جزييات بيشتري از شيعه شدن هم وطن اهل سنت ما
جزييات بيشتري از شيعه شدن هم وطن اهل سنت ما
بسم الله الرحمن الرحيم
چندي پيش در خبري به اطلاع دوستان و بازديدكنندگان وبلاگ مخالف بيفكري رسيد كه در يكي از اتاق هاي گفتگوي اينترنتي در مسنجر بيلوكس يكي از جوانان هم وطن اهل سنت ما با گفتن :« والله قانع شدم به حقانيت علي(ع) و فرزندانشان حال تکليف من چيست؟» و گفتن: «اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله و اشهد ان علي ولي الله» شيعه شد كه اين مطلب را ميتوانيد در لينك زير مشاهده كنيد:
اگر آن مطلب را بار ديگر مطالعه بفرماييد و حتما اين كار را بكنيد متوجه مي شويد كه به شما قول داده بودم كه جزئيات بيشتري از اين گرايش به مذهب تشيع را براي شما بنويسم.
به همين منظور چند روز بعد با اين جوان حق گرا مصاحبه اي كردم كه فايل صوتي آن هم موجود است ولي به دليل تقاضاي خود شخص از گذاشتن صداي ايشان معذورم و فقط متن مصاحبه را مي نويسم.
خاطر نشان مي كنم كه ايشان نام خود را از عدنان به اميرعلي تغيير داده اند و در اينجا منظور ما از اميرعلي ايشان خواهد بود. خواهشا به مصاحبه اي كه با ايشان داشتيم توجه فرماييد:
مخالف بيفكري : سلام آقاي امير علي ، لطفا مي شود شروع كنيد و از اول براي ما تعريف كنيد كه چه شد و از كجا شروع اين گرايش شما و شك و ترديدها؟
امير علي : سلام خدمت شما ، بنده يك دوست شيعه داشتم كه از همان جا شروع شد. ايشان براي من احاديثي را مي آورد از منابع اهل سنت يك سري مطالبي آوردن كه مي شود گفت خيلي هم به الغدير استناد كرده بود. براي من آوردند كه مثلا فلان صفحه حديث ثقلين را آورده است و فلان صفحه حديث غدير هست و اينها را براي من آوردند و من اينها را خواندم و تحقيق كردم.و{ البته كتب معارف و انديشه دبيرستان هم بي تاثير نبود در برانگيخته شدن شك من}
مخالف بيفكري: از كي شروع به تحقيق كرديد؟
امير علي: حدودا از سال پيش شروع به تحقيق كردم. كه چند مدت پيش يك سري سوالاتي براي من باقي مانده بود كه من اين سوالات را با آقاي پاسخگو(همان استاد اينترنتي ما) مطرح كردم و آخرين سوالاتي بود كه من داشتم.
مخالف بيفكري:آيا خانواده ي شما از شيعه شدن شما مطلع هستند؟
اميرعلي: نه خير ، هنوز چيزي به خانوداه بروز نداده ام و احتمالا تا فرصت مناسب صبر خواهم كرد.
مخالف بيفكري: فكر مي كنيد اگر خانواده و پدرتان متوجه شيعه شدن شما بشوند چه واكنشي از خود نشان مي دهند؟
اميرعلي: خب فكر نمي كنم به همين سادگي قبول كنند ، به خاطر همين بايد چند وقتي چيزي بروز ندهم و احتمالا با سرسختي مواجه خواهم شد.
