گفتگو با خدا

گفتگو با خدا


گفتم  : خسته ام

 گفتی : لا تقنطوا من رحمه الله  - از رحمت خدا نا امید نشید (زمر/53)

 

گفتم : هیچکس نمی دونه تو دلم چی میگذره

گفتی : ان الله یحول بین المرء و قبله - خدا حائل است بین انسان و قلبش (انفال/24)

 

گفتم : غیر از تو کسی را ندارم

گفتی :  نحن اقرب الیه من حبل الورید - ما از رگ گردن به انسان نزدیک تریم (ق/16)

 

گفتم: ولی انگار اصلا" منو فراموش کردی

گفتی : فاذکرونی اذکرکم - منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) 

 

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟

گفتی: و ما یدریک لعل الساعه تکون قریبا - تو چه میدونی شاید موعدش نزدیک باشد (احزاب/63) 

 

گفتم : تو بزرگی و نزدیکیت برای منه کوچک خیلی دوره,تا اون موقع چیکار کنم؟

گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله - کارهائی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه  (یونس / ۱۰۹)

 

گفتم: خیلی خونسردی , تو خدائی و صبور, من بنده ات هستم وظرف صبرم کوچک ....یه اشاره کنی تمومه

گفتی: عسی ان تحبوا شیئا" و هو شر لکم- شاید چیزی که تو دوست داری به صلاحت نباشه (بقره/216)

 

گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل ... اصلا" چطور دلت میاد؟

گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم- خدا نسبت به همه مردم نسبت به همه مهربونه (بقره/143)

 

گفتم: دلم گرفته

گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا، مردم به چی دل خوش کردن، باید به فضل و رحمت خدا شاد بود 

 

گفتم: اصلا" بی خیال  توکلت علی الله

گفتی: ان الله یحب المتوکلین - خدا اونائی رو که توکل میکنن را دوست داره (آل عمران/159) 

 

گفتم:خیلی چاکریم. ولی اینبار انگار گفتی :

حواست رو خوب جمع کن. یادت باشه که :ومن الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمان به و ان اصابته فتنه انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الاخره -بعضی از مردم خدارو فقط به زبون عبادت میکنن.اگه خیری بهشون برسه , امن و آرامش پیدا می کنن و اگه بلائی سرشون بیاد تا امتحان شن, رو گردون میشن

 

خاطره ای از حجت الاسلام قرائتی در مورد ورزش

خاطره ای از حجت الاسلام قرائتی در مورد ورزش


قبل از انقلاب در سفرى كه به كرمان داشتم وارد دبیرستانى شدم. بچه‏ها در حال بازى بودند و رئیس دبیرستان زنگ را به صدا در آورد و ورزش را تعطیل و بچه‏ها را براى سخنرانى من جمع كرد.

من هم گفتم: بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. اسلام طرفدار ورزش است والسلام. این بود سخنرانى من، بروید سراغ ورزش.

رئیس دبیرستان گفت: آقاى قرائتى شما مرا خراب كردى! گفتم: تو مى‏خواستى مرا خراب كنى و بچه‏ها را از بازى شیرین جدا كنى وپاى سخن من بیاورى. آنان تا قیامت نگاهشان به هر آخوندى مى‏افتاد مى‏گفتند: اینها ضد ورزش هستند و با این حركت از آخوند یك قیافه ضد ورزش درست مى‏كردى.

بچه‏ها دور من جمع شدند و گفتند: عجب آقاى خوبى. پرسیدند شب‏ها كجا سخنرانى دارید. من هم آدرس مسجدى را كه در آن برنامه داشتم به بچه‏ها دادم. شب دیدم مسجد پر از جوان شد.

منبع : سایت اختصاصی حجت الاسلام قرائتی

نگاهي به مسائل و مشكلات كشور ، ولايت فقيه و نقش غرب

نگاهي به مسائل و مشكلات كشور ، ولايت فقيه و نقش غرب

در اين مقاله سعي دارم به بيان مشكلات اصلي و اساسي كشور ايران و نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران بپردازم و نگاهي به عقايد مردم كشورم و واقعيت هاي آن عقايد بپردازم .

قبل از هر چيز بيان بكنم كه من موافق و حامي نظام جمهوري اسلامي ايران و همين طور ولايت فقيه هستم و با اين وجود قبول دارم كه اين نظام داراي ضعف هايي و اشكالاتي است و ميخواهم در همين موارد و عقايد مردم و واكنش آنها نسبت به اين ايرادات و ضعف ها بپردازم و سعي دارم در اين مقاله افشاگري هايي در مورد ضد ايراني ها و ضد اسلامي بكنم و بگويم كه دليل اصلي مخالفت آمريكا و غرب با نه تنها مردم و كشور ايران بلكه با نظام جمهوري اسلامي ايران و ولايت فقيه چيست!

و همين طور طرح راه حل هايي و منشا مشكلات و اساس صحيح و يا غلط بودن عقايد ما ايرانيان.

دلايل من براي  تاييد ،حمايت و گسترش عقيده ي ولايت فقيه:

قبل از هر چيز بايد توجه داشته باشيد كه اصل و پايه و اصول نظام اسلامي (منظور نظلام ايران نيست به طور كلي) اصولي كامل صحيح و قابل تاييد و تاييد شده و فرستاده شده از سمت خداوند است و در قرآن بيان ميشود كه يكي از نمونه هاي جاهليت يعني حكومت هاي حاكم بر ملت ها و كشورها از قوانين الهي و اسلامي گرفته نشده باشد.

بله شما صحيح ميگوييد نظلام جمهوري اسلامي ايران داراي اشكالات و ضعف هايي است اما توجه داشته باشيد كه هنر ضعف گرفتن و تضعيف كردن نيست هنر رفع اشكال وضعف است. كليات و اهداف و نظام و سياست هاي اين جمهوري اسلامي به خودرويي مي ماند كه با 4 سرنشين ميخواهند به مقصد برسد خودرو و راننده ي نظام اسلامي ، امام خميني(ره) و مقام معظم رهبري هستند و مسافران مردم و نماينده هايشان در مجلس و ما بقي نماينده ها و مسئولين مملكتي از قبيل شهردار استاندار فرماندار و ... هستند اگر چه اين مسافران خراب كاري ميكنند يكي آشغال مي ريزد يكي سيگار مي كشد يكي سر و صدا مي كند و هر كس به كار خود مشغول است مثلا در نظام يكي رشوه ميگيرد يكي حق و حقوق ديگري و مردم را پايمال ميكند و نمي توانند عدالت را رعايت كنند اما اين خودرو سالم و راننده هم سلامت و در حالت عادي به سر مي برد و ما نمي خواهيم مانند غربي ها باشيم كه همه مسافران خوش تيپ و كرواتي و منظم اما راننده مست و خودرو نقص فني دارد . در كل يك چيز را مي خواهم به شما برسانم و آن هم اين است كه همه ي اشكالات از خود ماست اول خود ما خراب ميكنيم دوم جمع كه نميكنيم حرف هم نمي زنيم اعتراض هم مي كنيم و اما اهداف و شرايط همه و همه صحيح هستند و من يك چيز ديگر را در نظر ميگيرم كه بهتر از اين حكومت ما ميخواهيم چه حكومتي داشته باشيم اگر دنبال عدل اجتماعي و طبقه اي و حقوق بشر و ... هستيد بايد بگويم كه تا آخر زمان فقط و فقط يك حكومت مي تواند عدل و همه آنها را بر پا كند و آن حكومت مهدي (عج) ، امام زمان ماست پس ما بجاي ايراد گرفتن و تضعيف كردن بهتر است كه تلاش بكنيم براي بر طرف كردن اشكالات.

و من از جنبه اي ديگر هم نگاه ميكنم كه  آن هم نگاهي تاريخي به ايران و حكومت هاي ما قبلي كه هيچ كدام از اين حكومت ها ايران را توسعه ندادند و تا توانستند مردم ضعيف را زير پا له كردند و يا اينكه از خاك كشور بخشيدند و سرمايه هاي ملي را به فنا دادند و ... . وقتي با خودم فكر ميكنم چرا و بيشتر به بررسي پادشاهان ايران مي پردازم متوجه ميشوم كه هيچكدام از اين حكومت ها ايراني نبودند و پادشاهانشان ايراني اصل نبودند يا دست نشانده ي استعمارگران و بيگانگان بودند و يا از مهاجمان كه يا افغاني بودند يا مغول بودند يا قزاق يا ترك يا عرب ، و تنها دو پادشاه و دو حكومت ايراني بودند يكي هخامنشيان بود كه قلمرو ايران را از شرق تا غرب گسترش دادند و 1000سال بعد از آن هم نادر شاه افشار بود كه آن هم قلمرو ايران را از شرق تا غرب گسترش داد و ديگر پادشاهان آن را  به فنا دادند و پادشاهان به تاراج بردند . من به اين فكر ميكنم كه استعمارگران ، قدرت طلبان و بيگانان هنوز هم منتظر موقعيت و فرصتي هستند كه ايران را به چنگ آورند اما اولا مقام رياست جمهوري يكي از شرايطش ايراني اصل بودن و همين طور با شرايط سياسي و حكومتي و قانوني ايران رهبر هم بايد ايراني اصل باشد كه خدا را شكر اين حكومت ايراني اصل است و اگر هم مي بينيد به غير ايراني كمك مي كند و همدردي مي كند واقعا از من بپذيريد كه اينها به دليل مسائل سياسي است كه من و شما نه از آن خبر داريم و نه از آن سر در مي آوريم و دلشان به حال هيچ بني بشري نسوخته است كه بخواهند كمك بلاعوض كنند بلكه مسائل سياسي و قدرتي پشت پرده است كه بايد نشان دهنده ي قدرت سياسي ايران باشد. من خوب به ياد دارم كه يكي از دوستانم پرسيدند كه آيا ايران باز هم روزي ميتواند به آن درجه اي در جهان برسد كه هخامنشيان رسيدند و گفت منظورم قلمرو و ثروت و اين چيزها نيست منظور از لحاظ اقتدار و سياست مداري است يكي از دبيرانمان در جواب گفت مطمئن باشيد هم اكنون ايران از لحاظ سياسي از آن زمان هم پيشي گرفته است و پيشرفته تر است.براي اثبات اين گفته شما كافي است نگاهي به مسائل روز ايران مخصوصا اترزي هسته اي بياندازيد. و بيگانگان منتظر فرصتي دوباره هستند تا مملكت ما را غارت كنند و به تاراج ببرند و تنها مشلكي كه دارند و جلويشان را گرفته است همين حكومتي است كه مردم از آن ناراضي هستند و بزرگترين مشكل غرب است مردم هم كه نادانسته و نخواسته با تبليغات گسترده ي غربي تحت تفكرات غربي قرار گرفتند و فكر ميكنند آمريكا دوست ماست و خوب ما رامي خواهد و بسيار خوب به ياد دارم شبي كه آمريكا بغداد را فتح كرد و صدام را سرنگون همين عرب هاي عراقي در خيابان ها مي رقصيدند و جشن گرفته بودند و مي گفتند: No No Sadam , Yes Yes boosh بله همه چيز خود را باخته بودند به غرب حالا اوضاعشان را نگاه كنيد كه چگونه مملكتشان را خوردند و غارت كردند و مردمشان را قتل عام كردند و عزتشان را شكستند و تبديل شدند به يك مستعمره كه حالا براي آب خوردن هم بايد از آمريكا اجازه بگيرند . قبل از آن من مشاهده ميكردم افرادي در ايران و از ايرانيان مي گفتند اي كاش آمريكا حمله ميكرد و ما را نجات ميداد اما بعد از جنگ عراق و آمريكا و ديدن وضعيت اسفناك عراقي ها گفته هاي خودشان را تغيير دادند چون متوجه شده بودند كه آمريكا نه تنها دوست هيچكس نيست و غير منافع خودش به منافع ديگري نمي انديشد بلكه سخنانش هم همگي دروغ و در جهت استعمار گري مي باشد.و اين ما هستيم كه بايد با عزمي راسخ و نگاهي ژرف خودمان را از جاهليت و عقب ماندگي نجات دهيم و به اوج برسانيم و منتظر هيچ كس نشويم تا دستمان را بگيرد بلكه خود بايد همت كنيم.

