پاسخ به پرسش ها

من يك مطلب در سه قسمت به نام جبر و اختيار انسان نوشتم و از شما خواستم تا سوالاتتان را بپرسيد تا در قسمت چهارم و نهايي جواب دهم مسلما در آينده اگر سوالي پرسيده شود به سوالات زير اضافه ميشود و جواب داده خواهد شد.

سوال : سلام
در مورد این قسمت باید بگم که من قبلا به همه ی اینها فکر کرده بودم ولی نه با این ادبیات -ما نمیتوایم مثال های صد در صد درست بزنیم پس مرا ببخشید
1- ایا بهتر نبود که خدا قبل از افرینش ما دنیایی را که قرار است به ان پای نهیم و تحت قوانین ان زندگی کنیم به ما نشان میداد و فقط موافقین وارد این دنیا میشدند و کسی که نمیخواست وارد دنیا نمیشد یا به هستی نمیامد اشکالی نداشت اگر به خاطر ما نمی امد و فقط در قران این اطمینان به ما داده میشد که ما به خواسته ی خود وارد این دنیا شدیم تا جای اعتراضی باقی نمی ماند

جواب : در پاسخ اين سوال بايد اولا چند چيز مشخص شود.

انسان در كل از زماني كه بوجود ميايد تا ابد شش عالم را پشت سر ميگذارد.1-عالم ذر 2- عالم پشت پدران 3-عالم رحم مادران 4- دنيا 5- برزخ 6-قيامت

بحث ما در مورد عوالم هستي نيست فقط من اين عوالم را نام بردم چون منظورم با عالم ذر است .(شما ميتوانيد براي آشنايي با كليه ي اين عوالم به كتاب از ازل تا قيامت مراجعه كنيد)

عالم ذر جايي كه خداوند از انسان سوگند ميگيرد كه خدايي وجود دارد و فرشتگان را شاهد قرار ميدهد و كليه ي پشت هاي قبل از او و كليه ي نسل هاي بعد از او كه از او بوجود ميايند را به انسان نشان ميدهد و حتي افراد خوب و بد از نسل او را كه از او بوجود ميايند را به او ميشناساند .حالا چرا انسان به خاطر نمي آورد بحثي جداست كه خارج از اين مجال است.

پس ميبينيم كه خداوند از انسان عهد و پيمان گرفته و به او نسل هاي قبل از او و بعد از او را نشان ميدهد يعني انسان بدون اطلاع از آينده ي خود پا به اين جهان نمي گذارد و عهد و پيمان را قبول نميكند .

پس اين سخن ناقص و گزاف است.

در ضمن در مورد قرآن و اطمينان اين حرفها در قرآن از شما سوالي دارم  :آيا ميشد خدا شما را بدون دست  و يا پا و يا اصلا نصف خلق ميكرد يعني نيمتنه اي نداشتيد؟

در مورد دين و ديانت و توحيد و خداپرستي و اعتقاد به معاد و جهان آفرينش هم نميشود فقط به قرآن اتكا كرد. قرآن ائمه و اهل بيت دو بال اسلام و دين هستند آيا ميشود با يك بال پريد؟ مثلا فقط با قرآن.

و من نميدانم كه چرا برخي فكر ميكنند كه هر چه در قرآن آمده كافيست و آنچه قرآن ذكر نكرده رد است!!! من اين سوال را از اين افراد دارم چرا در قرآن گفته نشده كه سگ نجس است درحالي كه همه مسلمين سگ را نجس ميدانند و همين طور هم در مورد جزييات نماز و شكل دقيق آن چيزي به ميان نيامده اما همه به طور كامل نماز ميخوانند.( پس معصومين و قرآن دوبال براي پرواز انسان هستند).