مخالف بيفكري: سوالاتي كه شما از استاد پاسخگو داشتيد و پرسيديد چه بود؟
اميرعلي:خب سوالات زياد بود ، حدود 14 تا 16 سوال بود كه مهمترين سوالات اينها بودند كه چرا شيعيان مي گويند كه در روز غدير، پيامبر "مولا" را با منظور اين گفت كه جانشين من باشد نه با منظور دوست من . چون مي دانيد كه سني ها اعتقادشان بر اين است كه پيامبر يك روز حضرت علي را مي فرستند براي جمع كردن باج و خراج كه بعد حضرت علي عليه السلام طلاها و جواهرات را به خودشان وصل مي كنند كه مثلا اينها گم نشود و يا نريزند ، و اينها را مي بندند به خودشان كه بعد چند نفر ايشان را مي بينند و به ايشان ايراد مي گيرند و مي گويند تو مي خواستي دزدي كني از بيت المال . كه اعتقاد سني ها بر اين است پيامبر صل الله عليه و آله وسلم روز غدير مي آيند و همه را جمع مي كند كه ابراز كند كه من دوست علي هستم و علي هم دوست من است و شما هم با ايشان دوست باشيد و بهش ايراد نگيريد ! ولي يكمي با عقل جور در نمي آيد! و من اين سوال را پرسيدم كه چرا شيعيان استناد مي كنند كه مولا يعني جانشين ؟ آقاي پاسخگو جواب دادند كه به اين دليل كه اولا آخرين سال زندگي پيامبر بود و واقعا پيامبر نمي خواست لحظات زندگي اش را براي هدايت قوم اش از دست بدهد كه حالا بيايد آخرين سال عمرش را تلف كند. و همچنين آيه اي بود كه نازل شده بود كه به پيامبر امر مي كرد كه اين را به همه بگو. كه اين آيات نشان مي داد كه عده اي با اين مطلب مخالف بودند و يكي ديگر اينكه به شعري استناد كردند كه شاعري شعري گفته بود در مدح حضرت علي كه در آنجا هم كلمه ي مولا را مترادف آورده بود با رهبر يعني جانشين و به من آدرس دادند از كتابهاي سني كه اين شعر با ترجمه اش موجود بود.
و همچنين سوالات ديگري كه پرسيدم اگر اجازه دهيد دفعه ي بعد بگويم چون اين سوالات را بر روي كاغذي نوشته ام و دفعه ي بعد اينها را مي آورم.
مخالف بيفكري: سوال ديگري كه از شما داشتم اين است كه در اين يكسالي كه مي گوييد تحقيق كرديد چه كتابهايي را مطالعه كرديد و منابع تحقيقتان چه بوده است؟ در اين يكسال مطالعاتتان از كتاب هاي ديني و معارف دبيرستان بوده است يا كتابهاي ديگري هم بوده است؟
اميرعلي: خب ، بيشتر كتاب هاي شيخين و صحيين و بخاري و بيشتر از اين كتابها ، از علماي دين و روحانيون مي پرسيدم.
مخالف بيفكري: سوال ديگر اين است كه وقتي كه اين شك و ترديد براي شما پديد آمد از روحانيون خودتان و از افراد خانوده خودتان مثل پدر و مادر سوال كرديد؟ و منابعتان براي تحقيق بيشتر منابع شيعي بوده يا منابع سني؟
اميرعلي: مي توانم بگويم كه بيشتر اين يكسال منابع من منابع سني بوده جز دو ، سه ماه آخر كه سعي كردم حرف دو طرف را بشنوم ولي بيشتر اين يكسال از روحانيون خودمان پرسيدم و از پدر و مادرم چيزي نپرسيدم.