پس ما بايد قبل از هر چيز باشيطاني بزرگ به نام آمريكا مقابله كنيم و نگذاريم كشورمان را به تاراج ببرد هرچند كه تا اينجا خيلي خوب توانسته بر عقايد نسل جوان و مسلمانان تاثير گذارد به شكلي كه خودشان هم متوجه نشوند دارند با دشمنشان دوستي مي كنند و شده اند مانند مردم عراق كه مي گفتند نه نه صدام بله بله بوش.

پس قبل از هر كاري به اين بيانديشيد كه اولين روزي كه اين حكومت جمهوري اسلامي تخريب شود اول آمريكا و غرب سود برده اند دوم به ما اجازه ي تشكيل حكومت مستقل را نمي دهند سوم به فرض حكومت مستقل چيزي بهتر از اين نمي شود چون همانطور كه گفتم تا آخر دنيا حكومتي غير حكومت علي عليه السلام و فرزندش صاحب الزمان عج نمي توانند عدل و دين صحيح را پياده كنند و آن تغييرات فقط بر تخريب هر چه بيشتر كشور كمك مي كند كه آرزوي ديرينه ي غرب مي باشد و هيچ گاه نمي توانيم يك حكومت عادل پياده كنيم اما مي توانيم به آن سمت با همين حكومت مردمي پيش برويم. توجه داشته باشيد كه ايران بعد از انقلاب تا كنون تحريم اقتصادي بوده و  كشوري گرم و خشك از نظر جغرافيايي بوده با اين حال در خيلي از مسائل خود كفا شده است و همين طور به جلو مي رود و آن هم تنها با عمل به كمتر از 2 در صد قوانين الهي و اسلامي است. توجه كنيد به آمريكا كه در آمريكا هم كه ابر قدرت جهان از نظر سياسي نظامي و مخصوصا ثروت مي باشد با اين حال فقيران و كارتن خواب هايي پيدا مي كنيد و همين طور محله هاي فقير نشين و بي چيز و همين طور مشاهده ميكنيد كه با پايين آمدن تنها مقدار كمي از ارزش دلار آمريكا خيلي ها چادر نشين شده اند چون بانك خانه هاي آنها را مصادره كرده است بدليل اينكه نمي توانستند پول بانك را بدهند . من اينها را از فيلم هاي برنامه ريزي شده و سانسور شده ي هاليودي متوجه نشدم بلكه فيلم ها و برنامه هاي مستندي برداشت كردم كه اصلا مربوط به مسائل سياسي و نظامي و حكومتي آمريكا نبود و  اكثرا با موضوع  مستند سازي بود و ناخواسته و نا دانسته از اينجور افراد فيلم گرفتند و مصاحبه كردند همان شبكه ها و فيلم سازان آمريكايي هم پخش كردند و اينجا مي رسيم به مثال آفتاب هيچ گاه پشت ابر نمي ماند.!

 

استمناء(عادت قبيح جلق) ترك جلوگيري گناه و مضرات!

استمناء(عادت قبيح جلق) ترك جلوگيري گناه و مضرات!

بسم الله الرحمن الرحيم

در مطلب سعي دارم كه به مسئله ي بسيار مهم و فبيح استمنائ بپردازم . حد و اندازهي گناهش مضرات جسمي و روحي راهكارهاي عملي براي ترك و علت هاي اين امر بسيار زشت كه جزو گناهان كبيره محسوب ميشود را براي شما شرح دهم.

قبل از هر چيز بايد بگم كه علت استفاده ي من از كلمه ي جلق به دو دليل بود اولا كلمه جا افتاده اي است و اكثرا معناي استمناء را نمي دانند دوم اينكه من در كتاب هاي پزشكي هم با اين كلمه بر خورد كرده ام .

استمناء عملي است كه انسان ، زن يا مرد ، با خود كاري كند كه مني از او خارج شود و به اصطلاح خود ارضايي كند.

اين عمل نه تنها از جمله ي گناهان كبيره محسوب ميشود بلكه عوارض جسماني بسيار بدي و همين طور عوارض روحي و رواني بسيار بدتري دارد.

من مي بينم كه گاهي اوقات بعضي ها براي كساني كه امكان ارضاي ميل جنسي خود را از طريق مشروع ندارند استمناء كردن را تجويز مي كنند اما غافل از اينكه چه عوارض رواني جسماني و همين طور دنيايي و اخروي سنگين و بدي دارد.

قبل از هر چيز بايد بدانيد كه استمناء حتي بر روي ازدواج و زناشويي هم تاثيرات منفي و غير جبران شدني دارد از جمله اينكه در ازدواج و زناشويي افرادي كه در جواني بسيار زياد و يا مرتب اين كار را تكرار مي كردند در آينده و در زناشويي و ازدواج دچار مشكلات زيادي ميشوند حتي امكان عقيم شدن آنها وجود دارد.به اين شكل كه افرادي كه استمناء عادت كرده اند اكثرا با همسر خود ارضا نمي شوند و باز هم دست به استمناء مي زنند بله حتي بعد از ازدواج و نزديكي با همسر خود متوجه مي شوند كه به اوج لذت جنسي نمي رسند ناچارا براي ارضاي خود دست به استمناء مي زنند و يا در موارد ديگري حتي افراد بنيه ي جنسي خود را از دست داده و ضعيف مي شوند و حتي قادر به ارضاي جفت جنسي خود نيستند زيرا يا خيلي سريع ارضا شده و يا اصلا ارضا نمي شوند كه در اين صورت نه مرد مي تواند زن خود را از نظر جنسي راضي و تامين كند و نه زن مي تواند شوهر خود را راضي كند پس در مسائل زناشويي و مسائل زندگي و انس با همسر به مشكل بر خورد مي كنند. همانطور كه ميدانيد روابط زناشويي براي زن و مرد بيشتر موجب انس و همبستگي به يكديگر مي شود و در صورتي كه زن و مرد نتوانند همديگر را راضي نگه دارند معمولا زن مرد از هم دور شده و فاصله مي گيرند ويا حتي ممكن است كه زن يا مرد بعد از متوجه شدن از ناتواني جنسي همسر خود براي ارضاي ميل جنسي خود به گناه بيافتند.

عوارض:

1- پيامدهاى جسمانى: ضعف چشم و بينايى، تحليل رفتن قواى جسمانى، عقيم شدن و ناتوانى در توليد مثل، پيرى زودرس، ضعف مفاصل، لرزش دست، زشتى چهره و از بين رفتن طراوت صورت و همين طور بد شكل شدن و بد هيكل شدن بدن جلوگيري از رشد و زشت راه رفتن.

2- پيامدهاى روحى و روانى: ضعف حافظه و حواس‏پرتى، اضطراب، منزوى شدن و گوشه‏گيرى، افسردگى، بى‏نشاطى و لذت نبردن از زندگى، پرخاشگرى و بداخلاقى و تندخويى، كسالت دائمى، ضعف اراده.

3- عوارض اجتماعى: ناسازگارى خانوادگى، بى‏ميل شدن به همسر و ازدواج، ناتوانى در ارتباط با جنس مخالف و همسر، بى‏غيرت شدن، احساس طرد شدن، از بين رفتن عزت، پاكى، شرافت و جايگاه اجتماعى، دير ازدواج كردن و لذت نبردن از زندگى مشترك.

عوارض ديگر:

1- ضعف و تحليل قواى جسمانى، 2- ضعف بينايى، 3- آسيب‏پذيرى در برابر بيمارى‏ها، 4- ناتوانى جنسى و توليد مثل، 5- آسيب مراكز عصبى و غدد، 6- كم‏خونى، 7- اختلال در خواب و كم‏خوابى، 8- سردرد و سرگيجه، 9- مشكلات گوارشى، 10- ضعف حافظه، 11- ناتوانى در تمركز حواس، 12- افسردگى، 13- اضطراب، 14- يأس از زندگى، 15- انزواى اجتماعى و افت تحصيلى.

استمناء در احاديث و قرآن:

از امام‏صادق (ع) درباره «استمنا» سؤال شد، حضرت فرمود: «گناه بزرگى است و خداوند در قرآن از آن نهى كرده است و كسى كه اين كار را انجام دهد همانند كسى است كه با خود نكاح كرده است و اگر من بدانم كسى اين كار را انجام داده با او غذا نمى‏خورم». سائل پرسيد: يابن رسول‏اللَّه از كتاب خدا حكم اين موضوع را برايم بيان كن؟ حضرت فرمود: فَمَنِ اِبْتَغى‏ وَراءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ اَلعادُونَ*

 كسى كه به جز ازدواج و يا استفاده از كنيز راه ديگرى بپيمايد آنان از دشمنى كنندگان [با خويشتن‏] هستند»،(1).

در روايت ديگرى امام‏صادق (ع) فرموده‏اند: «خداوند روز قيامت با سه دسته سخن نمى‏گويد و به آن نظر رحمت نكرده و آنان را پاك نمى‏گرداند و عذاب دردناكى در انتظار آنها است: كسى كه محاسن خود را بتراشد و كسى كه با خود نكاح كند (استمنا) و.».

پى‏نوشت‏

(1)    (بحارالانوار، ج 104، ص 30)

 

راهكارهاي ترك استمناء:

ترديدى نيست كه نياز جنسى از نيازهاى ضرورى جوانان است كه بايد با ازدواج به ارضاى آن مبادرت ورزيد. قبل از ازدواج فشار اين غريزه ممكن است آدمى را به گناه وادار سازد. چنان چه شخص با هر عملى به ارضاى خود بپردازد، استمنا محسوب مى‏شود و حرام است.

لازم است يادآور شويم كه بسيار سريع و جدى و قاطع بايد دست به كار شويد وگرنه هر روز تأخير خسارتى سنگين در پى دارد.

         با تبر بردار و مردانه بزن            تو على وار اين در خيبر بكن‏

قدرى به موعظه خويش بپردازيد و برخود بانگ زنيد: اى بيچاره تا كى گرفتار هواى نفس باشى و سرمايه گران‏قدر عمر تباه سازى و به معصيت رب‏الارباب پردازى؟ چرا براى لحظه‏اى لذت خيالى خود را گرفتار دوزخ ابدى سازى. اگر لحظه‏اى ديگر ملك الموت بر بالينت آيد و جان به حلقومت رساند با چه وضعى وارد عالم برزخ خواهى شد؟ نه نه هرگز ، بايد كه عزمى قاطع و اراده‏اى استوار نمايم و با استمداد از خداى رئوف و مهربان- كه با اين همه معصيت باز هم مرا مشمول الطاف خود ساخته و نعمات خود را از من دريغ نداشته- پيمان بندم كه سر به بندگى‏اش بسپارم و زنجير شيطان نفس بگسلم. اين بار چنان ابليس لعين را از خود مأيوس سازم كه ديگر در من وسوسه نكند و از من روى برتابد. اكنون به برنامه‏اى كه جهت مصون ماندن از وسوسه‏هاى شيطانى در اين مرحله تقديم مى‏گردد با جديت كامل و بدون تخلف براى چهل روز عمل نماييد. پس از اتمام اين دوره نتيجه را گزارش نماييد.

مجدداً متذكر مى‏شود در اجراى برنامه كاملا سختگير و دقيق باشيد. مبادا شيطان ذره‏اى شما را از انجام يكى از آنها باز دارد و راه سعادت را با اندكى كسالت و كاهلى بر شما ببندد.

1- هر هفته روزهاى پنجشنبه روزه بگيريد، 2- همه روزه صبح نيم ساعت ورزش كنيد، 3- از تنهايى همواره دورى كنيد، 4- نمازهايتان را با حضور قلب بخوانيد. بويژه «مالِكِ يَوْمِ اَلدِّينِ» را سه بار تكرار كنيد و كاملا به معناى آن توجه نموده و قيامت را به ذهن خود آوريد. حتى الامكان سعى كنيد به ياد آن گريه كنيد، 5- هر روز ده صفحه از كتاب معاد شهيد دستغيب را مطالعه كنيد، 6- روزى صد مرتبه با توجه «استغفرالله ربى واتوب اليه» بگوييد. ده مرتبه آن راحتما بعد از نماز صبح سر بر سجده گزارده و با گريه و انابه بگوييد، 7- خواب خود را كم كنيد، 8- به صله رحم و ارتباطات اجتماعى بيشتر بپردازيد.

9- در انتخاب دوستان بسيار دقت كنيد.

10- از ديدن صحنه‏هاى وسوسه انگيز به شدت پرهيز نماييد.

11- اوقات فراغت خود را با ورزش، مطالعه كتب مفيد، پياده روى بگذرانيد.

12- از پوشيدن لباس‏هاى تنگ خوددارى نماييد.

13- حتى الامكان دماى محل خواب را در حد پايين نگاه داريد.

14- در مورد ازدواج سخت‏گيرى نكنيد و با توكل بر خداوند براى آن اقدام كنيد.

از تنها بودن اجتناب كنند.

هيچ‏گاه بيكار نباشند و براى اوقات فراغت خود برنامه داشته باشند.

افكار جنسى را به ذهن خود راه ندهند.

هرگز شكم خود را از غذا پر نكنند.

تا از فرط بى‏خوابى در تنگنا قرار نگرفته‏اند به رختخواب نروند.

رفتارها، عكس‏ها و فيلم‏هاى تحريك‏آميز را مشاهده نكنند.

از خوردن غذاهاى تحريك‏كننده و شهوت‏زا پرهيز كنند.

پيامدهاى منفى آن را هميشه به خود تلقين كنند.

لباس تنگ نپوشند.

هرگز به رو نخوابند.

تذكرات:

1- از لحاظ روان‏شناسى ژنتيك در تحول روانى انسان، دوره مهمى وجود دارد كه بين دوران كودكى و بزرگسالى قرار مى‏گيرد و به دوره نوجوانى مرسوم است كه اولين مرحله نوجوانى، آغاز بلوغ مى‏باشد كه يكسرى ويژگى‏هايى دارد از جمله: رشد موهاى زهارى، بزرگ شدن پستان‏ها در دختران و بزرگ شدن آلت و بيضه‏ها در مردها، ترشح هورمون‏هاى تناسلى نظير تستوسترون از بيضه و فولى كولين از تخمدان. خلاصه اين كه، تحول روانى در دوره نوجوانى در وهله نخست، رنگ جنسى و تناسلى دارد.

تذكر 2- نقش خانواده در اين دوره مى‏باشد كه مى‏توانند با دادن آموزش‏ها و اطلاعات لازم به فرزندانشان در مورد خصوصيات و ويژگى‏هاى اين دوران، زمينه‏هاى لازم را براى سازگارى فرزندانشان با اين دوره خاص را فراهم نمايند تا جلو بحران و انحراف‏هاى بعدى از جمله استمناء و خودارضايى را بگيرند. (چون استمناء و خودارضايى از ديدگاه اسلام يك انحراف جنسى است كه داراى آثار سوء و پيامدهاى منفى زيادى مى‏باشد از جمله:- تحليل رفتن قواى جسمانى و آسيب‏پذيرى سريع در برابر بيمارى‏ها.

- ضعف بينايى.

- ضعف مفاصل و پيرى زودرس.

- ضعف شديد حافظه و ناتوانى در تمركز حواس.

- اضطراب و افسردگى.

- يأس از زندگى و بى‏نشاطى.

- رخوت و سستى و احساس كسالت دائمى.

- ضعف اراده و عدم اعتماد به نفس شديد.

- پرخاشگرى و عصبانيت زود و سريع و. در صورت استمرار حتى افكار و روحيات انسان را نيز تهديد مى‏كند به همين خاطر، اسلام خودارضايى را حرام و گناه شمرده است). بنابراين دوست عزيز در تمام تحقيقات علمى كه درباره بلوغ، نوجوانى و ويژگى‏هاى آن حرفى زده‏اند، خواسته‏اند درباره دگرگونى فيزيولوژيكى خاص در اين دوران، صحبت نمايند و اگر هم صحبتى راجع به خودارضايى در اين دوره مى‏نمايند از آن به عنوان يك اختلاف هيجانى، رفتارى و در صورت شدت و كثرت آن از آن به عنوان يك آسيب روانى نام مى‏برند و لذا آن نقل و قول شما در مورد استمناء در پسران به نظر مى‏رسد كه درست نباشد و يا لااقل ما آن را در جايى مشاهده نكرديم.

تذكر 3- اما دوست عزيز، گرچه ترديدى نيست كه نياز جنسى از نيازهاى ضرورى جوانان است، لكن پناه بردن به استمناء و خودارضايى، راه درست و مشروع ارضايى اين نياز نمى‏باشد بلكه اگر شرايط و مقدمات ازدواج آماده باشد مى‏توان گفت كه راه حل اساسى ارضاى اين نياز، همان ازدواج است. اما اگر شرايط و موقعيت آماده نباشد بايد اين نياز را از طريق مشروع دفع كرد تا سر به طغيان نگذارد. در اينجا دستورالعمل‏ها و راهكارهاى عملى‏اى ارائه مى‏شود كه اميد است مفيد فايده باشد از جمله اين كه:- به طور مرتب و زياد ورزش كردن تا انرژى ذخيره شده زائد بدن، تخليه شود.

- از تصور و تخيل امور جنسى و شهوانى پرهيز كردن.

- از نگاه كردن و دست‏ورزى به اندان جنسى خود پرهيز كردن.

- از خوردن موادغذايى تحريك‏كننده مانند خرما، پياز، فلفل، تخم‏مرغ و غذاهاى چرب به حداقل اكتفا كردن.

- هرگز به رو نخوابيدن.

- هميشه قبل از خواب مثانه خود را تخليه كردن، غذاى سبك خوردن و با وضوء به خواب رفتن.

- از خواندن، شنيدن و نگاه كردن به امور و تصاوير شهوت‏آفرين دورى كردن.

- هيچ‏گاه بيكار نبودن و هميشه براى مشغول ساختن خود به فعاليتى مثبت و مطلوب، برنامه داشتن.

- از نگاه كردن به نامحرم، اجتناب كردن.

- روزه مستحبى گرفتن.

- به بدى گناه و عواقب آن انديشيدن.

- به محض لغزش، فوراً توبه كردن.

- هرگز از رحمت خدا مأيوس و نااميد نشدن و. براى مطالعه بيشتر ر. ك: 1- اخلاق جنسى در اسلام و جهان غرب، مرتضى مطهرى 2- بررسى و نقد افكار راسل، محمد تقى جعفرى 3- اخلاق جنسى از ديدگاه اسلام، حميد محمد قاسمى 4- روانشناسى اخلاق جنسى، دكتر محمد باقر كجباف

حكم استمناء:

استمناء يكي از گناهان كبيره و زشت به شمار مي رود .

فرد روزه داري كه استمناء كند و مني از او خارج شود روزه ي او باطل و كفاره ي روزه بر او واجب مي شود.

كسي كه از او مني خارج شود چه با استمناء و چه در حالت عادي و يا مشروع جنب محسوب مي شود و اگر فردي قبل از اذان صبح جنب شد و يا بعد از اذان در خواب جنب شد بايد تا قبل از اذان مغرب و افطار غسل كند و اگر غسل نكرد و با جنابت افطار كرد و يا اذان مغرب را شنيد روزه ي او باطل و كفاره بر او واجب ميشود .

كسي كه قبل از اذان صبح جنب شود غسل جنابت بر او واجب ميشود و  روزه ي او باطل مي شود و در مورد كفاره و يا قضايي روزه بايد به مرجع تقليد خود مراجعه كند.

و در آخر مثل هميشه معرفي كتاب در اين مورد:

كسي كه جنب شده و يا استمناء مي كند غسل جنابت بر او واجب مي شود. غسل جنابت همان غسل ارتماسي و يا غسل ترتيبي است كه بايد با نيت غسل جنابت غسل ارتماسي و يا ترتيبي انجام دهد. دراين مورد بهتر است به مرجع تقليد خود مراجعه كنيد. - هرگز از رحمت خدا مأيوس و نااميد نشدن و. براى مطالعه بيشتر ر. ك: 1- اخلاق جنسى در اسلام و جهان غرب، مرتضى مطهرى 2- بررسى و نقد افكار راسل، محمد تقى جعفرى 3- اخلاق جنسى از ديدگاه اسلام، حميد محمد قاسمى 4- روانشناسى اخلاق جنسى، دكتر محمد باقر كجباف

 

از رحمت خداوند غافل نباشيد:

صد بار اگر توبه شكتي باز آي باز آي

 

علت ترقي كشورهاي غير مسلمان و عقب ماندگي كشور هاي مسلمان !

علت ترقي كشورهاي غير مسلمان و عقب ماندگي كشور هاي مسلمان !

مگر نه اينكه ميگويند اسلام دين دنيا و آخرت است و بوسيله ي اسلام هم ميتوان دنيا را ساخت و هم آخرت را ؟ پس چرا دنيامان خراب است و متعاقبا آخرتمان مرزي و تقريبي خرابتر؟ چرا كشورهايي كه دين خود را رها كرده و به قول اسلام زندگي حيواني پيش گرفته و فقط ميخورند و شهوت راني ميكنند و انسان هايي لا ابالي هستند و قتل و زنا و فحشا و فساد و دزدي و خودكشي جامعه شان را فرا گرفته است ابر قدرت جهان شده اند و نمونه ي بارز آن آمريكا و روسيه و انگليس و فرانسه هستند.

بحث در اين موضوع زياد است و وقت كم به همين دليل توجه شما را به خواندن صحبت دو نفر در زير جلب ميكنم و در آخر هم خودم مطالبي تكميلي به آنها اضافه ميكنم.

برگفته شده از كتاب "پاسخ به پرسش هاي مذهبي شما" نوشته ي محمد محمدي اشتهاردي ، با تلخيص و تصرف :

ترقي كشور هاي غير مسلمان

سوال:

يادم نمي رود كه با شخصي در اتوبوس مسافربري هم صندلي شديم، پس از گفتگو فهميدم كه او بسيار فهميده و انديشمند و پر احساس است ، اين سوال را مطرح كرد و گفت : چرا كشور هاي غير مسلمان به پيشرفت هاي چشم گيري نايل شدند اما كشورهاي اسلامي با آن همه خير و بركتي كه در سرزمينشان از نفت و فرآورده هاي معدني و ... هست عقب مانده اند ، از هر دري به او پاسخ ميدادم ، قانع نمي شد تا سر انجام گفتم :

آبادي بتخانه ز ويراني ماست

جمعيت كفر از پريشاني ماست

اسلام به ذات خود ندارد عيبي

هر عيب كه هست در مسلماني ماست

1-ترقي ماده نه معنا

ما قبول داريم كه كشورهاي غير مسلمان ،مانند آمريكا ،روسيه ،فرانسه و انگليس در صنعت و تكنيك و علوم مختلف به پيش رفته اند و به همين لحاظ به عنوان «ابر قدرت» معرفي مي شوند ولي بايد نيز قبول كرد به همين مناسبت به قهقري برگشته اند،در خيانت ،آدم كشي،جنايت،خودكشي ،زنا ،دختر دزدي،لواط،قمار بازي،مشروب خواري و فساد هاي مالي چنان غرق و آلوده اند و نمكشان گنديده است و رسوا و ناپاك شده اند كه به ستوه آمده اند ،  چنان كه نيكسون رييس جمهور اسبق آمريكا وقتي كه آپولو 11 را به كره ي ماه مي فرستاد،با صراحت اعلام كرد كه : ما در حالي به كره ي ماه مي رويم ، كه در كره ي خاك به انواع ؛ كينه ها و ستيزها و جنايات غوطه ور هستيم!

هم صندلي: سعادت بشر در رفاه زندگي است ، همين كه كشورهاي غير مسلمان داراي زندگي با آسايشي هستند و از فقر و بد بختي به دور اند ، داراي زندگي هستند ، در بعضي از ممالك اسلام مي بينيم عده اي بر اثر كار ،ونبودن سرگرمي هاي سالم و داراي در آمد ، يا هروئيني مي شوند يا قمار باز يا هميشه با مشروبات الكلي سرو كار دارند در نتيجه دنبال اين امور دزدي، خودكشي ،زنا و ...هم هست، اگر در كشورهاي غير مسلمان چنين است در كشورهاي مسلمان هم چنين است.

نگارنده: سعادت بشر تنها در زندگي مادي نيست ؛گويا شما پيرو فلسفه ي «اگزيستانسياليسم» هستيد كه سعادت را عبارت از زندگي لذت بخش و آسايش بخش مادي مي داند، اگر چنين باشد بايد بگوييم ، گوسفند ها و گاوهايي كه از نظر مسكن و خوراك در كمال آسايش و لذت به سر مي برند ،سعادتمند واقعي هستند پس فرق بين انسامن اين اشرف مخلوقات با حيوانات در چيست؟

حتما مي پذيريد كه زندگي سعادتمندانه يعتي آسايش جسمي و روحي ، ولي اگر به فرض از نظر جسمي و مادي در كمال آسايش باشيم ،ولي مثل مردم آمريكا پدران و مادران به فرزندان اميد ندارند ، همسران با همديگر سازش ندارند و هزاران گونه آلودگي مردم را به لجن كشيده است ، اين چه زندگي است؟!-{ البته شما مي توانيد نمونه هاي بارزش را در همين ايران خودمان بين فرزند و والدين بيابيد كه پدر و مادر از بس از صبح تا شب دنبال پول و زندگي مادي ميدوند دين و اسلام را فراموش كرده اند احترام بين فرزند با والدين برداشته شده است و آرامش از خانواده رفته است هرچند كه پولدار باشد و اكثرا در بين پولداران اين ها را مي بينيم}-مانند آن كودكي كه در ميان انواع زيورها در مسكن خوب با پرستار خوب و غذا و پوشاك خوب جاي دارد ولي ميكروب ديفتري جان او را به عذاب انداخته و نزديك است به هستي او خاتمه دهد.

در كشورهاي اسلامي اينگونه جنايات نسبت به مناطق ديگر اندك است ، نام اسلام تا حدودي جوامع اسلامي را كنترل كرده است ،اگر حقيقت اسلام ناب در صحنه بود ،معلوم است كه تا چه اندازه محيط هاي اسلامي درخشان مي شد ،اين جناياتي هم كه مي بينيد به علت دوري از اسلام و تقليد كوركورانه از غير مسلمانان است.

هم صندلي: قبول مي كنيم كه مردم كشورهاي غير اسلامي از نظر معنويت صفر هستند ولي اين اسلامي كه آن را زنده ترين و كامل ترين اديان ميناميم چرا بايد در وهله اي قرار گيرد كه كشورهاي مسلمان از نظر صنعت و علوم عقب بمانند؟ امروزه اين نوجوانان كه همه چيز خود را به غرب مي بازند ،تقصير ندارند چون با چشم عقل خود مي بينند كه كشورهاي مترقي غرب، در تكنيك و صنايع علوم مختلفي پيش هستند بعد به اسلام بد بين ميشوند.

{البته اين نگرش به علت اطلاعات كم و بد بيني آنها نسبت به اسلام و تاريخ اسلام و همين طور جامعه اي كه دارند در آن زندگي مي كنند ميباشد و نمي دانند كه علت ترقي كشورهاي غير مسلمان بي ديني نبوده و هيمن طوز نمي دانند كه علت عقب ماندگي كشورهاي مسلمان دين نبوده است بلكه جنگ ميان اديان و استعمارگري ها و خيانتگري هاي داخلي بوده است و همين طور فراموش كردن دين مانند مردم عراق مردم پاكستان و افغانستان كه دين را باختند همه چيز را باختند و كشورشان اشغال شد! خيال ميكنيد كه اگر مسلمان واقعي بودند و يا حداقل دين داشتند خداوند اجازه ميداد كافران بر مسلمانان چيره شوند؟ براستي اگر بجاي صدام و بن لادن كساني مانند امام خميني آنها را رهبري ميكرد فكر ميكنيد باز هم كشورشان اشغال ميشد ؟ و آيا نمي دانيد كه بن لادن و صدام دست نشانده هاي آمريكا بودند؟

يك سخني از دوستي عزيز شنيدم كه خيلي جالب بود ايشان مي گفتند تاريخ سناريويي از پيش نوشته شده است و حالا اين موضوع را مي فهمم كه چرا روزي رضا خان را گذاشتند و روزي ديگر برداشتند و تبعيد كردند و پسرش محمد رضا را گذاشتند و اين ملت را بازي ميدادند و همين طور چرا صدام را گذاشتند و به ايران حمله كرد و كشتار كرد و كسي حرفي نزد و بعدها خودشان به عراق به دليل صلاح هاي كشتار جمعي حمله كردند و چيزي نيافتند و چرا بن لادن را گذاشتند و خودشان برج هاي دوقلو را خراب كردند و بعد افغانستان را اشغال كردند و چرا اسرائيل درست شد و چرا و چرا ....؟}

نگارنده : اين مسلماناني كه در صدر اسلام اين همه اوج گرفتند و پرچم آنها با فرازترين پرچمهي دنيا بود ، به اعتراف دانشمندان غرب ، بنيانگذار امروز هستند ، نهال تمدن عظيم صنعتي و ... را مسلمانان كاشتند، ولي بارور كردن اين نهال به دست غير مسلمانان افتاده است، علت چيست؟

و همين طور در قرن هاي دوم و سوم و چهارم تاريخ اسلام ، چطور، دانشمندان غرب مي گويند اين ترقي مسلمانان از اسلام است؟! چه جواب داريد؟

اگر واقعا رييس و مرئوس، كاگر و كارفرما ، بزرگ و كوچك ، زن و مرد همه و همه در تمام امور،پيرو اسلام بودند،مسلم بدان كه از نظر مادي و معنوي هيچ پرچمي به پرچم اسلام نمي رسيد ، و همه ي پرچم ها تحت الشعاع نور پر فروغ پرچم اسلام قرار مي گرفتند.

فداكاراي و گذشت ، اتحاد و همبستگي تمام طبقات جامعه ، آشناي به شرايط زمان ، دقت در تمام تعليمات حيات بخش اسلام ، توليد كار و مبارزه با بي كاري و ... از عوامل مستحكمي است كه اسلام كاملا به آنها نظر دارد و مسلمين مطيع اسلام در سايه ي چنين عواملي به اوج غزت رسيدند.

اينك نيز دير نيست ، اگر همه ي مسلمانان اين امور را دنبال كنند و آن طور كه پيشواي بزرگ مسلمانان پيامبر اكرم(ص) فرموده ، براي تحصيل علم و دانش ، فداكاري نمايند و رهبران و زمامداران و روحانيان و عالمان و معلمان دين و روح و ديگران واقعا مسلمان شوند و مخصوصا روح و شرايط زمان را خوب درك كنند ، قطعا به آن مجد و عظمتي كه مسلمانان صدر اسلام رسيدند خواهند رسيد ولي بايد گفت:

اي نفس دمي مطيع فرمان نشدي

از كرده ي خويش پشيمان نشدي

صوفي و فقيه و عالم و دانشمند

اين جمله شدي ولي مسلمان نشدي

برگفته شده از كتاب "پاسخ به پرسش هاي مذهبي شما" نوشته ي محمد محمدي اشتهاردي ، با تلخيص و تصرف.

------------------------------------------------------------------

بله در گفتگوي بالا به نكات خيلي خوبي اشاره اما من صحبت هاي تكميلي دارم كه فكر مي كنم براي پايان بحث مفيد باشد.

اول اينكه صحبت من با كساني است كه مي گويند اسلام مانع ترقي و پيشرفت ميشود و شده است و همه ي بد بختي ما از اسلام و دين است و بنگريد كه چگونه كشورهايي كه دين خود را رها كردند ترقي كردند و ابر قدرت جهان شدند.

من در جواب به اين اشخاص ميگويم خيلي دلم ميخواهد كه بدانم اين حرف را براي چه ميزنند و صِرف اينكه كشورهاي مسلمان عقب مانده اند دليل خوبي بر اين گفته است؟ و يا اينكه آنها احاديث و آياتي مشاهده كرده اند و يا شنيده اند از اسلام ، كه انسان را منع از ترقي و كسب علم و رفتن به مدرسه و دانشگاه كرده است كه ما نديده ايم؟

من از اينگونه افراد ميخواهم خواهشا يك حديث و يا آيه در اين باب بياورند كه نمي توانند بياورند و من برايشان چندين و چند حديث مي آروم كه به كسب علم و ترقي توصيه اكيد كرده است :

- پيامبر گرامي اسلام (ص) ميفرمايند : علم را بدست آوريد و ياد بگيريد حتي اگر در چين باشد!

- پيامبر گرامي اسلام (ص) ميفرمايند : ايرانيان به علم دست پيدا ميكنند حتي اگر در سريا باشد!

- روايت است كه روزي پيامبر (ص) وارد مسجد شدند ديدند گروهي نشته اند و به عبادت مشغولند و گروهي در آن طرف نشته اند و بحث علمي ميكنند پيامبر (ص) فرمودند : هر دو گروه كار خوبي ميكنند و صواب ميكنند اما من با آن گروه كه بحث علمي ميكنند مينشينم!

- و همين طور ما ميدانيم كه براي مثال امام صادق (ع) تقريبا سه هزار شاگرد داشتند و حتي شاگردان زن هم داشتند و اين به آن دليل است كه در دوران امامت امامان تنها امام صادق و امام باقر بودند كه خلفا و زمانه به آنها اندكي مهلت دادند و آنها را آزاد گذاشتند و ما ديديم كه دانشگاه راه انداختند و شاگرداني مانند جابر ابن حيان ( كه اگر بخواهيم درست قضاوت كنيم پدر علم شيمي است و هم اكنون هنوز هم حدود صد رساله در شيمي از جابر ابن حيان در دست اس)و هيمن طور مفضل(در روايات است كه ايشان در هنگام ظهور  امام زمان (عج) زنده ميشوند و يكي از ياران ايشان ميباشند) كه از علم و سرگذشتشان  با خبر هستيم.

-و همين طور باعث ايجاد علم نجوم مسلمانان بودند چون آنها بودند كه در سفرها و كشورهاي مختلف به دنبال قبله ميگشتند به همين دليل از ستارگان و ماه و خورشيد براي جهت يابي استفاده ميكردند.

- و مصداق ديگر حرف من كه ايرانيان در اين 29 سال پس از انقلاب اسلامي و تنها با رعايت كردن شايد كمتر از 2% دستورات اسلامي در جامعه و حكومت به چه دستاوردهاي علمي و به چه رتبه هاي بين الملي علمي در بحث فناوري هسته اي ، نظامي ، پزشكي و... رسيده اند كه من معتقدم كه اگر جنگ تحميلي بر ضد ايران شروع نميشد الان نه تنها جامعه ي بهتري داشتيم و نه تنها به اين پيشرفت هاي علمي و دستاوردهاي علمي خيلي زود تر از اينها ميرسيديم بلكه در حال حاضر جلوتر از الان بوديم و شايد كشوري جهان سومي نبوديم و به جهان دومي ارتقا ميافتيم و همين طور رشد چاپ كتاب و رشد علم و صنعت و دانشگاه و دانشجو و ... از قبل انقلاب و با مقايسه اش با بعد انقلاب به اين نكات دست پيدا ميكنيم.

پس با همه ي اين بحث ها چرا ديگر كشورها عقب مانده اند؟ و من ياد شعر آبادي بت خانه زويراني ماست مي افتم.

با كمي تامل و جستجو در جهان در مي يابيم كه علت پيشرفت كشورهاي غير مسلمان چيز ديگري بوده و شايد افرادي مانند دكتر حسابي مذهبي كه در آمريكا تدريس ميكرد و شاگرد اينيشتين بوده است باشد و همين طور در ميابيم كه علت عقب ماندگي كشورهاي مسلمان چيز ديگريست براي نزديكي بيشتر به ذهن به مثال زير توجه كنيد :

كشور تركيه در زمان حكومت سابقش كه حكومتي اسلامي بود فردي نظامي به نام اتاتورك كودتا كرد و انقلابي بر پا كرد  و حكومت قبلي را كنار زد و خود رييس جمهور شد اين شخص با وجود جمعيت 95% مسلمان آن زمان تركيه در قانون اساسي اين كشور نوشت لاييك ( يعني بي دين يا ضد دين) مردم تركيه در آن زمان مانند مردم حاضر ايران بود و خيلي بهانه جويي ميكردند و نا رضايت بودند اما با انجام اين انقلاب مردم بسيار خوشحال شدند و از آن حمايت كردند چيزي نگذشت كه دولت تركيه از فحشا خانه ها به دليل در آمد بسيار بالايشان بيشتر از بقيه ي اماكن و مشاغل ماليات ميگرفت و همين طور مساجد را بستند و به موزه تبديل كردند و بله اسلام كنار زدند و به دوران جاهليت برگشتند و امروزه مشاهده ميكنيم كه اين كشور نه تنها پيشرفت و ترقي چشم گيري نداشته بلكه يكي از نوكران دست به سينه ي آمريكا شده است و حتي مردم نه تنها به دموكراسي نرسيدند بلكه آزادي از آنها گرفته شد و امروزه ميبينيم دعوا بر سر دختران و زنان مسلماني است كه ميخواهند به دانشگاه وارد شوند و به آنها اجازه نمي دهند صِرفا به دليل حجابشان و همين طور در مشاغل و اداراتشان و سفر رضا خان به تركيه و ديدارش با آتاتورك و ديدن فرهنگ مردم آنجا باعث شد كه زمان برگشت به ايران دستور كشف حجاب و ديگر كارها بر ضد دين اسلام را صادر كند!

آيا غير از اين است كه اكثر جوانان تركيه اي به دليل گرايش به مسائل شهواني و خوش گذراني و تفريح منحرف ميشوند و استعدادشان در نطفه كور ميشود و باعث جلوگيري از ادامه ي تحصيل و پيشرفت آنان ميشود؟ و همين طور دختراني كه ميخواهند وارد دانشگاه شوند و حجاب دارند آنها را منع ميكنند! پس اين پيشرفتشان كجاست كه قبل از رضا خان كه در سال 1304 بوده است اسلام را كنار زدند و با اين توصيفات اكنون بايد از آمريكا و روسيه و چين جلو زده باشند  و يا حداقل كشوري جهان دوم باشند و يا با آن كشورها رقابت كنند اما ما خلاف آنرا ميبينيم و ميبينيم كه روزانه خانواده ها در تركيه بدليل بي بندباري زنان و يا شوهرانشان و گرايش به مشربات الكلي و قمار خانه ها رقاص خانه ها پاشيده ميشوند و اما ايران فقط 29 سال است كه اسلام را رعايت كرده است و كشوري اسلامي شده است و از حكومت طاغوتي رها شده است و در حال حاضر من و ديگر افراد و همين طور محققان داخلي و خارجي آينده اي روشن براي ايران مي بينيم و با اتمام طرح چشم انداز 20 ساله ي توسعه انتظار اين را داريم كه ايران عزيز ما در جمع كشورهاي توسعه يافته وارد شده باشد.

با اين حال بنده دلايل عقب ماندگي كشورهاي مسلمان را اينگونه مي بينم:

1- آبادي بتخانه ز ويراني ماست و ادامه ي شعر؛

2- جلوگيري همان ابر قدرت براي دست يابي به علم و در حال حاضر مشاهده مي كنيد انرژي هسته اي ؛

3- تفرقه اندازي بين مسلمين توسط دشمنان و همان استعمار گران و ابر قدرتان و همان مثال معروف تفرقه بيانداز و حكومت كن!؛

4- جنگ ها و تجاوزات به مسلمين و همين طور ايران عزيز ما و به قتل رساندن دانشمندان ايراني و مسلمان در جنگ هاي متعدد مخصوصان در جنگ مغولان با ايران و يا  جنگ اروپاييان با كشورهاي عربي و در حال حاضر مشاهده ميكنيد عراق را و همين طور فلسطين را، و همين طور آتش زدن كتابخانه ها و دانشگاه هاي ايراني و اسلامي مثلا جندي شاپور در اهواز كه بدست مغولان به آتش كشيده شد؛

5-بالندگي علمي در تمدن اسلامي ، گرفتار مشكلات و آفت هايي نيز بود.يك جريان ظاهرگرا و سطحي نگر همواره وجود داشت كه با تعقل در دين مخالفت ميكرد ، اجتهاد و استنباط احكام دين را جايز نمي شمرد و براي منزوي كردن فلاسفه و حكماي اسلامي تلاش مي نمود. براي مثال امام خميني(ره) در حوزه فلسفه تدريس مي كرد و مخالفاني داشتند زماني كه سيد مصطفي پسر ايشان در حوزه از كوزه آب مي خورد مي گويند كوزه را آب بكشيد اينها نجس هستند چون پدرش يك عرف الهي بود و فلسفه هم تدريس مي كرد؛

6-جريان ديگر مربوط به گروههايي از متصوفه بود كه بجاي حضور فعال در اجتماع و ايفاي مسئوليت هاي اجتماعي، در گوشه هاي خانقاه به رياضت مي پرداختند و زمينه ساز ركود و سستي در جامعه مي شدند؛

7- سرقت علم و تمام كردن به نام خود توسط اروپاييان خوب است بدانيد كه كتبي كه از ابوريحان بيروني در موزه هاي اروپايي نگهداري ميشود معني شده كه به زبان عربي بوده اند و اروپاييان اعتراف كرده اند كه ابوريحان بيروني بود كه براي اولين بار و سالها قبل از نيوتن جاذبه ي زمين را كشف كرده و آن را نيروي طبيعت ناميده بود، خوب است بدانيد كه اين كتب چون به زبان عربي بود و مردم بعدا در سال هاي آرامش بعد از مغول و همين طور استعمار اروپا بر ايران  بدليل بي سوادي مثلا كتابي از پدرش به آن رسيده بود و نمي دانست كه اين كتاب چه ارزشي دارد خب اروپاييان هم كه مي خريدند به قيمت خوب و آنها هم سرمايه هاي ما را ميفروختند به پولي اندك كه بعدا ما مجبور بشويم براي كسب دوباره ي همان علم ها كه توسط دانشمندان مسلمان كشف و نوشته شده بود دانشجويان خود را به خارج از كشور بفرستيم براي كسب علم و باعث فرار مغزها بشود تا جايي كه جامعه ي پزشكي آمريكا اعلام بكند كه اگر پزشكان ايراني از آمريكا  خارج شوند پزشكي آمريكا فلج خواهد شد. و خوب است بدانيد در زماني كه اروپاييان در غار زندگي ميكردند و در قرون وسطا به سر مي بردند و نفت سياه را كه از دل زمين ميجوشيد ليوان ليوان ميخوردند به عنوان اينكه شفا بخش است مسلمانان دانشمندان و عرفا و بزرگاني همچون ابن سينا (بزرگترين پزشك عصر خود) ،خوارزمي (تنظيم كننده ي دقيقترين تقويم جهان يعني همين تقويم هجري شمسي) ، زكرياي رازي ( كاشف الكل) ، فارابي ، ملا صدرا (فيلسوف بزرگ اسلامي) ، خواجه نصير  الدين توسي و همين طور افرادي مانند سعدي ، فردوسي ،نظامي ، جامي ، عمر خيام و... داشتند. "در ادامه ي مقاله بيشتر به دستاوردها و دانشمندان مسلمان و معرفي آنها ميپردازيم تا حقايقي را در يابيد و متوجه شويد كه شايد براي شما تازه و تعجب انگيز و يا حتي غير قابل باور باشد بله غير قابل باور به دليل اينكه ما هميشه خودمان را دست كم گرفته ايم."