سوال :ادامه ی 1 - مثل این میماند که شما کسی را به زور از اشغال دونی به یک کاخ بیاورید و بگویید که من به تو لطف کردم و در این کاخ برای او قوانینی بیاورید مثلا اینکه اگر گلدان را بشکنی سیلی می خوری و این را وقتی به او بگویی که او را به کاخ اورده ای و در را روی او بسته ای حال انکه باید این قوانین را قبل از اینکه او را به کاخ بیاوری برایش توضیح میدادی تا او حق انتخواب داشته باشد نه این که او را در عمل انجام شده قرار دهی و حتی راه برگشتی پیش رویش نگذاری

جواب : در جواب بايد متذكر شويم كه حتي از نيستي به آشغال داني آمدن غنيمت است چه رسد به كاخ و همين طور قوانين اسلام به نفع بشر هستند مانند آمپولي كه براي كودك تجويز ميشود اما كودك از آن ميترسد و آنرا ظلم تلقي ميكند.

و در مورد كاخ در قرآن آورده شده لا اكراه في الدين يعني هر كاري ميخواهيد بكنيد و اجباري در دين نيست پس گلدان هم ميتوني بشكني.

در ضمن مگر شما ضرب المثل اسب پيش كش را دندان نميشمارند را نشنيده ايد؟

خب در مورد ادامه ي نظر هم من در جواب سوال قبلي توضيح دادم.

سوال : در مورد اینکه خداوند فرموده که اگر مردم میدانستند من تا چه اندازه به انها علاقه دارم برای رسیدن به من از هم پیشی میگرفتند
باید بگویم من مثلا پسرم را تا حد بی نهایت دوست میدارم و به همین خاطر زیبا ترین عروسک دنیا را برایش میخرم ولی او از من متنفر میشود چون من با این کارم به او توهین کردم : می بینی که حتی زیبا ترین هدیه ها میتوتنند بسیار درد اور باشند
این که خدا ما را از نیستی به هستی اورده را یک هدیه ی زیبا تصور کنیم ولی زیبا تر میبود اگر قبل از انکه این عمل انجام پذیرد از هر کسی میپرسیدند که ایا این هدیه را میخواهد یا نه ؟

جواب : اولا كجاي منطق ميگويند كه اسب پيش كش را دندان ميشمرند؟ و كجاي منطق گفته شده كه اسب پيشكش به زور به شما تحميل شده است؟

و همين طور در مورد شما پدر گرامي و فرزندتان آيا اين صحيح است كه شما و همسرتان فرزندي را بوجود آورده ايد در حالي كه هيچ احتياجي به او نداريد و يا بهتر بگوييم هيچ درخواستي از او نداريد ولي با اين وجود مادر شب بيداري ميكند و حتي كثافت هاي بچه را ميشويد و پدر از جان خود براي رفاه فرزند مايه ميگذارد اين در حالي است كه فرزند محتاج پدر و مادر است و كليه ي درخواست ها از طرف اوست و پدر و مادر هيچ در خواستي ندارند . و زماني كه فرزند شما سختي بر خود ديد و آدم ضعيف بي ظرفيتي بود و نتوانست زير سنگ اسياب دوام آورد بايد مستقيم بيايد و به شما بگويد كه چرا مرا به اين دنيا آورديد؟ آيا اين له كردن و زير پا گذاشتن آنهمه لطف و مرحمت و از جان گذشتگي و ... نيست؟ و آيا شما پدر گرامي راه و روش زندگي صحيح و مرد بودن ( منظور استقامت است) و سر پاي خود ايستادن را به فرزند ياد نداده ايد؟ پس فكر ميكنيد براي چه امري و چه كاري خداوند 124 هزار پيامبر را به زمين فرستاد ؟

سوال : دوست عزيز سلام
مطالب خيلي خوبي داري و اگر نوشته‌ها از خودت باشه، بايد اضافه کنم که نگارش خوبي هم داري و بي غلط و روان مي نويسي. در ضمن شعرهاي قشنگي گذاشتي.
خسته نباشيد

جواب : من اين مطالب را از افكار خود مينويسم و به قلم خودم است .اما تاثير گرفته از كتاب هاي دكتر مطهري هستند و اكثر استدلالات را از كتاب هاي ايشان مياورم . و در برخي موراد هم با مراجعه به پرسش هاي پرسيده شده ي جوانان  و مردم از دفتر نشر تبليغات اسلامي و اكثريت جواب ها را پيدا ميكنم . و همين طور با اندك آشنايي با قرآن و ائمه .بله اين به اين دليل است كه اكثر شبهات و تفكرات به يكديگر نزديك هستند و با اندكي تحقيق و تفحص به همه ي جوابهايتان ميرسيد. فقط بعضي ها عادت كرده اند لقمه را جويده برايشان در دهانشان بگذارند و اگر لقمه سالم بود از گشنگي ميميرند.

سوال: دو راهی خیر و شر : ایا این دو راهی نیز نوعی جبر نیست = یک دو راهی که به ما تحمیل شده وحق انتخواب و اختیار ما در ان خلاصه میشود و خودمان نمیتوانیم راه سومی بسازیم و مجبوریم که یکی از این دو را انتخواب کنیم زیرا در زندگی بعدی ما این دو هستند که نقش اصلی را بازی می کنند و چرا باید من در بین خیر و شر و بهشت و جهنم انتخواب کنم و نمیتوانم حتی هی هیچکدام را انتخواب نکنم و مجبور به انتخواب میباشم که تصمیم دارم در زندگی بعدی خودم یک چراگاه زیبا و بزرگ را برای چریدن انتخواب کنم یا یک شکنجه گاه را برای شگنجه شدن = چه پایان و هدف مسخره ایست برای انسان یا حداقل من که هدفی دیگر دارم و میخواهم که میتوانستم مثل داستان پینوکیو به یک پسر واقعی تبدیل شوم ( همانند افریدگارم شوم و یا نسبت به ان برتری یابم ) و بتوانم دنیای دیگری با مخلوقات خودم بسازم .
ایا به راستی پدر زپتو (خدای پینوکیو) خدایی توانا تر از خدای ما نیست حتی در عالم خیال؟

جواب : در مورد پينوكيو آيا پينوكيو اختياري از خود داشت ؟ آيا كسي كه خلقش كرد و بعد به او جان داد از او سوالي براي اين خلق شدن كرد؟ در صورتي كه خداي ما  از ما سوال كرد و هم آينده و گذشته ي ما را به ما نشان داد و همين طور تمامي نسول قبل و بعد از ما را به ما نشان داد و به ما گفت كه هدفتان كجاست و همين طور ما را راهنمايي كرد. (هدف كجاست؟)

در مورد دو راهي خيروشر بايد بگوييم از فكر ضعيفي بر خوردار هستيد و از عقلتان به درستي هم استفاده نمي كنيد اين طور كه شما فكر ميكنيد و تصميم داريد پس حتما در آخر اين بحث ميگوييد كه اين اختيار تمام و كمالي كه به ما داده شده است هم اجباري بود. دوست گرامي شما خيلي بد بين هستيد و با بد بيني به دنيا نگاه ميكنيد و قسمت سوم مقاله هم بيشتر در مورد شما صدق ميكند .دو راهي خير و شر اجباري نيست نه . اين اختيار انسان است كه براي او مسئوليت مي آورد .

اشتباه شما در اين است كه پنداشته‏ايد عاملى جبرى بايد در نفس موجود باشد در حالى كه عامل اصلى گزينش راه نيك و بد نفس مختار انسانى است. به عبارت ديگر: 1- انسان در زندگى همواره بر سر دو راهى‏ها قرار مى‏گيرد و به سوى هر يك از طريق عوامل درونى وسوسه و تحريك مى‏شود.

2- قدرت انتخاب هر يك از دو راه را نيز دارا است.

3- خداوند از درون و برون، نيك و بد هر يك را به او آموخته و هدايت كرده است.