مخالف بيفكري: آيا شما با آقاي دكتر تيجاني و كتابهاي ايشان آشنا هستيد؟
اميرعلي:خير ، تا به حال اسم ايشان را نشنيده ام
مخالف بيفكري : آقاي تيجاني خودشان يكي از علماي اهل سنت بوده است و بعد از اينكه سفري به عربستان مي كند و در كشتي با يك شيعه آشنا مي شود و ايشان را دعوت به كربلا مي كند و ايشان خيلي تحت تاثير افكار وهابيت هم بوده است كه بعد از سفر به كربلا و آشنايي بيشتر با شيعيان و ديدار با مراجع و علماي بزرگ در عراق مانند آيت الله خويي و آيت الله صدر خيلي به مذهب تشيع علاقمند مي شود كه مطالعه و تحقيق بكند كه به خاطر دروغ هايي كه به مذهب تشيع بسته بودند تا آن روز حتي به خودش جرات تحقيق در مورد تشيع را هم نمي داده است كه بعد از اين اتفاق همان دوستان عراقي اش براي ايشان كتاب هايي مي فرستند به آدرسش و توسط همين تحقيقات و مطالعات ايشان شيعه مي شود كه بعد از شيعه شدن، ايشان چند كتاب مي نويسند كه اولين كتاب ايشان "آنگاه كه هدايت شدم "است كه باعث شيعه شدن بسيار زيادي از اهل سنت مي شوند و ... .]و تا آخر ماجرا را براي آقاي اميرعلي تعريف كردم[
{كه بعد از اين آقاي اميرعلي علاقمند شدند كه كتابهاي ايشان را مطالعه كنند كه من هم لينك كتاب هاي آقاي تيجاني را به ايشان دادم كه آنها را مطالعه كردند.}
و بعد از اين:
اميرعلي: من كه تا به حال اسم ايشان را نشنيده بودم ، ولي واقعا خوشا به حال ايشان كه علاوه بر اينكه خودشان هدايت شدند توانستند افراد بسيار ديگري را هم هدايت كنند. خب از سوالات ديگرم براي شما بگويم.
سوال كردم از آقاي پاسخگو كه چرا شيعيان بر روي مهر نماز مي خوانند و جواب دادند كه پيامبر فرموده اند كه زمين و هر چه از آن مي رويد سجده گاه من است بعد پرسيدم كه چرا روي فرش و قالي كه داشتند سجده ميكردند؟ پاسخ دادند كه اون زمان فرش ها حصيري بوده و الان فرش ها اين طور نيست و روي فرشهايي گرون قيمت و چرمي و مويي نماز نمي خواندند. كه البته همه اينها را با آدرس به من دادند كه من چك كردم.
سوال ديگر من اين بود كه چرا با دست هاي باز نماز مي خوانند؟ جواب دادند كه (البته اينها را بيشتر و بهتر براي من توضيح دادند ولي من الان دارم خلاصه ميكنم) پرسيدم چرا دست باز نماز مي خوانند ؟ جواب دادند كه زماني كه خليفه ي ثاني خيلي از ايرانيان را به عنوان اسير گرفت و آورد ديد كه ايرانيان جلويش دست بسته ايستاده اند ، پرسيد كه چرا اين طور ايستاده ايد؟ ايرانيان جواب دادند كه ما جلوي علما و بزرگانمان اينگونه مي ايستم و گفت خوب است روش خوبي است بايد براي احترام جلوي خدا هم اينگونه بايستيم در حالي كه سنت پيامبر اين نبود.
مخالف بيفكري: { و بعد از اين بنده چندين كتاب و لينك و سايت از جمله سايت حضرت ولي عصر عج را به ايشان معرفي كردم و لينك چندين كتاب همچون كتابهاي دكتر تيجاني و كتاب شب هاي پيشاور را به ايشان دادم كه ايشان بعد از مطالعه ي آنها واقعا مجذوب كتاب شبهاي پيشاور شده بود و يك ايرادي كه به كتاب تيجاني ميگرفت اينكه روان و سليس نوشته نشده است} خب خيلي از شما تشكر مي كنم كه وقتتان را در اختيار من قرار داديد. انشالله بار ديگر بتوانيم در خدمت شما باشيم.خدانگهدار
اميرعلي: خيلي تشكر از شما ، خدانگهدار.
منتظر نظر شما دوستان گرامي وبلاگ مخالف بيفكري هستم.
در دنياي امروز، اطلاع رساني ، تبليغات و رفع شبهات ،مورد توجه همگان است؛برماست كه در زمينه ي شناخت و رفع شبهات ديني مردم و بخصوص نسل جوان بكوشيم.