و در آخر هم نگاهي بياندازيم به جامعه ي گذشته ي مسلمانان:

آماري از جامعه و زندگي مسلمانان در گذشته

نياكان ما در هر شهري ابتدا به ساختن مسجد و آموزشگاه اقدام ميكردند(1).

يكي از نويسندگان اروپايي ميگويد : فرهنگي در دنياي اسلام پديد آمده بود كه حتي پايين ترين افراد هم تشنه ي خواندن بودند و حتي گاهي غناعت ميكردند و نمي خوردند و جامه ي كهنه به تن ميكردند براي اينكه بتوانند با پول خود كتاب بخرند(2).

با اينكه در آن زمان صنعت چاپ اختراع نشده بود در كشورهاي مسلمان به اندازي كافي كتاب و كتابخانه وجود داشت. دانشگاه بيت الحكمه در بغداد با 000/000/4 جلد ، طرابلس در شام با 000/000/3 جلد ، كتابخانه ي سلطنتي قاهره با 000/000/1 جلد ، رصد خانه ي مراغه با 000/400 جلد ، دارالحكمه ي قرطبه در اندلس (كوردوباي فعلي در اسپانيا ) با 000/400 ،دارلكتب ري با 000/300 و كتابخانه ي سيدمرتضي با 000/80 از جمله ي كتابخانه هايي هستند كه تعداد كتب آنها ثبت شده است (3).

علاوه بر مدرسه هاي كوچك و بزرگ در شهر هاي مختلف دنياي اسلام ، دانشگاههايي مانند دانشگاه قاهره ، بغداد،قسطنطنيه،قرطبه،اسكندريه ، جندي شاپور ، با بهترين امكانات تحقيق و مطالعه ، پذيراي دانشجويان از نقاط مختلف دنيا بود. در اين دانشگاه ها رشته هاي مختلف علمي تدريس مي شد و امكاناتي از قبيل لباس ، مسكن ، كتاب ، بهداشت و حتي كاغذ و قلم مجاني در اختيار دانشجويان قرار مي گرفت. دانشگاه مستنصريه ، ساختماني بسيار با شكوه داشت و داراي چهار مدرسه بود. علاوه بر حقوق ماهيانه ي استادان ، به هر شاگرد ماهيانه يك دينار طلا داده مي شد. آشپزخانه ي دانشگاه روزانه مقدار معيني نان و گوشت مي داد. دانشگاه حمام و بيمارستان مخصوص داشت و پزشك بيمارستان هر صبح دانشگاه را بازديد ميكرد و براي آنها نسخه مي نوشت(4 ).

چنين دانشگاه هايي گرچه بيشتر در مركز حكومت هاي اسلامي و شهر هاي بزرگ وجود داشت ، اما نشان دهنده ي جايگاه علم نزد مسلمانان بود، انگيزه ي علم طلبي به قدري قوي بود كه بعضي از دانشمندان  با تحمل سختي ها و مرارت هاي فراوان ، قله هاي دانش را فتح مي كردند و تا به مقصد نمي رسيدند دست از تلاش بر نمي داشتند.

يكي از دانشمندان حوزه ي علوم عقلي در اين دوره ابونصر فارابي(5) است كه به معلم ثاني مشهور است.(6)، وي بسياري از زبان هاي زنده ي دنيا را مي دانست و حدود صد رساله تاليف كرده كه چهل و چهار جلد از آن باقي مانده است(7) او را به حق مي توان موسس فلسفه ي اسلامي ناميد. شيخ الرئيس ابو علي سينا (8)،معروفترين دانشمند جهان اسلام است كه از او به نابغه ي شرق ياد مي كنند. وي با اينكه بيش از 58سال عمر نكرد و زندگي سياسي پرفراز و نشيبي داشت،242 جلد كتاب و رساله نوشته است، تاليفات او در حوزه هاي مختلف از جمله فقه ،منطق،فلسفه ،طب،عرفان ،رياضيات و دارو شناسي ميباشد. انديشه هاي ابن سينا در زمان خودش به سرعت در دنياي اسلام گسترش يافت و چندي نگذشت كه كتاب هاي اصلي او به زبان لاتين ترجمه شد و در مدارس اروپا تدريس گرديد(9).

علاوه بر اين دو شخصيت دانشمندان بزرگ ديگري ظهور كردند كه شهرت جهاني دارند ؛مانند:شيخ شهاب الدين سهروردي معروف به اشراق،امام محمد غزالي، خواجه نصيرالدين طوسي، ابن رشد اندلسي،ملاصدراي شيرازي،حشام ابن حكم شاگرد برجسته ي امام صادق(ع)، فضل ابن شاذان نيشابوري،شاگرد برجسته ي امام رضا(ع)،امام جواد(ع) و امام هادي (ع)، شيخ مفيد،سيد مرتضي،علامه ي حلي، ابوالحسن اشعري و فخر الدين رازي از جمله متكلمان بزرگ جهان اسلام هستند.

در رياضيات مسلمانان آثار دانشمندان بزرگ رياضي مانند اقليدس و بطليموس را ترجمه كردند و سپس شروع به نو آوري نمودند. هيچ كس در تاريخ رياضي نمي تواند شخصيت استثنايي محمد بي موسي خوارزمي را ناديده بگيرد.او معاصر مامون خليفه ي عباسي و رئيس كتابخانه ي بزرگ بغداد بود . وي علم «جبر» را به عنوان يك علم مستقل تاسيس كرد.نام كتاب وي «الجبر و المقابله» كه وقتي اين كتاب به اروپا رفت اروپاييان براساس نام اين كتاب علم جبر را «Algebra»ناميدند. همچنين الگوريتم يا«Algoritm» يا الگوريسم كه فن محاسبه است ،از نام «الخوارزمي»گرفته شده كه پس از ترجه ي كتاب هاي وي به زبان هاي اروپايي اين نام گذاري پديد آمده است(10).

و غياپ الدين جمشيد كاشاني (از علماي قرن هفتم و اوايل قرن هشتم) ابتكارات فراواني در علم رياضيات و علم مثلثات و حل معادله ي درجه ي دوم و سوم و چهارم، اندازه ي دقيق عدد پي ، و در هندسه ي تحليلي و هندسه ي فضايي داشت.

و همين طور بوعلي سينا تا مدت ها در شرق و غرب با نام امير پزشكان شناخته مي شد.مهمترين كتاب وي در طب كتاب قانون است كه فرهنگ جامعي در پزشكي و دارو شناسي است .اين كتاب ها بارها در اروپا منتشر و ترجمه شد و تا شش قرن ، اصل و مبناي پزشكي جهان بود و به عنوان كتاب درسي در فرانسه تدريس مي شد. در دانشگاه پاريس دو تصوير رنگي از دو طبيب دنياي اسلام آويخته اند:محمد بن زكرياي رازي و شيخ الرئيس ابن سينا. ابن سينا اولين كسي بود كه فلج صورت ناشي از سكته ي مغزي را تشخيص و سكته ي مغزي ناشي از زيادي خون در مغز را به خوبي توضيح داد.مسري بودن سل ريوي را تبيين كرد، انتقال بيماري ها از آب و خاك را بيان كرد و عوارض سنگ مثانه را به گونه اي توصيف كرد كه برخي از پزشكان گفته اند مشكل است بتوان به آن چيزي اضافه كرد.

و بسيار بسيار هستند و مي توان نام برد و در اين باره و در مورد دانشمندان مسلمان كتاب ها نوشته اند اگر مايل به كسب اطلاعات كاملتر و بيشتري در زمينه ي دستاوردهاي مسلمين علت ترقي و علت عقب ماندگي آنها هستيد كتاب هايي كه در پاورقي آمده را به شما پيشنهاد مي كنم.

 

اميدوارم اطلاعات خوبي را كسب كرده و دريچه ي تازه اي در ذهن شما باز شده باشد.

به اميد ظهور !

در آخر هم براي ظهور هر چه سريعتر امام زمان (عج) صلواتي بفرستيد!

الهم صل علي محمد و آل محمد.

 

پي نوشت:

1- تمدن اسلام و عرب ، گوستاو لوبون فرانسوي ، ص 557 و 558

2- عظمت مسلمين در اسپانيا ، ص 170

3- تاريخ تمدن اسلام ، ج 3 ، ص 318؛ و عظمت مسلمين در اسپانيا ،ص428

4-بغداد در زمان خلفاي عباسي، جي لواسترانژ، ص 267(به نقل از ميراث اسلام ص 230)

5-وي در سال 260 هجري در فاراب واقع در خراسان بزرگ متولد شد و در سال 339 هجري در دمشق وفات يافت

6-معلم اول لقب، ارسطو، فيلسوف بزرگ يوناني است كه در قرن چهارم قبل از ميلاد مي زيسته است.

7-تاريخ فلسفه ي اسلامي، هانري كربن ، ص 200؛وتاريخ تمدن ويل دورانت ،ج11،ص173

8-وي در سال 370 هجري نزديك بخارا متولد شد و در سال 428 هجري در همدان وفات يافت

9-تاريخ فلسفه ي اسلامي،هانري كربي،ص214

10-دانش مسلمين محمد رضا حكيمي،ص 150

ما در دوران جاهليت دوم زندگي مي كنيم!

ما در دوران جاهليت دوم زندگي مي كنيم!

حتما شما بارها و بارها در تاريخ و داستان ها و يا نقل ها و گفتگو ها و ازاين طرف و آنطرف داستان هاي جاهليت و افكار پوچ گذشتگان و همين طور جاهليت عرب قبل از اسلام و همين طور جاهليت غرب در قرون وسطي را شنيده ايد قروني كه دانشمندان را كافر ميپنداشتند و آنها را ميسوزاندند و شان و مقام انسانيت را زير پا له ميكردند و زن را وسيله اي ميپنداشتند.

