهي نبايد دخلي در عبادت تو پيدا کند. چرا يک بيابان نامربوط به بشر را محل عبادت خود قرار ندادي که مقام ابراهيم را محل عبادت خود قرار دادي ؟ اين باعث مي شود مردم ياد بگيرند و محل اولياي ديگري چون رسول خدا(ص) و علي (رض) و... را محل عبادت خود قرار دهند . اين ها همه شرک است .

 

-   خداوند متعال : في بيوت أذن الله ان ترفع و يذکر فيها اسمه يسبح له فيها بالغدو و الآصال(نور/36) ؛ خانه هايي که خداوند اذن داده که بالا برده شود و در آن ها اسم خداوند برده شود که براي او صبح و شب تسبيح بگويند .

-   محمد بن عبدالوهاب : خدايا ! چرا تو اذن داده اي که خانه هايي محل عبادت قرار گيرند؟ در آن صورت مردم مي آيند در قبر رسول الله (ص) نماز مي گذارند که اين خانه رسول خدا بوده است . چون رسول الله در تفسير اين آيه گفته اين خانه ها خانه  هاي پيامبر است و خانه هاي علي و فاطمه هم از افضل ترين اين خانه ها است . مردم مي آيند در اين خانه ها عبادت مي کنند و مشغول نماز مي شوند . محل قبر علي و فاطمه را هم چون پيامبرت گفته که خانه هاي آن ها هم از خانه هاي مأذون است , محل عبادت قرار مي دهند. اين ها همه شرک است .

 

-   خداوند متعال : ما من شفيع الا من بعد إذنه ذالکم الله ربکم فاعبدوه افلا تذکرون(يونس/3)؛ هيچ شفاعت کننده اي وجود ندارد مگر پس از اذن خداوند . اين خداي شما است آن را پرستش کنيد . آيا به ياد نمي آوريد؟ .

-   خداوند متعال : و کم  من مَلَک في السماوات لاتغني شفاعتهم شيئا الا من بعد أن يأذن الله لمن يشاء و يرضي (نجم/26) ؛ چه بسيارند فرشتگاني در آسمان که شفاعت شان هيچ سودي ندارد جز پس از آنکه خداوند اذن بدهد براي کساني بخواهد و راضي گردد.

-   خداوند متعال : و لا تنفع الشفاعه عنده الا لمن أذن له (سبأ/23) ؛ شفاعت سودي ندارد جز براي کسي که اذن داده شده باشد .

-   ا بن عبدالوهاب : خدا چرا استثنا کرده اي که جز براي کسيکه اذن شفاعت داده شود . بايد بگويي به هيچ وجه شفاعتي در کار نيست و هيچ کسي نمي تواند شفيع باشد . اينکه تو استثنا کرده اي سبب مي شود برخي از پيامبر و اوليايت بخواهند او را نزد تو شفاعت کنند . اين شرک است که از غير خدا شفاعت بخواهي .

 

-   خداوند متعال : قالوا يا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئين (يوسف /97) قال ساستغفر لکم ربي انه هو الغفور الرحيم (يوسف/98)  ؛ برادران يوسف گفتند : اي پدر براي گناهان ما از خدا طلب بخشش کن. يعقوب گفت : بزودي براي شما طلب آمرزش مي کنم از خداي خود که او بخشنده مهربان است.

-   محمد بن عبدالوهاب : ديدي گفتم اگر اجازه بدهي مردم بلافاصله طلب شفاعت مي کنند . اين برادران يوسف پدر خود را شفيع قرار دادند و از تو طلب آمرزش کردند. اين شرک است .

 

-   خداوند متعال : يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و ابتغوا اليه الوسيله و جاهدوا في سبيله لعلکم تفلحون(مائده /35) ؛ اي مومنان از خدا بترسيد و بسوي او وسيله اي بجوييد و در راه خدا کوشش کنيد باشد که به رستگاري برسيد.