4- برخى اراده مى‏كنند و به موجب هدايت‏هاى الهى و گرايش‏هاى فطرى در برابر خواسته‏هاى حيوانى مقاومت نموده و راه سعادت در پيش مى‏گيرند و برخى برعكس خود را اسير هواهاى نفسانى نموده و با گرايش‏هاى متعالى و هدايت‏هاى عقلانى و ربانى مى‏ستيزند. بنابراين عامل نيك و بد و ميل به هر يك در ضمير همگان نهفته است ولى آدمى مقهور هيچ يك نيست و با اختيار و انتخاب آزاد مى‏تواند هر يك را برگزيند و با ديگرى بستيزد إِنَّا هَدَيْناهُ اَلسَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً. (سوره دهر، آيه 3)

 

سوال: آيا نمى شود ما نه گناه كنيم و نه كار خوب و خدا هم كارى به كار ما نداشته ‏باشد و كلا چرا بايد به دنبال خدا برويم؟

جواب :چنان كه گفته شد نظام جهان داراى قوانين ثابت و معينى است كه خروج از آن قواعد و سنن براى ما امكان‏پذير نيست و خواه ناخواه در حلقه آن قرار داريم. البته از اين بابت بسيار بايد سپاسگزار خداوند باشيم زيرا ما در جايى قرار گرفته‏ايم كه كمتر موجودى توفيق و امكان آن را دارد. حال اگر ما خاك يا سنگ و يا ديگر موجودات پست بوديم، وضع همان مى‏شد كه شما نوشته‏ايد ولى آيا اكنون در وضعيت بسيار مطلوب‏ترى قرار نداريم؟ به نظر مى‏رسد اين نوعى ناسپاسى نسبت به اصل نعمت آفرينش و مرتبه وجودى باشد.

انسان به همان دليل به جهنم مى‏رود كه مى‏تواند به بهشت برود و باز به همان دليل كه مى‏تواند بهشتى باشد، جهنمى مى‏شود.

براى سنگ و خاك، بينا بودن و يا كور شدن معنا ندارد، چون چنين اقتضايى در او وجود ندارد ولى براى موجود بيناست كه بينايى و يا كورى معنا پيدا مى‏كند. (براى توضيح بيشتر در اين زمينه ر. ك: عدل الهى، شهيد مطهرى)

سوال : بازی: ایا تا به حال به این فکر کرده اید که خدا اگر میخواست میتوانست تمام بدی هایی را که در زندگی ما به وجود اورده خوبی جلوه دهد و بالعکس و ان وقت بهشت را به کسانی وعده میداد که ان کارهای بد را که در زندگی ما خوبی بود وعده دهد یعنی میگفت ادم کشی ثواب است و ازدواج گناه و زنا ثواب و نجات زندگی یک انسان گناه و ما را نیز طوری میافرید که با انجام مثلا قتل احساسی همانند احساسی که اکنون از نجات زندگی یک انسان به ما دست میدهد به ما دست دهد و دین را هم بر همین قوانین پایه ریزی میکرد و انوقت شما مرا به همان کارها ( قتل و زنا ) دعوت میکردید و من باز هم همین مثال را برای شما میزدم .

جواب :  دوست عزيز كاملا در اشتباه هستيد هر چه خوبي است از خداست يعني هر چه خدا ميكند خوبي است و هر چه بدي است از انسان است كه در قرآن كريم صرحتا ذكر شده است و مسلما به اين شكل نيست كه خداوند خوبي ها را بد جلوه دهد يا بلعكس به اين صورت است كه در اثر وجود خوبي ، بدي معني پيدا كرده و در اثر وجود بديست كه خوبي معني پيدا ميكند و اين فطرت پاك و نيك انسان است كه خوبي را در مقابل بدي قرار ميدهد هر چند كه ميبينيم در ملل غربي و به اصطلاح متمدن زنا معني نميدهد و حتي كار پسنديده اي است چه شخص مجرد باشد چه متاهل و يا در مورد لواط و هم جنس بازي آنها همجنسگرايي را بيماري ميدانند و ميگوييد كه بايد آنها آزاد باشند شما بدليل اينكه خداوند زنا را حرام و قتل را حرام اعلام كردند بد ميشمريد چون عواقب سنگين آن ( چه در دنيا چه در آخرت ) گريبانگير انسان ميشود و اين همه ي خوبي ها هستند كه از ذات پاك و مقدس الهي سرچشمه ميگيرند. ( منشا هر چيز خداست ) انشالله در مطالب بعدي در مورد عواملي كه انسان را به گناه ميكشانند (منظور عواملي است كه خداوند در وجود انسان قرار داده است) حتما پستي خواهيم داشت.

 

سوال : سلام
در يکي از پست‌ها در جواب به شخصي نوشته بوديد که اگر چه به اجبار به اين جهان اومديم ولي ...
جناب آقاي ابطحي در کتب خود اين حالت را هم مطرح کرده است که در عالم ذر از انسان‌ها اجازه براي ورود به اين عالم گرفته مي‌شود و همه با خواست قبلي به اين جهان مي‌ايند. اما آن را به ياد نمي‌آورند.
نظرتان چيست؟ ممنون ميشم پاسخ بفرمائيد.
باي

جواب : بله ، ايشان كاملا درست گفته اند و همچين عالمي (يعني ذر) وجود دارد و اينكه انسان به خاطر نمي آورد بحث ديگري است .در ضمن من نگفتم كه آفرينش انسان به اجبار بوده من گفتم در آفرينش خود نقشي نداشته است يعني خدا او را آفريده و ساخته و پرداخته كرده است و با اختيار و اطلاع از آينده و دنيايي كه ميخواهد وارد آن شود پا به اين جهان گذاشته است.

 

سوال : سلام
جهانی شدن در منظر اسلامی یعنی تحقق حکومت عدل جهانی که مقدمه آن نبرد نهایی حق و باطل است و برای این نبرد باید جبهه حق را تقویت کرد؛ البته باید توجه داشت که تقویت این جبهه پیش از آن که تقویت نظامی باشد، تقویت فرهنگی و معنوی است؛ زیرا اساس هویت این جبهه، معنویت است و مقصود این است که باید حق و عدل را هر چه واضح تر و صیقلی تر آشکار کرد و توان فهم مردم از حق و عدل را افزایش داد؛ به گونه ای که مردم بتوانند حکومت عدل را تحمل کنند! خوب است به این نکته توجه کنیم که حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه ـ بالاتر از امام علی علیه السلام نیست، پس ویژگی مهم حکومت عدل مهدی، به فاعل آن برنمی گردد؛ بلکه به قابل برمی گردد؛ یعنی در زمان مهدی (عج) مردم به حدی از بلوغ فکری رسیده اند که بتوانند حق را از باطل تشخیص دهند و تسلیم دشمنانی نشوند که می کوشند لباس باطل بر چهره حق بپوشانند تا مردم را از آن رویگردان کنند و به جای آن باطلی که با حق مخلوط شده، به خورد آن ها بدهند؛ اما مردمی که درک صحیح و معقولی از عدل ندارند، حتی حکومت علی (ع) نیز بر آن ها تنگ می آید؛
اللهم عجل لولیک الفرج

کربلایی باشید

جواب : بله مسلما همين طور است و اين به دليل اين است كه فهم و درك درستي از عدل و بي عدالتي ندارند.

و در مورد ظهور اقا بايد بگويم كه ايشان زماني ظهور ميكنند كه جامعه ي بشريت به آن نيازمند و تشنه باشند .شما فرض بفرماييد كه ما جنسي را كه هيچ احتياجي به آن نيست به بازار عرضه كنيم مسلما اين جنس به فروش نميرسد و ما با شكست روبرو خواهيم شد و همين طور مسلما در زمان ظهور امام زمان با ايشان مخالفت هايي ميشود و مخالفيني پيدا شده كه امام زمان آنها را از بين خواهد برد و حكومت عدل الهي را ميگسترند و در مورد حكومت هم بايد بگوييم كه تا قبل از ظهور امام زمان و بعد از پيغمبر و علي ( ع) هيچ كس و هيچ حكومتي نمي تواند عدل را بر قرار كند اما ميتوانند در جهت آن سعي كنند.

سوال : شخصى كه نمى‏خواهد به بهشت برود و يا به جهنم و خودش هم مسلمان نيست،چه كند؟

جواب : سرسپارى در پيشگاه خداوند و تسليم دين و اوامر او گشتن از وظايف اصلى هر انسان است. عقل سليم حكم مى‏كند كه آدمى بايد در برابر آفريدگار و منعم خويش خاضع و شاكر باشد و اين بدون فرمان‏بردارى از او و پذيرش دين مورد رضاى او ممكن نيست و سرپيچى از آن جهنم حتمى را در پى دارد. مگر براى جاهل قاصر. بنابراين كسى هم كه بهشت را نمى‏خواهد بايد به دين حق درآيد وگرنه جهنمى خواهد شد. ليكن به خدا بگويد من دين تو را مى‏پذيرم و اوامر تو را عمل مى‏كنم كه جهنم نروم ولى من را به بهشت هم مبر علاوه بر اينكه دست‏يابى به پاداش و راه‏يابى به مقامات و درجات نياز به تلاش و از خودگذشتگى دارد و تحمل سختى‏ها در پيش دارد و در غير اينصورت ارزشمندى آن آشكار نخواهد شد. همچنان كه در طبيعت نيز دسترسى به رگه‏هاى الماس وذرات طلا نياز به تلاش بيشتر دارد و كمياب‏تر مى‏باشد.

سوال : من هم خانواده ی ثروتمندی ندارم و تمام خانواده ی ما به شدت مذهبی هستند و مدام مرا سرزنش میکنند و لی من مثل انها دولا راست نمیشوم زیرا تا دلیل هر کار را تا حد خودم درک نکنم دست به ان کار نخواهم زد.

جواب: من واقعا به شما و امثال شما خندم ميگيره به شما نادانان كه امي پنداريد اگر بندگي خدا را نكنيد خدا را آسيب زده ايد و یا اینکه خدا را بندگی کنید سودی به خدا رسانده اید همه اینها برای انسان است .جا دارد يك چيز را برايتان شما روشن كنم و آن اين است كه انسان بنده آفريده شد نمي تواند بندگي نكند انسان يا بايد بنده ي خدا باشد يا بنده ي غير خدا شما ميگوييد كه چرا بايد خم و راست شويم ميدانم منظورتان خواندن نمازز است اين براي رسيدن به بندگي خدا است ما بايد بندگي خدا را بكنيم شما فكر ميكنيد كه اگر بندگي خدار را نكرديد ديگر همه چيز تمام شد و رها هستيد بايد بگويم سخت در اشتباه و گمراهي به سر ميبريد شما داريد بندگي شيطان و نفستان را ميكنيد شما ميخواهيد بنده نباشيد اما نا خود آگاه و بدون اطلاع با ترك بندگي خدا به بندگي كس ديگري در آمده ايد شما ميخواهيد دين و خدا را كنار گذاشته پس يعني بايد هوا هوس و شهوت و پول مال و دنيا پرستي را جاگزينش كنيد غير از اين  چاره اي نداريد يا بندگي خدا يا بندگي شيطان پس شما يا بندگي خدار ا ميكنيد يا بندگي شيطان را ميكنيد شما بايد شكم خود را سير كنيد، يا كار و تلاش و زحمت و نان حلال يعني بندگي خدا را كرده ايد يا دزدي و گدايي و كلاه برداري و رشوه و نان حرام ميخوريد و به زن و بچه ميدهيد يعني بندگي  شيطان را كرده ايد شما بايد نياز شهوانييتان را پاسخ بدهيد يا ازدواج يا يعني بندگي خدا يا زنا يعني بندگي شيطان شما هيچ راهي نداريد جز بندگي يا شيطان يا خدا.

شايد فكر كنيد كه من خود كشي ميكنم و از بندگي خلاص ميشوم كاملا در اشتباه هستيد خود كشي ( اين هم نوعي از بندگي شيطان است كه ما اين امانت يعني جان را و نفس را به قتل برسانيم) و اين بزرگترين خواسته ي شيطان است كه انسان در امانت خيانت كند و شما با اين كار شيطان را خوشحال كرده ايد. و خداوند ميفرمايند كه خدا را هيچ ضرري نمي رسد از اين كار.

حالا من از شما ميپرسم كدام بهتر است شيطاني كه قسم خورده ي انسان است و اين حرف هايي كه ميزنيد شيطاني هستند و شيطاني كه جز فساد و گمراهي و آتش جهنم چيزسي براي ما نميخواهد يا خداوند رب العالمين كه جز خوبي براي ما نميخواهد و جز مهرباني در حق ما نكرده است و جز نعمت به ما نداده است؟ خودتان مختاريد كه انتخاب كنيد شما قبلا بندگي را انتخاب كرده ايد و حالا بايد بين بندگي شيطان و خدا يكي را انتخاب كنيد اگر نماز نمي خوانيد چون فكر ميكنيد كه بندگي است پس بايد بدانيد كه اگر نخوانديد نا خود اگاه و بدون اختيار در بندگي هستيد و بنده ي كسي هستيد  كه شما را غرق در ظلالت و تباهي ميكند.

جز خدا را بندگي حيف است حيف

بي غم او زندگي حيف است حيف

در غمش در خلد عشرت چون كنم

ماندگي از بندگي حيف است حيف

جز به درگاه رفيعش سر منه

بهر غير افكندگي حيف است حيف

اهل دنيا را سبك كن ناتوان

با گران افكندگي حيف است حيف

يا رب از عشقت بده شوري مرا

فيض را افسردگي حيف است حيف

 

سوال : خودکشی : شما عقب نشستی و به صادق هدایت نگاه میکنی (کتابهاشو بخون تا درونش رو ببینی - تضاد : همین امری که شما بهش اشاره کردی - اگر کتابهایش را بخوانی به تضاد شدید روحی وی که نه از روی رفاه بلکه درک عمیق وی باعث ان شده دست خواهی یافت که البته هر کتاب او را 5-6 بار باید خواند تا بتوانی راه خروج از گرداب وجودش که تو را یکسره بسوی یک سیاه چاله میکشد پیدا کنی

قبول دارم که خیلی از انسان ها به همان دلایل که شما ذکر کردی خودکشی میکنند ولی فقط بعضی. و بهتر بود در این مورد صادق هدایت را مثال نمیزدید.

جواب : ما اينجا حرف هايي ميزنيم كه صاحب نظران بر آن به اتفاق راي داده اند و كاري به فرضيه ها و نظريه هايي مثل نظريه ي شما در مورد صادق هدايت نداريم و همه رد هستند . در ضمن صادق هدايت مثالي بود براي نزديكي به ذهن و بحث ما اينجا سر اين نيست كه امام حسين به بهشت مي رود و يا يزيد به جهنم.شما مي توانيد به عقل ناقص خود برداشت هاي ديگري هم بكنيد شما مانند انسان هاي اوليه و  نخستين سخن ميگوييد آنها اعتقاد داشتند كه هر چيزي را آنقدر بجوشاني بخار ميشود و چيزي از آن باقي نمي ماند چون ديده بودند كه يخ را كه بجوشاني همين اتفاق مي افتد .شما جوان هستي و جاي پيشرفت زياد داريد مانند انسان هاي اوليه نباشيد و غار بيرون بياييد. در ضمن عقب نشيني من كجا بود؟

و مثال صادق هدايت براي آن بود كه بفهمي هيچ ثروتمندي حال فقيري را درك نمي كند و هيچ سالمي حال مريض را درك نمي كند.