و در شبه جزيره ي عربستان كه شامل قطر عمان و...امروزي هم بود تنها و تنها 17 نفر سواد داشتند و در ايران كه رسم و رسوم آرايش مردان رايج بود و ازدواج با محارم جايز بود و حق تحصيل هم براي زنان باطل بود و هم براي كودكان بي بضاعت.

بله اينها اندكي از آداب جاهليت گذشتگان و اعراب بود اما جاهليتي كه امروزه انسان ها گرفتار آن شده اند دريايي است در مقابل قطراتي كه گفته شد.

ما در دوران جاهليت دوم زندگي مي كنيم!

شايد اين جمله در نظر اول خيلي گزاف به نظر برسد امّا حقير همچون شهيد سيدمرتضي آويني بر اين باورم كه امروز، 1400 سال پس از بعثت آخرين پيامبر، بشر در همان وضعيت جاهليت اول، فقط با كمي تفاوت ظاهري، قرار گرفته است.

بهتر است قبل از اينكه به نشانه ها و بررسي جاهليت در جهان و ايران در قرن حاضر بپردازيم معيارمان را براي شناخت جاهليت بيان كنيم چون امكان دارد هر كسي از جاهليت برداشتي بكند و يا اصلا در مورد آن اطلاعاتي نداشته باشد و بهترين معيار ما براي شناخت جاهليت قرآن است چون كلام خداوند است و صد در صد درست و از آن گذشته خداوند كلمه ي حاهليت را به ما آموخت و به ما ياد داد پس بايد به سراغ كلام خداوند برويم.

خوب است قبل از شروع مقاله اين نكته را بگويم كه من دو هدف را دنبال ميكنم يكي اثبات و شناخت جاهليت در عصر حاضر و دومي بررسي جاهليت در ايران و جهان و مقايسه ي آن با جاهليت عرب.!

   در قرآن كريم وي‍‍ژگي هاي زمانه ي جاهليت چنين معرفي شده اند:

حكم الجاهليت(مائده آيه 50)

اين عبارت به معني پيروي از حكم و حكومت ناحق، رفتار خلاف قانون الهي و مبتني بر هوا و هوس و روي گرداني از دستورات الهي آمده است.

   احكام و قوانيني كه امروز بر جهان حكومت مي كنند،قوانين حقوق بشر، قوانين اساسي حاكم بر كشورها، قوانين اقتصادي، سياسي و حقوقي حاكم بر روابط بين الملل و... با تقريب خوبي مي توان گفت هيچ يك از قوانين فعلي مسلط بر جهان از قوانين و دستورات الهي اخذ نشده اند. البته اين به اين معنا نيست كه لزوماً بايد منافاتي بين احكام الهي و احكام برساخته بشري وجود داشته باشد، بلكه مراد دقت در منشأ اين قوانين است. البته حضور هوا و هوس و غرايز حيواني را در انديشه هاي متأخر بشري نمي توان كتمان كرد. مواردي چون روانشناسي فرويد يا سياست ماكياول يا حكومت نيچه شاهدهايي بر اين مدعا هستند.

ظن الجاهليت(آل عمران آيه 154)

به مفهوم بي توجهي به وعده و وعيدهاي خداوند و بدانديشي درباره افعال الهي است.

آنچه امروز در جامعه ما ديده مي شود تعويض مفاهيمي چون «گناه و صواب» با كلماتي چون «زشت و قشنگ» يا «ناپسند و پسنديده» است. با توجه به اينكه به تدريج با حذف اين مفاهيم از فرهنگ مردم، بار معنايي توجه به خداوند متعال كه در دل اين مفاهيم پنهان بود به تدريج از ذهن و روان آدميان زدوده مي شود و كم كم مواردي چون نسبيت اخلاق و خير و... بوجود مي آيد. در چنين فرهنگي مواردي مثل مرگ آگاهي، رستاخيز، معاد، آزمايش الهي، وعده پيروزي خدا به مومنان، ظهور موعود و ... به تدريج از جامعه ما كمرنگ و كمرنگتر شده اند.

تبرّج الجاهليت(احزاب آيه 33)

بي پروايي زنان در جامعه و نماياندن زيور و آرايش هاي زنانه يكي ديگر از وي‍ژگي هاي دوران جاهليت بوده و هست.

اين مورد نياز به واكاوي و تفحص خاصي ندارد. كل مردم جهان، امروز با اين موضوع كنار آمده اند كه « مي توان براي تبليغ حتي فقط يك ساعت مچي چند موجود بيچاره را كه نام انسان را بر پيشاني خود دارند، برهنه كرد و به نمايش گذاشت» آيا امروز اين موضوع در اروپا يا امريكا براي كسي تعجب برانگيز است؟؟؟ (ديگر وارد شواهد بارز آن در جامعه خودمان نمي شوم)

حميّت الجاهليت(فتح آيه 26)

تأكيد بر خواسته هاي نا بجا، تعصب درباره آگاهي هاي ناچيز و جانبداري بي دليل از عقايد و انديشه ها، معني حميت و تعصب جاهليت است.

در دوران ما هرکس فکر ميکند، خودش همه چيز را مي فهمد و درک او از اطرافش درست است، اگر چه همگان مخالف او باشند؛

در دنياي امروز ما تعصب و ادعاي عقل كل بودن يكي از بيماري هاي رايج است. تفكر پوزيتيويستي حاكم بر دانشگاه هاي ما كه دانشگاه را به عنوان معابد مقدسي نمايش مي دهد كه مقصود همه ي آدميان است، منجر به تربيت اساتيد و دانشجوياني شده است كه تنها با داشتن يك مدرك كارشناسي يا كارشناسي ارشد، شأن خود را اجل از آن مي بينند كه بخواهند لحظه اي وقت خود را مثلاً پاي سخن يك عارف الهي تلف كنند. امروز نسل ما با توهم مدرن و به روز بودن پندار خويش را بسيار پخته تر و كارآمدتر از افكار پدران و مادران خود مي داند. پيش فرض ها، تبليغات و پروپاگاندا، جوسازي و ... تنها زماني مي توانند بر انديشه آدمي قائق شود كه او گرفتار غرور و متعاقب آن تعصب و خود محق پنداري گردد.

   به غير از اين موارد قرآن موارد ديگري مثل ن‍ژادپرستي و تفكر قبيله اي، تجمل گرايي و فرهنگ اسراف و تبذير، و همينطور فساد و فحشا و انحرافات جنسي از مشخصه هاي ديگر دوران جاهليت زمان پيغمبر اكرم(ص) بوده است. با كمي تأمل نمونه هاي توسعه يافته ي اين موارد را در جوامع مدرن صنعتي جهان امروز به خوبي پيدا مي كنيم. مواردي چون نزاع قبيله اي اوس و خزرج آن دوران در شهر يثرب، مدلهاي بسيار بسيار كوچك شده ي جنگهاي ن‍ژاد پرستانه ي امروز هستند. آيا جنگهاي اول و دوم جهاني را تروريستهايي كه از آنسوي دنيا آمده بودند بوجود آوردند؟ آيا نه اينست كه فاشيسم در اوج قدرت تمدن و ايدئولو‍ژي غرب و در مهد تمدن آن ديار متولد شد؟

جاهليت در قرن حاضر

اگر در جاهليت عرب زنان تبرج به زينت مي كردند و روسري هاي خود را كنار ميزدند و به گونه اي كه مقداري از گلو و سينه و گردنبند و گوشواره آنها نمايان مي گشت ، در عصر ما كلوپ هايي تشكيل ميشود به نام كلوپ هاي برهنگان – كه نمونه ي آن در انگلستان معروف است – كه نگفتنش بهتر است.اگر در جاهليت عرب «زنان آلوده ذوات الاعلام» بودند كه پرچم هايي بر در خانه ي خود مي زدند تا افراد را به سوي خود دعوت كنند!،در جاهليت قرن ما افرداي هستند كه در روزنامه هاي مخصوصي مطالبي را در اين زمينه مطرح ميكنند كه قلم جدا از ذكر آن شرم دارد، و اگر كساني در آن زمان خون چند نفر را به نا حق ميريختند و جنگ هاي قبيله اي ونژاد پرستانه انسان ها و خانواده ها را نابود ميكرد امروزه با ريختن بمب ها بر سر مردم بيگناه مردم را ميليون ميليون ميكشند وجاهليت عرب صد شرف دارد به آن.

همين چند روز پيش در اخبار شنيدم كه فرانسه در جنگ با الجزاير از 40هزار الجزايري به عنوان موش آزمايشگاهي استفاده كرد و اولين بمب اتم را بر سر مردم بيگناه آنجا ريخت تا اثرات آن بمب و تشعشعات راديواكتيو را بر روي انسان ببيند و همين چند روز پيش بود كه يكي از دولتمردان ويتنام ميگفت كه بعد از گذشت اين همه سال از جنگ ويتنام با آمريكا و ريختن آن همه بمب شيميايي بر سر مردم بيگناه هنوز كودكاني ناقص الخلقه بدنيا ميايند و تصاويري از آنها نشان داد كه دل هر انساني قصي القلبي را ميخراشيد. كجا هستند آن مدافعان آزادي و حقوق بشر و حقوق زنان كه اينها را ببينند و كار خودشان را رها كنند ( صبح ها در خيابان و اماكن در حال تظاهرات و شعار براي آزادي و شبها در مجالس لهو و لعب و پارتي هاي شبانه دستگير ميشوند) و تمام زندگي خود را وقف آنها كنند اينها همه شعار ميدهند و عمل نميكنند.

 

با توجه به اينكه زنان در اديان گذشته بسيار مظلوم و بي ارزش بودند ، مثلا در آفريقا زنان را مانند حيوانات گله گله ميفروختند و يا براي استفاده در كار مبادله ميكردند و يا گاو آهن به آنها مي انداختند ويا مثلا در هندوستان اگر زني شوهرش مي مرد حق زندگي نداشت و چهل روز بعد از شوهرش او را آتش ميزدند و يا در مصر وقتي آب رود نيل پايين مي آمد دختري را زينت مي كردند و در آب نيل مي انداختند براي اينكه آب نيل بالا بيايد.

در قرن بيست و يكم بعضي از كشورهاي صنعتي غرب و اروپا و بعضا آسيا كه تمدن و تكنولوژي پيشرفته را يدك مي كشند، آزادي زن و حقوق تساوي مرد و زن را در مجامع بين المللي مطرح و شعار اصلي خود قرار ميدهند. اما آيا تساوي به معني عدالت است؟ آيا اگر بگوييم به يك گارگر و يك مهندس و مدير به يك اندازه حقوق بدهيم اين تساوي است درست است اما عدالت نيست. و حتي با اين حال كه اين كشورها شعار دهندگان اصلي حقوق زن هستند اما اگر نگاهي به گزارشات بين المللي و خصوصا مطبوعاتشان بياندازيم ميبينيم هر روز خلاف آن ثابت ميشود و عكس آن عمل ميكنند. . و همين چند روز پيش در يكي از همين گزارشات آمار رو به افزايش تجاوزات جنسي به زنان توسط ماموران و پليسان آمريكايي و اروپايي و همين طور اذيت و آزار جنسي پرستاران زن توسط بيماران را ميخواندم.

امروزه در آمريكا انسان ها را خريد و فروش ميكنندبله امروزه در قرن 21. و امروزه كساني كه انسان ها را ميكشند بدون هيچ دليلي و ميخورند آنها را به 5 يا 10 يا 20 سال زندان محكوم ميكنند و يا اينكه تبرئه ميكنند كه مبادا خشونت نام نگيرد و اعدام افراد متجاوز به عرف و قاتلان و تبهكاران را در جامعه ي اسلامي خشونت اعلام ميكنند.

و همين چند روز پيش به اراجيف بافي هاي چند نفر به اصطلاح دانشمند ودكتر بر خورد كردم كه هم جنس بازي را يك بيماري ناميدند و جالب تر اينكه اين حق را به اين نوع بيماران ميدادند كه شريك جنسي مرد خود با مرد و زن با زن انتخاب كند.

آيا اروپا و امريكاي امروز چيزي كم از قوم لوط و ثمود و عاد كه به عذاب الهي در هم كوبيده شدند، دارند؟

روزانه در خبر ها و گزارش ها و رسانه ها وضعيت اسفناك زنان را هر روز بدتر از گذشته ميخوانيم و ميبينيم. كه واقعا با اين وضع بوجود آمده روخ خباثت و جنايت قرون وسطايي را سفيد كرده اند و از زنان كه مظهر لطافت و ظرافت و عواطف است به عنوان يك كالاي تجاري و جنسي استفاده ي نامشروع ميكنند و كلوپ هاي خريد و فروش زنان راه مي اندازند و به آنها حقوق ميدهند براي بهره كشي جنسي از آنها و همين طور محروم كردن آنها از حق مادري و مادر شدن و اصالت ذاتي زن را از بين برده اند. و اين شعارهاي آزادي زن براي آزادي زن نيست براي آزادي مرد و شهوت راني حيواني آن دسته است و براي به ابتذال كشيدن و بي هويت كردن زنان ميباشد كه كساني هم گول آنها را خورده و در ايران پرچم و پلاكارد به دست گرفته و به خيابانها راه مي افتند بدون اينكه بدانند كه چه آينده ي شومي در انتظار آنهاست.

البته شايد از جهتي حق داشته باشند به دليل اينكه جوان 17-18 ساله ي ما در اوج فشارهاي جنسي بايد خود را سركوب كند و آن تنها راهش ازدواج است نه بي بندو باري و فساد و فحشا.

دوستان من، امروزه جهل به مراتب از دوران جاهليت فزونتر است! و ما با نامهاي پيشرفت علم، فرهنگ، آزادي، حقوق بشر، حمايت از... به بيراهه رفته ايم!!

جاهليت در ايران

جنايتهائي که امروزه بر انسانها و بشريت مي شود به مراتب از دوران برده داري فجيع تر است، جايگاه زنان در جامعه جهاني ما دقيقاً همان جايگاهي است که در دوران جاهليت بود، نقش فرزندان در زندگي امروزي هيچ تفاوتي با دوران جاهليت ندارد، و در کل؛ هدف زندگي مردم همان هدفي است که در دوران قديم و انسانهاي بي فرهنگ دنبال ميکردند، با اين فرق که امروزه فقط کلمه مُد و فرهنگ را در کنار کارهايمان قرار مي دهيم، و با اين تعبير، حسّ بَد بودن آنرا در خود از بين مي بريم!

قصد من بيان کلمات و جملات کليشه اي نيست، و ميخواهم بصورت مصداقي با شما صحبت کنم، در دوران ما هرکس فکر ميکند، خودش همه چيز را مي فهمد و درک او از اطرافش درست است، اگر چه همگان مخالف او باشند؛

دختري 16 ساله همراه با عشق خود از خانه فرار مي کند و به ديار معشوق مي رود، 4 سال در کنار هم زندگي مي کنند تا اينکه، در يک حادثه همراه خود را ازدست مي دهد، ديگر هيچ پشتوانه اي ندارد و آواره مي شود، بازهم حاضر به قبول اشتباهاتش نيست!شبها در پارک و توالت مي خوابد و بالأخره بخاطر مخارج خودش مجبور به تن فروشي مي گردد، همه از او به شکل پارچه اي استفاده مي کردند و بعد مثل کهنه اي نجس به کناري مي انداختند!دخترک حالا 20 ساله شده، و با مصرف زياد مشروبات، ضريب هوشيش پائين آمده و با استعمال سيگار دندان و ريه اش را از دست مي دهد.بارها بخاطر روابط نامشروع دستگير ميشود، تا اينکه از او آزمايش ميگيرند و اعلام مي کنند که حامله هستي ...

از شنيدن خبر، حس عجيبي داشت، اما خوشحال نبود(شايد چون احتمال مي داد که به ايدز مبتلا باشد!).

بالأخره به بهزيستي تحويل شد تا بعداز وضع حمل تکليفش مشخص شود، روزها از پي هم مي گذشتند تا روزي که درد به انتها رسيد و فرزند پسري در دامانش قرار گرفت، سعي مي شد بچه را از او دور نگه دارند و با طعنه برايش مي گفتند؛ تو که لياقت مادر شدن را نداري! از حس مادر شدن خوشحال بود، اما از صحبتهاي آنها خيلي عصباني شده بود...

باز هم به ياد عصر جاهليت مي افتم که زنان براي حَوَس راني استفاده مي شدند و فرزندان آنها معلوم نبود از آن کيست، و براي تشخيص پدر بچه، از چهره شناس استفاده ميشد و بچه را به يک مرد تحويل مي دادند، اما امروزه فقط حوس راني است و بچه هاي بي پدر...

در دوران جاهليت وقتي مردان صاحب پسر مي شدند (چه از همسر خودشان يا از کس ديگر !) خوشحال بودند، و در مقابل از داشتن دختر هراسان بودند و آنها را زنده به گور مي کردند.دخترک قصه ما هم مثل همان دوران، زياد از وضعيت راضي نبود و تصميم گرفت ...

قلم در دستم مي لرزد و قدرت بر نوشتن کلامش را ندارم! شما خودتان گوشه اي از جاهليت در هزاره سوّم را بخوانيد؛

يه روز صبح زود با چاقو ميوه خوري قبل از اينکه کارمندهاي بهزيستي بيان بچه (۵ روزه) را برداشتم بردم تو حياط و سرش رو بريدم و دو تا ضربه به حالت ضربدر هم رو سينه ش کشيدم و کشتمش!!

عكس كودك بيگناه:

اگر آزرده خاطر میشوید نگاه نکنید!!...

بله، اين گوشه اي از جهان ماست، در همين نزديکي، در عصر فرهنگ و تمدن!!

جاهليت در يك كلام

حجت‌الاسلام مجتبي نظري، نماينده سابق ولي فقيه در دانشگاه تبريز، در آغاز دهه اول محرم و در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري رسا، با اشاره به ويژگي‌هاي جاهليت پيش از بعثت پيامبر(ص) گفت: پس از گذشت پنجاه سال از دوران درخشش و تمدن پيامبر(ص) جاهليت و فقر فکري چنان به جامعه نفوذ کرد که امام حسين(ع)، آن يگانه اصلاح گر و ياران باوفايش را سر بريده و پرچم عدالت و آزادگي را به آتـش کشيدند.

وي با بيان‌اين‌كه زنده به گور کردن دختران در عصر جاهلي با همه زشتي‌اش خيلي بهتر از بي هويت کردن و به ابتذال کشيدن دختران امروزي است، افزود: جاهليت امروز نه به علت نبود يا کمبود علم، بلکه از فراواني اطلاعات و علم بدون فهم و شعور است.

اين پژوهشگر حوزوي تصريح کرد: مهجوريت قرآن، ابتذال و فساد جوامع، نفوذ افکار التقاطي و انحطاطي، درک نادرست از علم، بي هويتي و عدم تفکر همه از نشانه‌هاي جاهليت مدرن است که در نتيجه آن‌ها حتي اهداف انسان ساز امام حسين(ع) نيز در بين مسلمانان و خود شيعيان، دچار آسيب و تحريفات ظاهري و معنوي شده است.وي با بيان اين‌که نهضت امام حسين(ع) مختص شيعه نبود و با هدف اصلاح بشريت انجام شد، نفوذ اباهي گري را از بزرگ‌ترين تهديدهاي نهضت ايثار، مقاومت و اصلاح دانست.وي ادامه داد: اشعار تخيلي، تجسم سازي، نوحه‌هاي احساسي، پرداختن به تعريف چشم و ابرو و گريز هيأت‌ها از مساجد نشانه اين اباهي گري‌هاست.نماينده سابق ولي فقيه در دانشگاه تبريز بازسازي مفاهيم عاشورا را بسيار ضروري خواند و خاطرنشان كرد: متأسفانه همه واژه‌ها مثل شهادت، شهامت، ايثارگري، هدايت و شفاعت به صورت وارونه معني و تحريف شده و تاثيرات آن‌ها خنثي شده است. حجت‌الاسلام نظري در اين باره با اشاره به مفهوم شفاعت و اين‌كه گفته‌اند با يک قطره اشک براي امام حسين(ع) به دست مي‌آيد، تأكيد كرد: اين در حالي است که حتي با يک عمر گريه براي امام حسين(ع) هم نمي‌توان حق‌الناس را از گردن خود ساقط کرد. وي افزود: گريه و سوز چندين ساله بر امام حسين(ع) بدون عمل به فرامين آن حضرت و بدون توجه به قرآن، هيچ گناهي را از بين نخواهد بود.استاد حوزه علميه در پايان اين نگرش‌ها را عرفاني بي شريعت تلقي کرد و نفوذ بيش از پيش آن را بسيار خطرناک دانست.

 

نمونه هاي جاهليت در ايران : 1- پول بي ارزش تبديل شده است به يك ارزش و هدف و زن و مرد از صبح تا شام با هم از خانه بيرون ميروند براي بدست آوردن پول- و اگر كسي ميگويد كه مخارج بالاست ميگويم نه توقعات و تجمل گرايي و اسراف بالاست كه توضيحش در اين مجال نمي گنجد اما اگر ميخواهيد اين كلام را درك كنيد يك سري به حوزه بياندازيد تا ببينيد كه طلاب همراه با زنانشان چگونه با حقوق ماهي 50 يا 60 هزار تومان زندگي را ميگذارند و از بهترين انسانها در دنيا و آخرت هستند- (ظن الجاهليت) 2- دختران و زنان خياباني و وضع اسفناك حجاب در ايران و نماياندن زر و زيور و زينت و آرايش زنان براي نا محرمان خود(تبرّج الجاهليت) 3-دانشگاه و ورود به آن (حميّت الجاهليت ) و ... .

انشالله خداوند همه ي ما را هدايت كند.!

... و من الله توفيق