-   محمد بن عبدالوهاب : خدايا ! چرا امر کرده اي که مومنان  به نزد تو وسيله بجويند. آنان بايد مستقيما نزد تو مراجعه کنند نه که نزد شفيعي رفته او را وسيله اي جهت تقرب به تو قرار دهند. اين شرک است که مردم به غير تو مراجعه کنند.

 

-   خداون متعال : اذهبوا بقميصي  هذا فألقوه علي وجه ابي يأت بصيرا وأتوني باهلکم اجمعين(يوسف/93) فلما أن جاء البشير القاه علي وجهه فارتد بصيرا  قال الم اقل لکم اني اعلم مالا تعلمون (يوسف96) ؛ يوسف گفت : اين پيراهن مرا ببريد و آن را بر صورت پدرم بياندازيد تا بينا شود و تمام اهل خود را بياوريد. وقتي قاصد رسيد پيراهن را به صورت يعقوب انداخت و يعقوب بينا شد. و يعقوب گفت مگر من نگفتم من چيزي مي دانم که شما نمي دانيد.

-   محمد بن عبدالوهاب :  خدا يا ! چرا اين آيه را آورده اي . پيراهن که هيچ تأثيري ندارد . اينکه پيراهني بتواند چشم نابينا را بينا کند نادرست است و اين باعث خواهد شد مردم به ضريح پيامبر و اولياي تو چشم بمالند و از پيامبر و اوليا شفاطلب کنند چون فکر مي  کنند وقتي پيراهن يوسف بتواند چشم يعقوب را بينا کند , ضريح رسول خدا(ص) که افضل انبياء است حتما اين کار را مي تواند انجام دهد. درحاليکه درخواست شفا از غير خدا شرک است و مشرک واجب القتل .

 

-   خداوند متعال : و کذالک اعثرنا عليهم ليعلموا أن وعد الله حق و ان الساعه لا ريب فيها إذ يتنازعون بينهم أمرهم فقالوا ابنوا عليهم بنيانا ربهم اعلم بهم . قال الذين غلبوا علي امرهم لنتخذن عليهم مسجدا(کهف/21) ؛ و اين چنين مردم را متوجه حال آن ها کرديم تابدانند که وعده خداوند در مورد رستاخيز حق است. و در پايان جهان و قيام قيامت شکي نيست . در آن هنگام که ميان خود نزاع داشتند ؛ گروهي مي گفتند: بنايي بر آنان بسازيد(تابراي هميشه از نظر پنهان شوند و از آن ها سخن نگوييد که ) پروردگارشان از وضع آن ها آگاه تر است . ولي آن ها که از راز شان آگاهي يافتند (و آن را دليلي بر  رستاخيز ديدند) گفتند : مامسجدي در کنار مدفن آن ها مي سازيم (تا خاطره آنان فراموش نشود).

-   محمد بن عبدالوهاب : خدا يا چرا اين داستان را نقل کردي . وقتي هم نقل کرده بودي بايد آن را شديدا رد مي کردي . چرا از کنار بناي مسجد بر قبر بدون هيچ انکار و ردي گذشتي در حاليکه در آيه بعدي که مردمان بعدا در مورد تعداد اصحاب کهف اختلاف خواهند کرد , بدنبال نقل داستان فرموده اي : فلاتمار فيهم الا مراءا ظاهرا ؛ بدون دليل در مورد آن ها حرف نزنيد. اينجا کار جدال کنندگان را تقبيح کرده اي اما آن جا کار بناکنندگان مسجد را تقبيح نکرده اي . در حاليکه بناي مسجد بر قبر ها شرک است .

 

-   خداون متعال : ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خير البريه (بينه /7) ؛ کساني به خدا و رسولش ايمان آورده و اعمال صالح انجام مي دهند , آن ها بهترين مخلوقاتند.

-   محمد بن عبدالوهاب : خدا يا پيامبرت گفته : منظور از خير البريه در اين آيه علي و شيعيانش هستند . چرا تو اين آيه را فرموده اي در حاليکه شيعيان کافر هستند و مشرک و آن ها واجب القتل هستند در حاليکه تو آن ها را بهترين مخلوقات دانسته اي .

 

منبع: وبلاگ نسيم ايمان