سوال :   شما زندگی نامه ی ونسان ونگوگ را بخوانید : او نه ثروتمند بود نه بوالهوس و نه ساده انگار (با توجه به نوع زندگی در غرب) و زیبایی ها را به حد زیادی درک و احساس میکرد - در یک مقطع زمانی از زندگیش اینقدر خودش را در یک روستای فقیر نشین وقف مردم کرد بعد از رفتنش از انجا هر کس به ان دیار میرفت مردم برای او حکایت مسیح ثانی (ونگوگ)را میگفتند.

ولی ونسان ونگوگ هم خودکشی کرد و به شما توصیه میکنم اخرین تابلوی او را که دقیقه ای قبل از خودکشی تمام کرده بود ببینید.در ان تابلو یک دو راهیست و مزرعه ای دیده میشود که باد گندمهای ان را به دوجهت مخالف هدایت میکند و کلاغ ها را خواهید دید که به دو سو پرواز میکنند و حتی در این تابلو دو خورشید میبینید . این تابلو یکسره حرارت است

جواب :  نه خير آقا بهتر است شما برويد و زندگي نامه ي ونسان ونگوگ را با دقت و بيشتر مطالعه كنيد. شما همان ونسان ونگوگي را ميگوييد كه چند وقتي در بيمارستان رواني بستري بود و هماني را ميگوييد كه هنگامي كه دختر بچه به او گفت چه گوش زيبايي داريد او گوشش را بريد و در دستمال گذاشت و به دختر بچه داد شايد اين از نظر شما از خود گذشتگي معني بده اما براي من كوته فكري و كم عقلي تعبير ميشه چون اون اينقدر عاقل و اهل فكر و تفكر نبود كه حتي نفهميد كه هر چيزي در جاي خودش زيباست و گوش و چشم و ... بر روي سر هستند كه زيبا هستند و اگر جدا شوند صحنه هايي دلخراش پديد مي آورند .

ونسان ونگوگ يك ديوانه ي كژ انديش شكست خورده از عشق بود .همان بهتر كه خود كشي كرد.

در مورد تابلو بايد بگم كه کشتزار و کلاغ ها آخرین نقاشی ونسان ون گوگ است؛ پرندگان سیاه رو به آسمان در پروازند و منتقدان هنری این را به پیشگویی مرگ تعبیر کرده اند. پس دو راهي در كار نيست او نقشه ي خود كشي خود را كشيده بود و اصلا هم تمايل ندارم اين بحث ونسان ونگوگ ادامه پيدا كند شما ميتوانستيد كسان ديگر و بهتري را مثال بزنيد هر چند كه اينگونه انسان ها همه و همه يك نوع هستند با يك سري تفكرات پوچ و يا حتي بي تفكر.

 

سوال : دلیل اینکه جهنم را به بهشتی که در قران وعده داده شده ترجیح میدهم فقط لجبازیست زیرا من غایتی مانند یک چراگاه برای چریدن را برای خود متصور نیستم و فکر ان هم ازارم میدهد - من نمیخواهم همیشه در مسیر بی نهایت باشم بلکه میخواهم بی نهایت باشم و دیگران به سوی من (افریده های خودم)

جواب : شما يك انسان افسار گسيخته و بنده ي شيطان هستيد شما نميتوانيد نفس خود را كنترل كنيد در ضمن بي نهايت معني ندارد اين افكار پوچ شما هستند كه معني دارند شما دست به خلقت بزنيد ببينيم كدامشان به سوي شما مي آيند شما مخلوقيد و توانايي خلقت نداريد شما فقط توانايي بندگي داريد و بس و غير از اين هيچ يا بندگي شيطان يا بندگي خداوند. انتخاب با شماست.(لا اكراه في الدين) البته در شما خصلت حسادت هم ديده ميشود. آيا نشنيده ايد انا لله و انا اليه راجعون آيا شما معني ما از خداييم و به سوي او بر ميگرديم را ميدانيد؟

 به نظرات بعدي شما هم پاسخ داده ميشود...