پرسش و پاسخ

 

چرا پيامبر به زنان خود لقب ام المومنين داد تا اجازه ي ازدواج  بعد از ارتحال ايشان از آنها سلب شود؟ آيا زنان پيامبر بعد از او نياز جنسي نداشتند ؟با اینکه بعضي از زنان پيامبر زناني جوان بودند!

پاسخ:

اولا – اين پيامبر صل الله عليه و آله و سلم نبود كه لقب ام المومنين به زنان خود داد تا اجازه ي ازدواج از آنها سلب شود. بلكه اين خداوند بود كه امر به اين عمل كرد و  در آيه ي 53 سوره ي احزاب ميفرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَن تَنكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمًا ﴿53﴾

ترجمه : اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد داخل اتاقهاى پيامبر مشويد مگر آنكه براى [خوردن] طعامى به شما اجازه داده شود [آن هم] بى‏آنكه در انتظار پخته‏شدن آن باشيد ولى هنگامى كه دعوت شديد داخل گرديد و وقتى غذا خورديد پراكنده شويد بى‏آنكه سرگرم سخنى گرديد اين [رفتار] شما پيامبر را مى‏رنجاند و[لى] از شما شرم مى‏دارد و حال آنكه خدا از حق[گويى] شرم نمى‏كند و چون از زنان [پيامبر] چيزى خواستيد از پشت پرده از آنان بخواهيد اين براى دلهاى شما و دلهاى آنان پاكيزه‏تر است و شما حق نداريد رسول خدا را برنجانيد و مطلقا [نبايد] زنانش را پس از [مرگ] او به نكاح خود درآوريد چرا كه اين [كار] نزد خدا همواره [گناهى] بزرگ است (53)

دوما- ما بايد اين سوال را اين گونه مطرح كنيم كه چرا خداوند اين فرمان را داد. در آيه ي 53 سوره احزاب خداوند متعال همسران پيامبر را مادر مومنين دانسته است «وازواجهم امهاتهم» و واضح است كه مادر جسماني نيست تا مانند مادر انسان با او محرم باشند.

براي پاسخ به اين سوال خوب است بدانيد كه در زمان حيات پيامبر افرادي بودند كه به صراحت مي گفتند كه بعد از پيامبر همسران او را به عقد خود در خواهيم آورد و افرادي هم بودند كه به صراحت نمي گفتند و در دل نيت اين كار را داشتند. اگر به آيه ي 60 سوره ي احزاب  توجه كنيد در مي يابيد كه خداونددر آيه ميفرمايد :

لَئِن لَّمْ يَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا ﴿60﴾

اگر منافقان و كسانى كه در دلهايشان مرضى هست و شايعه‏افكنان در مدينه [از كارشان] باز نايستند تو را سخت بر آنان مسلط مى‏كنيم تا جز [مدتى] اندك در همسايگى تو نپايند (60)

اين افراد توطئه هاي شومي در دل داشتند كه مي خواستند از اين راه اولا به جايگاه اجتماعي بالايي دسترسي پيدا كنند دوما به راحتي مي توانستند ادعا كنند كه از درون خانه ي پيامبر صل الله عليه و آله و سلم آگاه هستند و هر روز حديثي را به پيامبر نسبت دهند. چنان كه از شان نزول آيه دانستيم , بعضي به عنوان انتقام جويي و توهين به ساحت مقدس پيامبر(صل الله عليه و آله و سلم ) چنين تصميمي را گرفته بودند و از اين راه مي خواستند ضربه اي بر حيثيت آن حضرت وارد كنند.

اين خطر هنگامي ملموس تر مي شود كه بدانيم گروهي خود را براي اين كار آماده ساخته بودند بعضي آن را به زبان آورده و بعضي شايد تنها در دل داشتند. از جمله كساني را كه بعضي از مفسران اهل سنت در اينجا نام برده اند, طلحه است , (تفسير قرطبي , ج 8, ص 5310). خداوندي كه بر اسرار نهان و آشكار آگاه است براي برهم زدن اين توطئه زشت يك حكم قاطع صادر فرمود و جلو اين امور را به كلي گرفت و براي تحكيم پايه هاي آن به همسران پيامبر(ص ) لقب ام الموئمنين داد تا بدانند ازدواج با آنها همچون ازدواج با مادر خويش است !

نمونه ي ديگر آن ابوبكر ميباشد كه بعد از  غصب خلافت از حضرت علي عليه السلام فدك را كه باغي آباد در نزديكي خيبر بود كه پيامبر صل الله عليه و آله و سلم به حضرت فاطمه عليها السلام براساس فرمان خداوند بخشيده بود غصب كرد. زماني كه حضرت فاطمه عليها السلام به اين كار اعتراض كرد ابوبكر فدك را به عنوان ارث محسوب كرد و به حضرت فاطمه عليها السلام گفت : از پيامبر صل الله عليه و آله و سلم  شنيده ام كه ما پيامبران ارث نمي گذاريم هر چه از ما مي ماند صدقه است. و براي اثبات حديث خود كه اين حديثي كاملا تك راوي و غير معتبر است(البته حديث جعلي است) به آيشه متوسل شد و آيشه براي ابوبكر شهادت داد كه اين حديث را از پيامبر صل الله عليه و آله و سلم  شنيده است. حال با اينكه ابوبكر پدر آيشه بود اينگونه سو استفاده هايي مي كرد چه رسد به آنكه فردي همسر زنان پيامبر مي شد.

 

سوال بعدي در مورد نياز جنسي زنان پيامبر بود .

اگر اين مسئله مجاز بود جمعي به عنوان اين كه همسر پيامبر(ص ) را بعد از او در اختيار خود گرفته اند ممكن بود اين كار را وسيله سو استفاده قرار دهند و به اين بهانه موقعيت اجتماعي براي خويش دست و پا كنند و يا به عنوان اين كه آگاهي خاص از درون خانه پيامبر(ص ) و تعليمات و مكتب او دارند به تحريف اسلام پردازند و يا منافقين مطالبي را از اين طريق در ميان مردم نشر دهند كه مخالف مقام پيامبر باشد.

با توجه به آنچه گفته شد روشن مي شود كه چرا همسران پيامبر(ص ) لازم بود از اين محروميت استقبال كنند؟ در طول زندگي انسان گاه مسائل مهمي مطرح مي شود كه به خاطرآنها بايد فداكاري و از خودگذشتگي نشان داد و از بعضي از حقوق حقه خود چشم پوشيد, به خصوص اين كه هميشه افتخارات بزرگ مسوئوليت هاي سنگيني نيز همراه دارد, بدون شك همسران پيامبر(ص ) افتخار عظيمي از طريق ازدواجشان با پيامبر(ص ) كسب كردند, داشتن چنين افتخاري نياز به چنين فداكاري هم دارد. به همين دليل زنان پيامبر(ص ) بعد از او در ميان امت اسلامي بسيار محترم مي زيستند و از وضع خود بسيار راضي و خشنود بودند و آن محروميت را در برابر اين افتخارات ناچيز مي شمردند. دومين آيه مورد بحث به مردم شديدا" هشدار داده مي گويد: اگر چيزي را آشكار كنيد يا پنهان داريد خداوند از همه امور آگاه است »ان تبدوا شيئا" او تخفوه فان الله كان بكل شي ئ عليما«.

گمان نكنيد خدا از برنامه هاي ايذايي شما نسبت به پيامبرش با خبر نيست , چه آنها كه بر زبان جاري كردند و چه آنها كه در دل تصميم داشتند همه را به خوبي مي داند و با هر كس متناسب كار و نيتش رفتار مي كند.

حال براي روشن تر شدن پاسخ  به مثال هاي زير توجه كنيد:

چه چيزي برتر و بالاتر و مهمتر از نگه داري و حفاظت از اسلام  و جلوگيري از تحريف آن است؟ براي چه چيزي ما مي توانيم از اسلام بگذريم؟

خون حضرت فاطمه عليها السلام مهمتر بود يا ازدواج زنان پيامبر؟ خلافت علي عليه السلام مهمتر بود يا ازدواج زنان پيامبر؟ خون امام حسين عليه السلام با ارزش تر بود يا ازدواج زنان پيامبر؟

حضرت فاطمه عليها السلام را در جلوي چشمان علي عليه السلام به شهادت رساندند فرزند ايشان را سقط كردند خلافت حضرت عليه السلام  را غصب كردند حضرت سالها خانه نشين شد و سكوت كرد امام حسين عليه السلام به كربلا رفت خون خود و فرزندان و برادران و ياران با وفايش را داد براي چه؟ براي حفظ و نگهداري و پاسداري از اسلام.

حال اينكه اسلام عزيز مهم تر ميباشد از ازدواج زنان پيامبر. همان طور كه ارزش حفظ اسلام مهم تر از خون حضرت فاطمه عليها السلام ، خلافت حضرت علي عليه السلام و خون امام حسين عليه السلام در كربلا بود.

و ما پيرو مكتب و سيره ي اهل بيت عليهما السلام هستيم.

منابع مورد استفاده در مطلب:

قرآن كريم ، تفسير قرطبي ، و بخش پرسش و پاسخ نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها